نتانیاهو در منگنه بین المجالس

رضا نصیری حامد
    •••••  پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۴:۲۴ کد مطلب : 1889/a   

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کنونی اسرائیل، طرفداران و نیز دولتش در شرایطی خاص به سر می برند پس از سخنرانی در مجلس نمایندگان آمریکا، نتانیاهو اینک نگران و دلمشغول انتخابات پارلمانی در داخل اسرائیل است. در این میان دغدغه مسئله هسته ای ایران و نزدیک شدن طرفین به توافقی که برخلاف نظر نتانیاهو آن را در مجموع خوب توصیف می کتتد، جزو دلمشغولی های اصلی وی شده است که می تواند عامل تعیین کننده برای وی در داخل و خارج باشد.

سخنرانی اوایل مارس بنیامین نتانیاهو در مقام نخست وزیر اسرائیل در کنگره آمریکا در شرایطی برگزار شد که وی نه تنها دستاورد خاصی در این سفر به دست نیاورد بلکه عملاً دامنه اعتراضات داخلی و خارجی علیه خود را افزایش داد. در داخل اسرائیل تظاهراتی علیه وی و حزب و دولتش شکل گرفت که ناظر به اعتراض به سیاست های نادرست اتخاذ شده از سوی وی و در نتیجه منزوی نمودن اسرائیل در جهان و حتی بروز شکاف هایی بین این کشور و ایالات متحده به رهبری باراک اوباما شده است.

البته بخشی از این هیاهوها به سبب انتخابات بوده و کارکرد و تأثیر آن نیز مقطعی و گذرا خواهد بود چرا که طبیعی است در بحبوحه انتخابات، احزاب و گروه های رقیب از هر حربه ای حتی کوچک ترین ناکامی و عدم موفقیت رقیبشان نیز استفاده نمایند تا او را در موضع ضعف قرار دهند.

با این حال همه این چالش ها، درگیری ها و تضادها بین اسرائیل با متحد اصلی اش آمریکا و نیز تضادهای درون این کشور موضوعاتی نیستند که از باب جنگ زرگری بتوان آنها را تبیین کرد چرا که آنچه شاید در پس گفتمان تندروهای اسرائیلی همانند نتانیاهو که بعید است از آن خبر نداشته باشند ولی خود را به عدم اذعان بدان عادت داده اند، این است که شیوه ها، سبک زندگی و نیز نوع دیدگاه و باور مردم به مسائل و امور نه فقط سیاسی بلکه جهانی عوض شده است و لذا همانند هر جامعه ای با تغییر نسل ها مطالبات و دیدگاه های جدید هم پدیدار می شود که البته این شکاف در بین نسل های جوامع و دول ایدئولوژیک بسی بیشتر و عمیق تر است. در واقع بخشی از مشکلات جوامع ایدئولوژیک آن است که زمان منطق برآمده از رویدادها و تحولات آن چنانکه باید و شاید از سوی مسئولان و زمامداران درک نمی شود و در نتیجه نظام برنامه ریزی و سیاستگذاری از وضعیت موجود عقب می ماند.

نطق و دیدگاه های نتانیاهو هرچند در بخش مهمی از آن تکرار همن دعاوی و شعارهای اسرائیلی هاست، با این حال نشان دهنده مفروضات ایدئولوژیک رژیمی است که مایل است شرایط داخل و خارج را از زاویه همان منظر دوران تکوین اسرائیل ببیند.

 اما شرایط عوض شده است و لذا هرچند بسیاری و بلکه همه این تقاضاها در قالب منطق و گفتمان اسرائیلی مطرح می شود با این حال خواسته های جدی و بر آمده از دغدغه واقعی و زیستی مردمان ساکن این سرزمین ها خواهان توجه به موضوعاتی است که در متن خواسته های دشمن تراشانه اسرائیل و البته زیاده طلبی های آن در حال گم شدن است؛ در میان همه مسائل و موضوعات مطرح صلح در رأس همه آنهاست برای نمونه در همین اوایل مارس گردهمایی زنان اسرائیلی زیادی را داشتیم که خواهان صلح با فلسطینی ها و خاتمه دادن به جنگ بین آنها بوده و هستند.

از سوی دیگر سبک زندگی جوانان و نسل جدید هم نشان از فاصله ایشان از آرمان های اصیل صهیونیستی است حداقل اینکه تعداد قابل توجهی از ایشان دیگر بدین گزینه نژاد پرستانه صهونیستی باور ندرند که عرب و یا مسلمان خوب مسلمان و عرب مرده باشد اینان تحت تأثیر ارزش های صلح طلبانه از باب مصلحت هم که شده خواهان کنار آمدن با اعراب و فلسطینی ها هستند.

اینان طیف هایی هستند که هرچند ذیل حکومت قلمرو اسرائیل تعریف می شوند ولی بدان ایدئولوژی بنیادگرایی که هستی و موجودیت خود را در نفی دیگری و بازتعریف وی به مثابه عامل تهدید هویتی اش می بیند، باور و التفاتی ندارند. در هر حال نمی توان کتمان نمود اسرائیل با همه جنایاتی که انجام داده است، مردمان سرزمینش را عموماًَ نه از متمولان و سرمایه داران بزرگ جهانی بلکه اغلب از بین گروه هایی از یهودیان جلب کرده است که عموماً در اقصی نقاط دنیا وضع چندان مناسبی نداشته اند و بدین سرزمین کوچانده شدند تا زندگی بهتری داشته باشند. البته که اغلب آنها باید به مرام صهیونیسم و مقولاتی از قبیل سرزمین موعود معتقد می بودند و یا لااقل بدان اذعان می کردند اما اینک مطالبات عرفی و ناشی از مصلحت یک زندگی سالم و امن برای ایشان بیش از پیش مطرح است.

ایران و اسرائیل به مثابه دشمنان یکدیگر، طبیعی است که هر کدام دیگری را مسئول ناامنی منطقه و جهان برشمرده اند، اما به ویژه در دوران جدید دیپلماسی منطقی ایران موجب شده اسرائیل در موضع انفعالی قرار گیرد. ایران به ویژه در جریان مذاکرات هسته ای در دولت حسن روحانی نشان داده است که آماده تعامل و گفتگو و حتی احترام نهادن به نگرانی های محتمل جهانی است و از آن موازینی که اسرائیل به ایران نسبت می دهد، فاصله دارد.

هرچند دیپلماسی کشورمان هم در عرصه اصلی و حرفه ای و هم در عرصه عمومی یعنی ردودن تصویر نادرست و مبتنی بر تهدیدزا بودن ایران برای منطقه و بلکه جهان در انزوای گفتمان اسرائیل نقش بسزایی داشته است و این نشان می دهد برخلاف برخی اقدامات نابخردانه ای که در سالهای پیشین انجام شد و اسرائیل را جری کرد که علیه ایران در جهان جوی ملتهب به راه اندازد، چگونه با اقدامات بخردانه نه تنها می توان مانع از شکل گیری ائتلاف های ظالمانه علیه کشور شد بلکه می توان ورق را برگرداند و به شیوه عاقلانه ای علیه خود دشمن به کار گرفت.

در کنار این برگ برنده و اقدام درست کشورمان باید بدین مسئله نیز توجه نمود که نتانیاهو گویی دانسته یا نادانسته و نیز خواسته یا ناخواسته در بیان مواضع و نیز کلیت سیاست ورزی و اعلام برنامه هایش ایدئولوژیستی به تمام معناست از آن جهت که به زمان و تحولات آن نظری ندارد وی اگر هم وقوفی بدان داشته باشد از اذعان بدان فرار می کند چرا که همه باورمندان به ایدئولوژی تنها در پرتو احکامی ثابت و استوار والبته جزمی است که مواضع خویش را اعلام می دارند و گویی بی آن همه وجود و ماهیت و ارزش گفتمان خود را از دست می دهند و این البته نکته عجیبی نیست چون زمان عامل مهم تغییر و تحول است و کسانی که نسبت بدان بی اعتنا باشند، از قافله اندیشه و نیز مطالبات روز عقب خواهند ماند.

 نتانیاهو و گفتمان وی همچنین نشان از همان دیدگاه «خود گویی و خود خندی» دارد که هرچند در بین هواخواهان سنتی و ایدئولوژیک خویش طرفدارانی دارد، اما عقلای دوران به درستی بر آنند که این گونه مواضع از تاریخ مصرفشان گذشته و منقضی شده اند. جالب تر اینکه چنین سیستم هایی آن گاه هم که عدم موفقیت و ناکارآمدی شان را ببینند، از پذیرش آن طفره می روند و به فرضیه توطئه و اموری از این دست متوسل می شوند. در نهایت در مقابله با این وضع همانگونه که اشاره شد، نباید وارد زمین بازی این گونه رقبا شد بلکه لازم است با روشنگری و تبیین دیدگاه های منطقه ای خویش برای همگان، نسبت به منزوی نمودن چنین رقیبی اقدام نمود. تجربه نشان می دهد این نحوه از تعامل با دیگری از جمله دشمنان بسی بیش از صرف قیل و داد علیه طرف مقابل جواب می دهد.