نامه اعضای سنا؛تیر جنگ طلبان به توافق احتمالی هسته ای

امیر دبیری مهر
    •••••  چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۴:۲۱ کد مطلب : 1878/a   

نامه 47 سناتور امریکایی به رهبر جمهوری اسلامی ایران و طرح ادعای بی اساس و غیر قانونی و غیر حقوقی مبنی بر اینکه  توافق هسته ای احتمالی با ایران تنها تا پایان ریاست جمهوری «باراک اوباما» معتبر خواهد بود هرچند موجب وهن نهاد سنا در امریکا شده است اما نشان می دهد همه تیر های مخالفان توافق با ایران به سنگ خورده است .

این نامه سرگشاده که توسط سناتور تام کاتن 37 ساله تنظیم شده و نیز به امضای مارکو روبیو و تد کروز دو تن از سناتورهای برجسته جمهوریخواه و نامزد کسب پست ریاست جمهوری آینده آمریکا نیز رسیده واکنش بسیار تند مقامات کاخ سفید را نیز برانگیخته است  به گونه ای که جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا با انتشار بیانیه ای با اشاره به اینکه خود 36 سال در مجلس سنا حضور داشته است اقدام این 47 سناتور برای ارسال این نامه به «جمهوری اسلامی ایران» را دون شأن این نهاد خوانده است.

اغلب نقد هاو اعتراض های وارد شده به این  نامه که در کمتر از 24 ساعت بعد از انتشار آن بیان شده است ناظر به غیر حقوقی و غیر قانونی بودن آن است و اینکه سناتور های امریکایی اختیارات قوه مجریه و شخص رییس جمهور را نادیده گرفته و از همه مهمتر نادیده گرفتن اصل حقوقی ماندگاری و اعتبار توافقات بین المللی فارغ از تحولات دولتها ست .

اما مساله مهم این است که خیلی بعید است سناتورهای های امریکایی امضا کننده این نامه انقدر از حقوق اساسی در امریکا و حقوق بین الملل بی اطلاع باشند که دست به اقدامی بزنند که موجبات اعتراض و انتقاد و حتی تمسخر را علیه خود فراهم کنند از این رو باید مساله را به گونه ای دیگر تحلیل کرد.

واقعیت این است این نامه را باید بعنوان بخشی از یک پروژه بزرگتر دید و بررسی کرد . پروژه ای که می توان آن را کمپین جنگ طلبان علیه توافق احتمالی هسته ای بین ایران و کشورهای 5+1 خواند . سخنرانی چند روز پیش جنجالی نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کنگره امریکا نیز در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل است . این پروژه جنگ طلبانه و ضد جنگ یک ظاهر و بازیگرانی اشکار دارد که چندان نیازمند معرفی وبحث نیست و بیشتر باید به شناسایی پشت صحنه و بازیگران پنهان این پروژه پرداخت  که به نظر می رسد طرحی چند مرحله ای برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته ای با ایران طراحی کرده اند و در این روزها که احتمال حصول توافق بالارفته است به تکاپوی جدی اما مخرب  افتاده اند.

بازیگران اصلی این کمپین جنگ طلب و ضد صلح عبارتنداز :

1-   سیاست مداران تندرو و ناسیونالیست های افراطی در امریکا که همواره خواستار استمرار خوی استکباری و استعماری و متجاوزگرانه ایالات متحده هستند و اساسا مذاکره با کشورهایی مثل ایران را دون شان ابر قدرتی خود می دانند . برخی از جمهوری خواهان با چنین رویکردی با جهان خارج از امریکا می نگرند. تجربه تلخ اشغال عراق و افغانستان و ناکامی امریکا در ریشه کنی افراطی گرایی در خاورمیانه نتوانسته است این دست سیاستمداران را از خواب بیدار کند. این دسته در امریکا پیوندهای مستحکمی نیز با بنگاهها و کمپانی های تولید کننده سلاح و ادوات جنگی دارند و همواره در عرصه سیاست نقش لابی گری را درخدمت صنایع نظامی امریکا ایفا می نمایند.

اینان خواستار خصومت با ایران بوده و حتی گاهی مشوق اقدام نظامی علیه ایران نیز هستند هرچند می دانند.

2-   لابی صهیونیستی : صهیونیستها بقا و دوام خود را در وجود فضای دوگانه ستیز و اضطراب و نا امنی طراحی و تعقیب می کنند . ساختار امنیتی و نظامی حاکم بر صهیونیستها وابسته به دشمن تراشی و دشمن سازی به منظور امنیتی سازی فضای منطقه است . از این رو هر گونه توافق 5+1 با ایران که منجر به ثبات بیشتر در منطقه خاورمیانه می شود با راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی مغایرت دارد . برای مثال اسراییل سالانه حدود 2میلیارد دلار از امریکا به بهانه های نظامی و امنیتی  کمک بلاعوض دریافت می کند و درصورت رفع این بهانه ها دیگر از بذل و بخششهای بی حساب دولت امریکا که از محل مالیات های شهروندان امریکایی تامین می شود خبر ی نخواهد بود البته این تنها یکی از مصادیق علاقه صهیونیستها به امنیتی ماندن فضای خاورمیانه است .

3-   لابی عربی : برخی از کشورهای عربی بویژه عربستان و قطر و امارات عربی متحده در سالهای گذشته از فضای تیره روابط ایران و غرب نهایت بهره برداریهای اقتصادی را بعمل اورند و هرگونه تغییر در مناسبات کنونی ؛ مغایر با منافع اقتصادی انها تعریف می شود. این کشورها از این واقعیت مهم غافل هستند که تعریف این کشورها ازمنافع ملی خود بر مبنای نادیده گرفتن منافع ایران یک اشتباه راهبردی بوده است که مبتنی بر بازی برد – باخت است در حالی که باید منافع کشورهای خاورمیانه براساس بازی برد- برد تعریف شود .این کشورها باید بپذیرند که حضور ایران قدرتمند و اهل تعامل سازنده در خاورمیانه به نفع کشورهای عربی است و کشورهای عربی می توانند از طریق بازنگری در سیاست های غلط گذشته سطح روابط خود با ایران را به سطح استراتژیک ارتقا دهند. امروز برخی از واپس گرایان عربی تصور می کنند توافق هسته ای بین ایران و 5+1 نظم موجود در منطقه را بر هم زده و ازمنافع اعراب در کوتاه مدت می کاهد غافل از اینکه این توافق احتمالی می تواند منافع میان مدت و دراز مدت اعراب را نیز تامین کند و در ساختارهای قبلیه ای وسلطانی و پادشاهی اعراب به تدریج به نفع دموکراسی و حقوق بشر تغییر ایجاد نماید.

از سوی دیگر لابی عربی بعنوان مهمترین حامی جریان افراطی و تکفیری در منطقه مانند داعش به خوبی واقف است که در صورت حصول توافق بین ایران و غرب زمینه مانور و خود نمایی افراطی ها در منطقه به شدت کاهش می یابد و بستر لازم برای تصویر سازی منفی از اسلام سیاسی کمرنگ می شود. از این جهت نیز اعراب تمایل زیادی برای ارایه تصویری واقعی از اسلام سیاسی با قرائت ایرانی – شیعی ندارند.

4-   لابی اروپایی : هرچند اروپایی ها من حیث المجموع از سیاست خارجی امریکا در مسائل بین المللی تبعیت می کنند اما برخی از کشورهای اروپایی بویژه فرانسه در این فرایند نیم نگاهی نیز به منافعی دارند که سالهای گذشته در خلا روابط دوستانه امریکا با ایران بدست اورده اند برای مثال می توان به حضور انحصاری خودرو سازان فرانسوی در بازار ایران اشاره کرد که حصول توافق برای رفع تحریمها علیه ایران پاریس را نگران می کند که مبادا رقبای دیگری وارد این بازار شده و منافع فرانسه کاهش یابد. واقعیت این است که اروپایی ها در سالهای گذشته بیشترین سود و منفعت را از خلا حضور امریکا در بازارهای ایران داشته اند و استمرار این وضعیت را به تغییر ان ترجیح می دهند.مواضع تند فرانسه د رروزهای اخیر علیه ایران را می توان در این چارچوب تحلیل کرد .

در نهایت و د رمقام نتیجه می گیری می توان گفت کمپین جنگ طلب مخالف توافق هسته ای تا به امروزبرای به بن بست کشیدن مذاکرات  به حربه های گوناگون متوسل شده است اما با هوشمندی و انعطاف عاقلانه ایران  پیشرفتهای خوبی حاصل شده است .هرچند در این میان نمی توان نقش سازنده رئیس جمهوری امریکا و معاون او بایدن و همچنین جان کری وزیر امور خارجه را نادیده گرفت . دررخداد اخیر یعنی نامه سناتورها نیز واکنش به موقع و قاطع مقامات رسمی دولت امریکا در همین چارچوب صورت گرفت و قابل ارزیابی است .