ایالات متحده آمریکا در سالی که گذشت

علی امامی
    •••••  یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ — ۲۳:۳۵ کد مطلب : 1844/a   

از کشتار سیاهپوستان و تراژدی «چپل هیل» تا افشای شکنجه گری سیا

ایالات متحده آمریکا در سالی که گذشت کماکان اصلی ترین کانون صدور تروریسم در نظام بین الملل محسوب می شد. حمایت از دیکتاتورهای خاورمیانه، ادامه کشتار در افغانستان، استمرار سیاست حفظ و مدیریت تکفیری ها از طریق تشکیل ائتلاف ظاهری ضد داعش و... جملگی مبانی و مختصات رفتار آمریکا در حوزه سیاست خارجی این کشور را تشکیل می دهد. با این حال، طی یکسال گذشته سه حادثه نقاط نشانگر بیگانگی مقامات آمریکایی با ارزشهای انسانی و حقوق بشری بود. در این نوشتار، به اختصار به بررسی هر یک از این موارد می پردازیم.

وقتی کشتار سیاهپوستان توسط پلیس عادی می شود

کشته شدن «مایکل براون» نوجوان 18 ساله غیر مسلح سیاهپوست توسط پلیس آمریکا در شهر کوچک فرگوسن و متعاقبا تبرئه افسر پلیس قاتل، منجر به شکل گیری موجی از اعتراضات عمومی در این شهر و دیگر شهرهای آمریکا شد. در حالی که اعتراضات در فرگوسن در تابستان سال 1393 ادامه داشت، یک سیاهپوست دستفروش و غیر مسلح دیگر به نام «اریک گارنر» توسط پلیس آمریکا و به دلیل خفگی ناشی از فشار دستان پلیس بر روی گردن خود کشته شد. این اتفاق در نیویورک رخ داد. همین موارد باعث شد تا آمریکا در سال 1393 به صحنه اعتراض علیه نقش حقوق رنگین پوستان این کشور تبدیل شود.

در این میان، اوباما تنها به محکوم کردن ظاهری این حوادث بسنده کرد. رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا مردود اصلی این رخدادها بود. وی نه تنها اقدامی عملی در راستای دفاع از سیاهپوستان کشته شده صورت نداد، بلکه اختیارات پلیس در سرکوب معترضین سیاهپوست را نیز افزایش داده و تشدید کرد. حزب دموکرات در دو انتخابات ریاست جمهوری 2008 و 2012 میلادی با اتکا به حضور رنگین پوستان توانست بر جمهوریخواهان پیروز شود. با این حال این روزها معادلاتی که در فرگوسن، نیویورک و دیگر شهرهای آمریکا رخ می دهد معادله را به طور کامل بر هم زده است. در جریان رقابتهای انتخابات میاندوره ای ایالات متحده و در حالی که اوباما نسبت به پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندوره ای ـ جهت جلوگیری از افزایش قدرت مانور جمهوری خواهان ـ به شدت محتاج بود، سیاهپوستان و سایر رنگین پوستان که دارای تابعیتی آمریکایی و حق رای بودند با صحنه انتخابات قهر کردند. مشارکت حدود 30 درصدی شهروندان آمریکایی در انتخابات نشان داد که دیگر برای رنگین پوستان پیروزی حزب دموکرات در کنگره و افزایش قدرت مانور اوباما اهمیتی نداشته است.

در حال حاضر، سیاهپوستان آمریکایی نسبت به هر زمان دیگری نسبت به وضعیت خود خشمگین تر هستند. آنچه در سال 1393 در فرگوسن و نیویورک علیه سیاهپوستان رخ داد، نشانه ای موثق دال بر حفظ بنیانهای دوران برده داری در آمریکاست. هم اکنون سیاهپوستان آمریکایی نه تنها در جبهه های سیاسی و اجتماعی حمایت کننده از دولتمردان خود حضور ندارند، بلکه در مقابل وی و پلیس فدرال قرار گرفته و علیه بروز تبعیضهای نژادی علیه خود شعار می دهند. نا امیدی سیاهپوستان از اوباما در چنین شرایطی بیش از پیش افزایش یافته است. واقعیت امر این است که حزب دموکرات حتی نسبت به سیاهپوستان حامی اوباما به عنوان یک سرمایه سیاسی و اجتماعی نگاه نکرد و نگاه ابزارگرایانه سران حزب دموکرات نسبت به رنگین پوستان ـ به مانند نگاه ابزارگرایانه جمهوری خواهان نسبت به اقلیت های نژادی ـ به قوت خود باقی ماند.

پرده بردای محدود از شکنجه گری سازمان سیا

یکی دیگر از وقایع مهم سال 1393، پرده برداری کمیته اطلاعات سنای آمریکا از شکنجه گری سازمان سیا بود. این افشاگری محدود درست در زمانی رخ داد که دموکراتها انتخابات سنا را به جمهوریخواهان واگذار کردند. در چنین شرایطی دموکراتهای سنا در صدد یک افشاگری محدود علیه دولت جرج واکر بوش برآمدند تا به این وسیله، موقعیت از دست رفته حزبی خود را پس از شکست در انتخابات و قبل از جابه جایی کنگره تقویت کنند.

کنگره سابق آمریکا در آذرماه امسال افشا کرد که در دوران جرج  واکر بوش، افسران سیا با کمک 24 کشور دیگر، دست به شکنجه گری نامحدود علیه مظنونان و زندانیان امنیتی زده اند. این گزارش 500 صفحه‌ای درباره زندان های مخفی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و روش های خشونت آمیز شکنجه مظنونان تروریستی بود که عمدتا بی گناه شناخته شدند. از جمله روشهای بازجویی غیرقانونی سیا، غرق مصنوعی، گرسنگی اجباری، بی خوابی اجباری، تهدید به تجاوز جنسی نزدیکان زندانیان و آبرسانی مقعدی بوده است.

موضوع افشای اسناد کمیته اطلاعات آمریکا در خصوص شکنجه گری های سازمان سیا و نقش 24 کشور در نقل و انتقال و شکنجه افراد مظنون و زندانی، وجدان بشری را سخت آزرد. این در حالی بود که مقامات امنیتی آمریکا از مدتها قبل نسبت به افشاگری در خصوص وجود زندانهای مخفی سیا در خاک اروپا وحشت داشتند. تحقیقات رسمی درباره زندان‌های مخفی سیا در لهستان در سال 2008 یعنی یک سال بعد از روی کار آمدن «دونالد تاسک» نخست وزیر سابق لهستان آغاز شد. تاسک پس از اینکه رسانه‌های این کشور اطلاعاتی را درباره زندان‌های مخفی سازمان سیا در این کشور منتشر کردند؛ خواستار رازداری درباره تحقیقات انجام شده از زندان‌های مخفی سازمان سیا شد. از سوی دیگر، مسئله وجود شکنجه گاه های سازمان سیا در پاکستان، افغانستان و آسیای شرقی نیز به پرونده ای مرموز ولی واقعی تبدیل شده بود. دست داشتن مقامات امنیتی 24 کشور اروپایی، آفریقایی و آسیایی در انتقال و بازجویی و شکنجه مظنونان و زندانیان، مقامات سازمان سیا را از همان سالهای 2011 و 2012 میلادی نگران ساخته بود.

با این حال گزارش کمیته سیاست خارجی سنا به گونه ای تنظیم شد که نه تنها از تکرار شکنجه های سازمان سیا جلوگیری نمی کند و الزام آور نیست، بلکه اساسا کمترین حاشیه حقوقی ممکن را متوجه شکنجه گران نکرد. اعلام رسمی وزارت دادگستری آمریکا مبنی بر عدم تعقیب قضائی افسران شکنجه‌گر سازمان سیا این موضوع را اثبات می کند. نکته بسیار مهم تر اینکه به دلیل پیوند مستقیمی که میان رسانه های پر تیراژ و نهادهای امنیتی در آمریکا وجود دارد، مانور رسانه ای حول خود افشایی صورت گرفته به گونه ای صورت می گیرد که اذهان را از سئوال اصلی باز می دارد: اینکه در بیش از 6000 صفحه گزارش اصلی و صدها هزار پی نوشت و سند دیگری که در گزارش های غیر رسمی آمده است، چه اسناد مهم تری وجود دارد که در پشت پرده اسناد محدود افشا شده ـ در حد 500 صفحه ـ مخفی شده است؟

نکته مهم دیگر، به شیوه واکنش دبیر کل سازمان ملل متحد و دیگر مقامات مدعی رعایت حقوق بشر، نسبت به گزارش شکنجه گری سازمان سیا بود. کراشناسان مسائل حقوقی معتقد بودند که طبیعی ترین اثر وضعی این مسئله، صدور قطعنامه ای رسمی علیه ایالات متحده آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد و محکوم کردن موضوع و بازخواست رسمی مقامات امنیتی و دولتی آمریکا مخصوصا دولت جرج واکر بوش خواهد بود. همچنین تعقیب و محاکمه قضائی شکنجه گران سازمان سیا به همراه محاکمه کلیه مقامات امنیتی کشورهایی که در انتقال، نگهداری و شکنجه مظنونان و زندانیان دست داشته اند امری بدیهی محسوب می شد. با این حال، بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد و دیگر مقامات این سازمان قصد اقامه دعوی علیه واشنگتن، به عنوان اصلی ترین حامی غربی خود را نداشته و ندارند!

بان کی مون در روزهای نخست افشاگری محدود و کنترل شده کمیته اطلاعات کنگره کمترین موضعی در این خصوص اتخاذ نکرد. با این حال او در سخنرانی پایان سال 2014 میلادی تصمیم گرفت کمی نیز در مورد این دغدغه بین المللی سخن بگوید! دبیر کل سازمان ملل متحد در این خصوص اعلام کرد: «انتشار گزارش شکنجه از طرف مجلس سنای آمریکا نشان داد این موضوع همچنان در بخش هایی از جهان وجود دارد. جلوگیری از شکنجه یک اصل مطلق است و نباید در هیچ موقعیتی از آن استفاده شود. این گزارش از آنجا قابل ستایش است چون به منزله نوری بر آنچه که در منطقه ای تاریک روی می دهد، می ماند!»

بان کی مون  بدون اینکه در خصوص عواقب و تبعات شکنجه گری سازمان سیا ـ به لحاظ حقوقی و امنیتی ـ سخنی به میان آورد، تنها از کمیته اطلاعات سنای آمریکا بابت انتشار این گزارش سانسور شده و محدود تشکر کرد!

 البته همراهی بان کی مون در کسوت وزیر امور خارجه سابق کره جنوبی با سازمان سیا و مشارکت وی در شکنجه گری های آمریکا موضوعی است که دبیر کل فعلی سازمان ملل به شدت از افشای آن وحشت دارد! حقیقت تلخ دیگر اینکه حتی در صورت ارسال پرونده به شورای امنیت، آمریکا با استفاده از حق وتوی ظالمانه خود مانع از تصویب هرگونه قطعنامه ای علیه توحش سازمان سیا خواهد شد. این خود سندی محرز دال بر ناتوانی سازمانهای بین الملل در دفاع از حقوق امنیتی و اولیه ملت های دنیا محسوب می شود.

جنایت چپل هیل؛ سندی دیگر دال بر جنایات آمریکا

 در 21 بهمن ماه سال 1393، سه دانشجوی جوان مسلمان در منطقه «چپل هیل» واقع در ایالت کارولینای شمالی، توسط همسایه نژادپرست و ضد دین خود به قتل رسیدند. مرد همسایه قبلاً هم چندین بار آن‌ها را اذیت و آزار داده و تهدید کرده بود. این خانواده مسلمان حتی بارها به مدیر ساختمان شکایت کرده و گفته بودند که اگر بار دیگر برای ما مزاحمت ایجاد کرد، باید با پلیس تماس بگیرید. با این حال فرد نژاد پرست، در نهایت سه جوان مسلمان را به قتل رساند. اوباما نیز با تاخیری هدفمند و پس از گذشت چند روز، تنها این حادثه را محکوم کرد، آن هم بدون اینکه اقدامی عملی در راستای مواجهه با نژادپرستان ساکن چپل هیل و ایالت کارولینای شمالی صورت دهد. بسیاری از مسلمانان، سیاهپوستان و آسیایی تبارهایی که در ایالت کارولینای شمالی زندگی می کردند، تصور می کردند که در سال 2008 میلادی و پس از پیروزی اوباما نژادپرستی در این ایالت خاتمه خواهد یافت. اما امروز کارولینای شمالی به نقطه صفر و حتی پیش از 2008 بازگشته که به عنوان یک فاجعه محسوب می شود.

 در سال 2008 میلادی که رقابتهای انتخاباتی باراک اوباما و هیلاری کلینتون در درون حزب دموکرات بر سر راهیابی به دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری به نقطه اوج خود رسیده بود، این  رقابت پایاپای سبب شده بود که رقابتهای انتخاباتی درون حزبی آنها در دور نهایی بسیار حساس تر از قبل پیگیری شود و به همین دلیل بسیاری از شهروندان آمریکایی اطمینان داشتند که پیروز ماراتن اوباما و هیلاری کلینتون قطعا جان مک کین، نامزد ضعیف حزب جمهوریخواه را شکست خواهد داد و وارد کاخ سفید خواهد شد. هر اندازه زمان می گذشت بر شدت رقابت میان دو نامزد حزب دموکرات افزوده می شد. سرانجام کار به «ایالت کارولینای شمالی» کشید. جایی که پیروزی یا شکست هر یک از نامزدها تعیین کننده پیروزی نسبی نهایی آنها در رقابت با دیگری بود. حضور گسترده سیاهپوستان و مهاجرین و آسیایی تبارها در کارولینای شمالی و در انتخابات درون حزبی دموکراتها از همان ابتدا نشان از اقبال خستگان تبعیض نژادی نسبت به نامزد سیاهپوست حزب دموکرات داشت. سرانجام باراک اوباما ماراتن کارولینای شمالی را با کسب 54 درصد آرا برد. پس از آن، بسیاری از تحلیلگران اوباما را پیروز قطعی رقابت های درون حزبی دموکرات ها و در نتیجه پیروز نهایی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دانستند.

در آذرماه سال 1393، یعنی دقیقا دو ماه قبل از وقوع حادثه چپل هیل اما، اخباری در خصوص اعمال رویکرد تبعیض آمیز دانشگاه چپل هیل در خصوص پذیرش دانشجویان خارجی به صورت رسمی منتشر شد. بر این اساس دانشگاه‌های آمریکایی هاروارد و کارولینای شمالی در «چپل هیل» به اعمال سیاست‌های تبعیض‌آمیز علیه دانشجویان آسیایی متهم شدند. گروه غیرانتفاعی آزادی ثبت نام از دانشجویان با ارائه شکایتی مدعی شد که دانشگاه‌های هاروارد و کارولینای شمالی در چپل هیل در پذیرش دانشجویان آسیایی و آمریکایی سیاست‌های نژادپرستانه‌ای اعمال می‌کنند و این تبعیض‌ها در شانس قبولی این دانشجویان خلل ایجاد کرده است.

لازم به ذکر است که تبعض نژادی در ایالت کارولینای شمالی، قبلا نیز خود را به بدترین نحو ممکن نشان داده بود. این تبعیض نژادی به اندازه ای پررنگ است که می توان از ایالت کارولینای شمالی به عنوان محل زیست نژادپرست ها و فاشیست ها نام برد. در شهریور ماه سال 1393، دانشجویان سیاه پوست رشته حقوق «دانشگاه مرکزی کارولینای شمالی» به نشانه اعتراض به تیراندازی مرگبار یک افسر پلیس سفیدپوست که منجر به کشته شدن نوجوان سیاه پوست در شهر فرگوسن ایالت میسوری گردید تجمع کردند. این تجمع در محوطه دانشگاه و از سوی انجمن «دانشجویان سیاه پوست رشته حقوق » برگزار شد. آن روز «استار بتل» یکی از دانشجویان سیاهپوست و مسئول برگزاری تجمع اعلام کرد: «در هر منطقه ای، افرادی هستند که بی رحمی یا خشونت نژادی و تبعیض نژادی افسران پلیس را تجربه کرده اند و به همین دلیل ما باید با برپایی این تجمعات و حمایت از خانواده های قربانیان به متجاوزان بفهمانیم که ما به عنوان مهندسین این جامعه از نقض قوانین بنیادین پشتیبانی نخواهیم کرد.»

به هر حال؛ با وجود این همه سیاهی در پرونده حقوق بشری ایالات متحده آمریکا، همچنان شاهدیم که سردمداران این به اصطلاح ابرقدرت، با دست اندازی بر اقصی نقاط این کره خاکی ادعای حفظ حقوق بشر می کنند!