چرا ایت الله هاشمی رای نیاورد؟

امیر دبیری مهر
    •••••  پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ — ۲۳:۴۴ کد مطلب : 1892/a   

رای قاطع  اعضای مجلس خبرگان رهبری به ایت الله شیخ محمد یزدی 83 ساله هر چند خیلی دور از انتظار نبود اما رای ندادن اعضای خبرگان به ایت الله هاشمی رفسنجانی این مساله را مهم و برجسته کرد و این پرسش را ایجاد کرد که چرا هاشمی رای نیاورد؟ .بسیاری توقع داشتند بعد از رحلت ایت الله مهدوی کنی مجددا هاشمی رفسنجانی برمسند ریاست مجلس خبرگان بنشیند اما در رای گیری سه شنبه مجلس خبرگان اتفاق دیگری رخ داد . در این خصوص چند نکته قابل تامل است :

1- این سخن که عده ای مطرح می کنند که در بین خبرگان ملت رقابتی وجود ندارد نوعی انکار واقعیت و تعارف اخلاقی و سیاسی البته از سر خیر خواهی است . وقتی طبق ایین نامه مجلس خبرگان رییس و هیات رییسه باید باید با رای مخفی اعضا انتخاب شوند این یعنی اینکه خود اعضای مجلس خبرگان رقابت برای کسب کرسی های این مجلس را به رسمیت شناخته اند و این رقابت نفی کننده اهمیت کار این مجلس در مواقع مهم و حساس کشور نیست . از این رو در سالهای اخیر همواره شاهد رقابتی رسمی اما پنهان برای ریاست مجلس خبرگان بودیم و این مساله اصلا امر بد و مکروهی نیست که عده ای از ان تبری می جویند.اما رقابتهای کلان سیاسی نیز بطور طبیعی بر این فضا تاثیر گذار بوده است و نباید تصور کرد  این رقابتها دون شان مجلس خبرگان است بلکه نباید بطور غیر واقعی اهمیت آن بزرگنمایی شود.

2-  انتخاب آیت الله یزدی خیلی دوراز انتظار نبود ایشان از شیوخ سیاسی و فقاهتی ایران هستند و موقعیت او در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و سمتهای مهم تقنینی و قضایی او در 30 سال اخیر موجب شکل گیری مشروعیت بالای وی نزد فقهای خبرگان شده است و طبیعتا وقتی چنین شخصیتی خود را در معرض داوری و رای اعضای این مجلس قرار دهد که همگی روحانی و سنت گرا هستند  می تواند آرای زیادی را جلب کند.هرچند به نظر می رسد رایزنی هایی نیز دراین خصوص صورت گرفته بود که این هم امری طبیعی است .

3- اما رای نیاوردن آقای هاشمی به عدم تحرک و رایزنی و امادگی ایشان برای تصدی این سمت  باز می گردد و این تصور اشتباه که برخی اطرافیان ایشان به آن دامن زدند که اگر اقای هاشمی نامزد ریاست شوند بدون تردید رای می اورند در حالی که رقبا بی کار و بی برنامه نبودند و توانستند با رای بالایی کرسی ریاست مجلس خبرگان را بدست اورند. اساسا برخی از اصلاح طلبان بطور غریزی به دومینوی سیاسی باور دارند و تصور می کنند پیروزیهای سیاسی سلسله بی وقفه است .برای مثال با این تصور که نظر اقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری تامین شده پس حتما در خبرگان هم پیروز می شود و در انتخابات مجلس بعدی هم همفکران ایشان پیروز می شوند در حالی که نتایج رقایتهای سیاسی تابعی از قواعد خود است نه میل و علاقه کنشگران سیاسی. همچنین اعضای خبرگان به این مساله هم توجه داشته و دارند که ایت الله هاشمی رفسنجانی هرچند شخصیتی ویژه ای در مجلس خبرگان هستند اما در حال حاضر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را برعهده دارند که مسئولیت کمی نیست و به تعبیر خود اقای هاشمی این روزها کارهای مهمی دارد مانند سیاست های کلی انتخابات و سیاست های کلی برنامه ششم توسعه . همچنین دولت و قوه مجریه نیز به نوعی همسو و همدل اقای هاشمی است و به کمک های ایت الله نیازمند است از این رو واگذاری یک مسئولیت جدید به ایشان خلاف توزیع عادلانه قدرت در ساختار نظام جمهوری اسلامی است.بعید است اقای هاشمی نیز غیر از این بیندیشند.

4- ریاست مجلس خبرگان هرچند وجاهت و شان بالایی دارد اما سمت تعیین کننده ای در این مجلس نیست زیرا حتی امور دبیرخانه نیز توسط منشی ها و کارپردازان و نواب رییس پیش می رود. چندین سال حضور اینجانب بعنوان خبرنگار و پژوهشگر در اجلاس خبرگان و گفتگوی مفصلی که با ایت الله دری نجف ابادی در رادیو داشتم و مذاکرات با برخی دیگر از اعضای محترم این مجلس مانند ایت الله امینی و ... نیز موید همین نکته است و این مجلس در مواقع حساس نیز با فرایندی مشخص و معین به وظایف قانونی خود عمل می کند از این رو رییس مجلس صرفا گرداننده جلساتی است که هر یک از اعضا خودشان از فقها و رجال فقهی و سیاسی کشور هستند و رابطه رییس مجلس با انها مولوی نیست مانند رابطه ای که رییس مجلس شورای اسلامی با نمایندگان دارد .

بهر حال رای نیاوردن اقای هاشمی بعنوان رییس مجلس خبرگان از نقش ایشان در ساختار کلان سیاسی کشور نمی کاهد و رای آوردن آیت الله یزدی نیز نباید تفسیر جناحی شود.