پیش بینی تحولات جهان در یک نگاه

محمد قادری
    •••••  پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۵:۱۳ کد مطلب : 1888/a   

نگاهی آینده پژوهانه به آنچه در سال 94 رخ خواهد داد؛

با توجه به اهمیتی که آینده پژوهی در حوزه روابط بین الملل دارد، لازم است با استناد به داده ها، اطلاعات و رخدادهای جاری در جهان، تصویر نسبی و در عین حال جامعی نسبت به جهان در سال آینده ارائه دهیم. البته این تصویر هر چه باشد «مطلق» نخواهد بود زیرا وقوع تحولات جدید و غیر قابل پیش بینی می تواند منجر به ایجاد تغییراتی جدی در مناسبات بازیگران نظام بیت الملل با یکدیگر شود. با این حال در این مطلب قصد داریم به صورت کلی، پیش بینی خود را از «جهان در سال 1394 هجری شمسی» ارائه دهیم.

1) ادامه دیالوگ هسته ای با غرب: در سال 1394، دیالوگ هسته ای ایران و اعضای 1+5 درباره فعالیتهای صلح آمیز هسته ای کشورمان ادامه پیدا خواهد کرد. حتی در صورتی که میان طرفین توافقی در این خصوص صورت گیرد، کماکان موضوع هسته ای به عنوان یک حوزه مهم در سیاست خارجی کشورمان شناخته خواهد شد.

از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا و دیگر اعضای 1+5 نشان داده اند که در کل تمایلی نسبت به حل و فصل بنیادین این موضوع ندارند. در چنین فضایی، تمرکز وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشورمان بر پرونده هسته ای سبب شده است تا فرصتهای دیگر در فضای سیاست خارجی کشورمان به فعلیت نرسیده و حتی نسبت به آنها برآورد و فکری نیز صورت نگیرد. همچنین به نظر می رسد درگیری میان کاخ سفید و کنگره آمریکا بر سر توافق احتمالی هسته ای با ایران و حتی شیوه ادامه مذاکرات استمرار داشته باشد. بدیهی است که در این خصوص دستگاه دیپلماسی کشورمان لازم است مواضع قاطعانه، محکم و سختی را در برابر کارشکنان غربی و مخصوصا آمریکا اتخاذ کند.

2) تقویت داعش از سوی غرب و مزدوران منطقه در کنار توفیقات محور مقاومت: تقویت گروه وحشی و تروریست داعش از سوی بازیگران عربی منطقه و ترکیه در سال جدید ادامه خواهد داشت. کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه، قطر و مصر نشان داده اند که با وجود ضربه هایی که داعش به امنیت منطقه زده است، قصد تغییر رویه حمایتی خود از گروههای تکفیری را ندارند. از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا و دیگر بازیگران غربی نیز در صدد «مدیریت داعش» برآمده اند نه «نابودی آن» که این روند قطعا در سال جدید نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

حمایتهای رژیم اشغالگر قدس از داعش نیز موضوعی نیست که حتی با تغییر نتانیاهو و شکست وی در انتخابات سراسری در سرزمینهای اشغالی از بین برود. در این میان نباید فراموش کرد که  تشکیل ائتلاف ظاهری ضد داعش از سوی غرب، در راستای تامین امنیت واقعی خاورمیانه صورت نگرفته است. بحران آفرینی های داعش در سوریه، عراق و شمال آفریقا در سال 1393 نیز ادامه پیدا خواهد کرد. البته به صورت همزمان ارتش عراق و سوریه به همراه حزب الله لبنان، نیروهای مردمی، کردها، عشایر و... به پاکسازی اراضی جهان اسلام از تکفیری ها ادامه خواهند داد و انشاءالله شاهد پیروزی های بیشتر جبهه مقاومت در برابر نظام سلطه خواهیم بود.

3) تداوم اسلام ستیزی از سوی غرب: اسلام ستیزی در غرب روندی است که در سال 1393 وارد مرحله ای خطرناک شده است. رشد جریانهای ملی گرا، ضد اسلام و ضد مهاجرت و همچنین تحرکات جریان های فاشیستی مانند «پگیدا» در آلمان جملگی نشان دهنده استمرار این روند خواهد بود.

وقوع  حادثه مشکوک شارلی ابدو در پاریس و همچنین رشد گروههای اسلام ستیز در کشورهای غربی نشان از رشد سیتماتیک گروه های ضد اسلامی در آمریکا و اروپا دارد. در حال حاضر جنبش نژادپرست پگیدا در آلمان یارگیری خود را در دیگر کشورهای اروپای مانند اتریش و سوئیس آغاز کرده است. در چنین شرایطی سال 1394  بستر ساز تقابل بیشتر اسلام ستیزان و اسلام گرایان در غرب خواهد بود.

در چنین شرایطی اتحاد جهان اسلام در حمایت از سایر مسلمانان ساکن کشورهای غربی امری ضروری محسوب می شود. نباید فراموش کرد که دستگاههای امنیتی در ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی نه تنها این تقابل را مذموم نمی دانند، بلکه به صورت غیر مستقیم به آن دامن خواهند زد. چراغ سبز دستگاههای امنیتی آلمان نسبت به فعالیت های جنبش پگیدا سند و شاهدی بر این مدعاست.

4) یمن به مثابه کانون تحول در منطقه: یکی از مهم ترین تحولات خاورمیانه در سال 1393، پیروزی جنبش انصارلله به رهبری حوثی ها در یمن بود. کشور یمن در اواخر سال 1393 به یکی از مهم ترین کانون های تحولات بیداری اسلامی در منطقه تبدیل شد. پیروزی انصارلله در صنعا و تسلط آن بر بسیاری از نقاط کلیدی در یمن منجر به تشدید تقابل عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با انقلابیون مسلمان این کشور شده و کشورهای غربی عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد و اعضای اتحادیه اروپا نیز در صدد مهار انقلاب یمن به هر شکل ممکن هستند. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران باید حمایت همه جانبه از دولت یمن را در دستور کار خود قرار دهد.

بازي مشترک و خطرناک طراحي شده ازسوي ايالات متحده آمريکا،کشورهاي غربي، شوراي همکاري خليج فارس و کشورهاي مرتجع عربي در يمن با گره اي کور مواجه شده است. اين گره کور به طور کامل در بازي هماهنگ رياض و واشنگتن در قبال انصارالله قابل مشاهده است. البته درخواست کشورهاي حاشيه خليج فارس براي اعمال تحريم‌هاي تحميلي بر انصارالله يمن در شوراي امنيت با وتوي مسکو بي‌اثر شد. غربي‌ها و کشورهاي حاشيه خليج فارس يک بار از راه تحميل محاصره ديپلماتيک بر يمن و بار ديگر از طريق پيش‌نويس تحريم‌ها در شوراي امنيت تلاش مي كنند عليه اين کشور، انصارالله و انقلابيون يمن را به زانو درآورند. منصور هادی عبد ربه، رئیس جمهور فراری یمن نیز در عدن به مخالفان انصارالله پیوسته و در صدد است با کمک القاعده و گروههای تکفیری مانع از استمرار حرکت انقلابی در این کشور شود.

این در حالی است که انصارالله و رهبر آن «عبدالملک الحوثی» بر حفاظت از دستاوردهای حرکت ارزشمند و تعین کننده خود در صنعا تاکید کرده اند. از این رو در سال 1394 نیز یمن همچنان یکی از اصلی ترین کانون های تحول در خاورمیانه خواهد بود. تاثیرگذاری تحولات یمن بر ملت مظلوم و انقلابی بحرین نیز در سال جدید غیر قابل انکار ارزیابی می شود موضوعی که دستان رژیم دیکتاتوری آل خلیفه را در تقابل با ملت بحرین بیش از پیش خواهد بست.

5) تعمیق شکاف سیاسی در خاندان آل سعود: آشفتگی در دربار آل سعود و وقوع بحران در این کشور موضوع دیگری است که باید به صورتی جدی به آن پرداخت. در سال 1393 ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی درگذشت و ملک سلمان جایگزین وی شد. واقعیت امر این است که عربستان سعودي، اصلي ترين بازنده تحولات صنعا محسوب مي شود. آل سعود به سوي پرتگاه مي رود.

رمز عصبانيت و خشم سعود الفيصل و ديگر مقامات رياض نيز در همين مسئله است. رياض قمار خاورميانه اي خود با دلارهاي آمريکايي را در هر 4 کشور يمن، بحرين، سوريه و عراق باخته است. در کشور سوريه، سه سال تلاش مستمرآل سعود در جهت تغيير نظام دمشق با شکست مواجه شد. در عراق نيز با وجود حمايت هاي کلان رياض از گروه هاي طرفدار آل سعود، در نهايت معادلات سياسي در بغداد به سوي بعثي زدايي و تقابل مردمي با دخالت هاي آمريکا و عربستان پيش رفت. در چنین شرایطی عربستان سعودی نسبت به قبل آسیب پذیر تر شده است. اخیرا نیز گزارش هایی در خصوص بیماری ملک سلمان منتشر شده است. بر این اساس، هر اندازه عربستان سعودی به سوی تغییر نسل از فرزندان عبدالعزیز به سوی نوادگان وی پیش می رود، بحران در دربار و متعاقبا بحران سیاسی ـ اجتماعی در جامعه عربستان شدیدتر خواهد شد.

6) روی کار آمدن دولتی ضعیف در تل آویو: برگزاری انتخابات در سرزمین های اشغالی موضوع دیگری است که در روزهای پایانی سال 1393 شاهد آن هستیم. در این میان رقابت اصلی میان ائتلاف لیکود و احزاب دست راستی با محوریت نتانیاهو و ائتلاف کار ـ هاتنوعا به رهبری تزیپی لیونی و اسحاق هرتزوگ است. آنچه مسلم است اینکه هر دولتی در سرزمینهای اشغالی بر سر کار بیاید در مقابل جبهه مقاومت اسلامی در منطقه و همچنین در تقابل با جمهوری اسلامی ایران همچنان ناموفق خواهد بود.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند هر اتفاقی ـ پیروزی یا شکست نتانیاهو ـ که در انتخابات پیش رو در سرزمین های اشغالی رخ دهد منجر به تضعیف بیشتر موقعیت رژیم صهیونیستی در خاورمیانه و نظام بین الملل خواهد شد. بقای نتانیاهو در قدرت برای کشورهای غربی حامی تل آویو خوشایند نیست و شکست وی و جایگزینی افرادی مانند لیونی و هرتزوگ نیز مترادف با وقوع آشفتگی های داخلی و اعتراض های شدید با محوریت حزب لیکود در صحنه داخلی رژیم صهیونیستی است. ضمن آنکه نظرسنجی های صورت گرفته نشان می دهد که هیچ یک از دو ائتلاف نامبرده قادر به تشکیل دولتی مقتدر در تل آویو نیستند بنابراین در چنین شرایطی دولت بعدی تل آویو قطعا دولتی ضعیف ـ حتی بدتر از دولت ائتلافی نتانیاهو ـ خواهد بود.

7) تداوم تقابل روسیه و غرب بر سر مسئله اوکراین: استمرار تقابل روسیه و غرب بر سر اوکراین در سال آینده کاملا قابل پیش بینی است. در اسفندماه سال 1393 ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه اوکراین را نسبت به قطعی گاز تهدید کرد. این تهدید البته در پاسخ به بستن گاز مناطق شرقی اوکراین توسط دولت مرکزی صورت گرفت. این تقابل و دیگر چالش های مشابه، در سال 94 خود را در ابعاد و بازه های استراتژیک و تاکتیکی گسترده ای نشان خواهند داد. از سویی در سال 1393 شاهد تقابل همه جانبه راهبردی، اقتصادی و سیاسی روسیه و غرب بر سر اوکراین بودیم. به نظر می رسد این تقابل در سال جدید گسترده تر شده و وارد حوزه های دیگر شود. حتی برخی از کارشناسان با توجه به استقرار نیروهای واکنش سریع ناتو در شرق اروپا احتمال ورود منازعه به فاز نظامی ـ البته در مقیاس محدود ـ را داده اند. به هر حال هم اکنون با وجود توافقات صورت گرفته، نشانه ای از صلح و امنیت در اوکراین و متعاقبا عادی سازی روابط مسکو و غرب مشاهده نمی شود.

8) اروپای واحد در سراشیبی انشقاق: در سال 1394 شاهد تشدید شکاف ها و در نتیجه اعتراضات اقتصادی در سرتاسر اروپای واحد خواهیم بود. پیروزی حزب سیریزا در انتخابات سال 1393 در یونان این روند را تشدید کرده است. همچنین اروپای واحد با خطر خروج یونان از منطقه یورو نیز دست و پنجه نرم می کند. در این صورت برخی از کشورهای دیگر اروپایی نیز مانند قبرس و حتی اسپانیا و پرتغال زمینه مساعدی برای خروج از منطقه یورو دارند. بدیهی است که رشد جریان های راست افراطی و ملی گرا در اروپا، نقش مهمی در تخریب بنیان های اروپای واحد و حرکت این مجموعه به سوی زوال خواهند داشت و لذا وقوع همزمان بحران های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی در اروپا در سال 1394 اجتناب ناپذیر خواهد بود.

از سویی؛ برگزاری انتخابات سال 2015 امسال در انگلیس نیز برای اروپا تعیین کننده خواهد بود. در صورتی که کامرون و حزب محافظه کار بار دیگر در این انتخابات پیروز شود، مطابق تعهد خود در دو سال دیگر خروج یا عدم خروج انگلیس از اتحادیه اروپا را به همه پرسی خواهد گذاشت. مطابق آخرین نظرسنجی های صورت گرفته، بیشتر شهروندان انگلیسی موافق خروج کشورشان از اتحادیه اروپا هستند. از این رو در صورت پیروزی کامرون، شاهد خط و نشان کشیدن های متقابل وی و سیاستمدارانی مانند آنگلا مرکل و فرانسوا اولاند برای همدیگر خواهیم بود.

9) تداوم چالش های سیاسی داخلی در ایالات متحده:  ایالات متحده آمریکا در سال 1394، با چالش های سختی در حوزه سیاسی خود مواجه خواهد بود. در این سال، عملا رقابت های انتخاباتی درون حزبی دموکرات ها و جمهوری خواهان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 کلید خواهد خورد. از سوی دیگر، جدال اوباما و کنگره بر سر مسائل مختلف داخلی و خارجی به نقطه اوج خود خواهد رسید، چنانچه«جان بینر» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در صدد است به هر شکل ممکن موقعیت حزب دموکرات و اوباما را نزد افکار عمومی آمریکا تضعیف کند و در آن سو، حزب دموکرات نیز در صدد تضعیف موقعیت حزب جمهوری خواه نزد افکار عمومی است. همین مسئله باعث می شود تا دو حزب اصلی آمریکا درگیر چالشی بی انتها با یکدیگر بر سر مسائل مختلف حوزه سیاست خارجی و سیاست داخلی شوند.