وقتی «گل» زندگی جوانان را تسخیر می‌کند

    •••••  پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ — ۱۱:۵۸ کد مطلب : 191441/a   

به گزارش تحلیل ایران مصرف ماری‌جوانا طی سال‌های اخیر از مرز یک رفتار حاشیه‌ای عبور کرده و به بخشی از زندگی روزمره برخی افراد به‌ویژه نسل جوان، تبدیل شده است. این روند نه با هیاهو و برچسب‌گذاری «مواد مخدر» که با زبانی نرم و خزنده جلوه می‌کند، به‌گونه‌ای که آنچه درباره «گل» شنیده می‌شود، بیشتر شبیه یک پناه موقت یا راهی سریع برای کاهش فشار، اضطراب و بن‌بست‌های روزمره است تا یک رفتار پرریسک. این دسترسی آسان و کم‌دردسر، باعث شده بسیاری از مصرف‌کنندگان اولیه آثار طولانی‌مدت و پیامدهای زیان‌آور را جدی نگیرند و آسیب‌ها به شکل خاموش و تدریجی ظاهر شوند. در همین راستا، در گزارشی به بررسی روند روبه رشد مصرف ماری‌جوانا به‌ویژه میان نسل جوان پرداخته است.

 

دوپامین فوری، پیامدهای تدریجی

پژوهش‌های علمی نشان می‌دهند مصرف ماری‌جوانا در نوجوانان و جوانان می‌تواند بر رشد مغز و عملکرد شناختی تأثیر بگذارد، توانایی تصمیم‌گیری و کنترل هیجانات را کاهش دهد و با افزایش ریسک بروز اختلالات روانی از جمله اضطراب و افسردگی همراه باشد.

یکی از ویژگی‌هایی که مصرف‌کنندگان به آن اشاره می‌کنند، «پاداش سریع» است. در همین ارتباط یکی از همین افراد می‌گوید: «ترشح فوری دوپامین بدون انتظار و بدون تلاش اتفاق می‌افتد. تجربه‌ای که در ماه‌های اول به‌ویژه در بازه‌ای که آن را می‌توان «دوران طلایی» نامید همه‌چیز را لذت‌بخش‌تر نشان می‌دهد: موسیقی، گفتگو، غذا، حتی فکر کردن اما همین سازوکار، به‌تدریج بدن را شرطی می‌کند. وقتی مغز به دریافت آسان لذت عادت می‌کند، دیگر محرک‌های طبیعی – روابط، موفقیت، خلاقیت، حرکت – اثر قبلی را ندارند. انگار بقیه دوپامین‌ها از کار می‌افتن؛ فقط همون یکی جواب می‌دهد.» این‌جاست که مصرف از انتخاب به عادت و از عادت به نیاز تبدیل می‌شود.

 

تغییرات خاموش در ذهن و رفتار

برخلاف تصور عمومی، اثر ماری‌جوانا الزاماً انفجاری یا آشکار نیست. تغییرات اغلب آرام و نامحسوس‌اند. شخص درگیر ممکن است نتواند تشخیص دهد بی‌حوصلگی، تعلل یا تغییر واکنش‌هایش حاصل مصرف است یا «شخصیت خودش». مرز میان «منِ واقعی» و «منِ تحت‌ تأثیر» به‌تدریج محو می‌شود. پژوهش‌های عصبی نشان می‌دهند که THC، (ین ماده مسئول اثرات روان‌گردان ماریجوانا است و باعث ایجاد حالاتی مانند سرخوشی، تغییر در ادراک و احساس آرامش یا خواب‌آلودگی می‌گردد.) ماده فعال ماری‌جوانا با اتصال به گیرنده‌های کانابینوئید در سیستم لیمبیک و قشر پیش‌پیشانی مغز، پردازش هیجانی، کنترل تکانه و تصمیم‌گیری را تحت تأثیر قرار می‌دهد

برخی از تجربه «صدای تغییر شکل‌ یافته در ذهن» حرف می‌زنند؛ جایی که گفت‌وگوی درونی، تصمیم‌گیری و حتی اراده فردی دستخوش تغییر می‌شود. انگار مغز مسیرهایی مستقل از خواست آگاهانه می‌سازد. مطالعات شناختی نشان می‌دهند که مصرف ماری‌جوانا می‌تواند هماهنگی بین شبکه‌های عصبی مرتبط با توجه حافظه کاری و خودکنترلی را کاهش دهد و باعث شود تصمیم گرفته شود اما اجرا به تأخیر بیفتد؛ یعنی میل وجود دارد اما عمل عقب می‌ماند.

در نوجوانان و جوانان این تغییرات خاموش می‌تواند پیامدهای بلندمدت نیز داشته باشد. مغز در سنین نوجوانی هنوز در حال شکل‌دهی به مسیرهای عصبی است و مواجهه مکرر با THC می‌تواند ظرفیت تمرکز، برنامه‌ریزی و تنظیم هیجانات را کاهش دهد.

 

وابستگی بدون نشانه کلاسیک

یکی از دلایل کم‌خطر جلوه‌کردن ماری‌جوانا، نبود خماری شدید جسمی است اما وابستگی روانی، آرام و پیوسته شکل می‌گیرد. وقتی فرد می‌فهمد بدون مصرف، خوابش نمی‌برد، اعصابش به‌هم می‌ریزد یا تمرکزش فرو می‌ریزد تازه با واقعیتی روبه‌رو می‌شود که پیش‌تر انکارش می‌کرد.
یکی از مصرف‌کنندگان به پژوهشگر ایرنا می‌گوید: «وقتی نمی‌کشی، می‌فهمی چی به سرت اومده؛ عصبی می‌شی، گرسنه‌ای، معده‌ات به‌هم می‌ریزه.» این لحظه‌ای است که مصرف دیگر انتخاب نیست؛ تنظیم‌کننده حال است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این وابستگی روانی می‌تواند فرآیندهای پاداش مغز را بازنویسی کند و میل به مصرف را تقویت نماید حتی در غیاب علائم فیزیکی کلاسیک.

 

وقتی «گل» زندگی جوانان را تسخیر می‌کند

 

خودتحقیری و فرسایش عزت نفس

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که THC می‌تواند تنظیم هیجانی را مختل کند و توانایی مغز در مهار افکار منفی تکرارشونده را کاهش دهد؛ نتیجه آن تشدید افکار خودانتقادی و کاهش اعتماد به نفس است. یک مصرف‌کننده به پژوهشگر ایرنا می‌گوید: «پس از دوره لذت اولیه، مرحله‌ای آغاز می‌شود که کمتر درباره‌اش حرف زده می‌شود: احساس تنفر از خود. مصرف‌کننده می‌داند کاری که می‌کند به ضررش است اما توان توقف ندارد. همین شکاف میان آگاهی و عمل، به فرسایش عزت نفس منجر می‌شود. خودسرزنشی، تحقیر درونی و احساس شکست به چرخه مصرف دامن می‌زند.»

در این مرحله، مصرف نه برای لذت بلکه برای فرار از احساس بدِ ناشی از خود مصرف است. این یک چرخه‌ بسته است که خروج از آن ساده نیست. این چرخه فرد را به زانو در می‌آورد با دستانی آماده تسلیم!

تغییر در ادراک واقعیت

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد وابسته اغلب فرآیندهای پیچیده توجیه مصرف را فعال می‌کنند؛ مغز به دنبال ایجاد «داوری‌های عقلانی» است تا رفتار خود را مشروع جلوه دهد و در عین حال از مواجهه مستقیم با آسیب‌های واقعی اجتناب کند. یکی از مصرف‌کنندگان به پژوهشگر ایرنا می‌گوید: «وقتی مصرف می‌کنم واقعیت را گم می‌کنم و یا فاز رئال از دست می‌دهم نه به معنای روان‌پریشی بلکه نوعی فاصله‌گرفتن از اولویت‌ها و آینده. وقتی چشم‌انداز روشنی وجود ندارد، تخریب آگاهانه آسان‌تر می‌شود. مغز به‌ویژه در مصرف طولانی‌مدت شروع به عقلانی‌سازی می‌کند: این‌که مصرف برای تو «متفاوت» است، «کمک‌کننده» است یا «به تو می‌سازد».

وقتی «گل» زندگی جوانان را تسخیر می‌کند

 

حتی گرایش به مفاهیم انتزاعی، متافیزیکی یا تفسیرهای اغراق‌شده از خود، در برخی تجربه‌ها دیده می‌شود؛ گویی ذهن، باهوش‌تر از آن است که به‌سادگی اعتراف کند درگیر وابستگی شده است و با استراتژی های پیچیده تلاش در توجیه مصرف دارد.

علاوه بر پیامدهای روانی، مصرف ماری‌جوانا عوارض جسمی قابل توجهی نیز به همراه دارد. این اثرات شامل اختلال در چرخه خواب عمیق، تحریک دستگاه گوارش، تغییر اشتها، افزایش ضربان قلب و کاهش انرژی روزانه است.

اثرات جسمی نادیده اما واقعی

علاوه بر پیامدهای روانی، مصرف ماری‌جوانا عوارض جسمی قابل توجهی نیز به همراه دارد. این اثرات شامل اختلال در چرخه خواب عمیق، تحریک دستگاه گوارش، تغییر اشتها، افزایش ضربان قلب و کاهش انرژی روزانه است. مطالعات نشان می‌دهند که مصرف مزمن THC می‌تواند کیفیت خواب را کاهش دهد و باعث کاهش بازسازی سلولی در طول شب شود؛ بنابراین حتی زمانی که فرد مدت زمان کافی در تخت خواب است، کیفیت خواب پایین بوده و خستگی مزمن را تجربه می‌کند.

 

مصرف ماری‌جوانا به ویژه در بلندمدت می‌تواند ریه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. تحقیقات نشان داده‌اند که استنشاق دود، حتی بدون دخانیات دیگر، با التهاب مزمن مجاری هوایی و افزایش خطر عفونت‌های تنفسی همراه است. این عوارض غالباً به‌ صورت پراکنده و جدا از یکدیگر ظاهر می‌شوند و بسیاری از مصرف‌کنندگان یا اطرافیان، آن‌ها را به مصرف ماری‌جوانا ربط نمی‌دهند. همین پراکندگی تشخیص رابطه علت و معلولی را دشوار می‌کند و موجب می‌شود اثرات جسمی کم‌اهمیت جلوه کنند، در حالی که در بلندمدت سلامت فرد را تهدید می‌کنند.

نمی‌شود ساده قضاوت کرد

واقعیت این است که ماری‌جوانا یک «دروازه فرار سریع» است؛ در دسترس، کم‌هزینه و بی‌نیاز از زیرساخت. در جامعه‌ای پرتنش، این ویژگی‌ها تصادفی نیستند. به‌همین دلیل نمی‌توان آن را صرفاً خوب یا بد نامید. مسئله کارکرد آن در زندگی افراد است: آیا راهی موقت برای نفس‌کشیدن است یا مسیری برای تعویق مداوم زندگی؟

شاید پرسش اصلی این نباشد که ماری‌جوانا چقدر خطرناک است، بلکه این باشد: وقتی راه فرار، از خود زندگی سریع‌تر و ساده‌تر می‌شود، چه چیزی در جامعه و در ذهن ما از کار افتاده است؟