به گزارش تحلیل ایران به نقل از مهر، بررسی آخرین وضعیت تجارت خارجی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای قاره آفریقا در ۹ ماهه نخست سال جاری حاکی از روندی صعودی است. حجم مبادلات تجاری با ۳۹ کشور این قاره در دوره زمانی مذکور به ۹۴۰ میلیون
دلار رسید که این رقم بیانگر افزایش ۶۶ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته است.
بررسی ها نشان می دهد که افزایش قابل ملاحظه در حجم مبادلات تجاری، نتیجه پیگیریهای مستمر و اجرای مصوبات ستاد آفریقای دولت است. فعالسازی سازوکارهای همکاری اقتصادی، از جمله برگزاری موفق اجلاس همکاریهای اقتصادی ایران و آفریقا، به
عنوان یکی از مهمترین محرکهای این جهش مطرح شده است.
بر اساس گزارشهای اعلامی، در حال حاضر اقدامات اولیه برای برگزاری دور بعدی این اجلاس در دستور کار ستاد آفریقا قرار دار. این تداوم در برگزاری نشستهای سطح بالا، نقش محوری در تقویت زیرساختهای دیپلماسی تجاری و تسهیل فرآیندهای بازرگانی
با شرکای آفریقایی ایفا میکند.
ترسیم استراتژی توسعه
تحلیلگران اقتصادی معتقدند که موفقیت پایدار در بازارهای آفریقا نیازمند تدوین یک استراتژی مدون و منسجم است. برای تدوین این استراتژی، نگاهی به رویکردهای رقبای اصلی منطقهای و جهانی در این قاره حائز اهمیت است. دو بازیگر عمده، یعنی
چین و ترکیه، با دو استراتژی متفاوت اما مؤثر، حضور خود را در آفریقا تثبیت کردهاند.
الگوی چینی (سرمایهگذاری مستقیم و زیرساخت):
چین با تکیه بر استراتژی سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) و اجرای پروژههای بزرگ زیرساختی در سراسر قاره آفریقا، نفوذ تجاری و اقتصادی خود را پیش میبرد. این رویکرد، وابستگی متقابل بلندمدت ایجاد کرده و بازارها را برای ورود سایر محصولات چینی آماده میسازد.
الگوی ترکیهای (کارآفرینی و شبکهسازی صنعتی):
ترکیه با تمرکز بر توسعه کارآفرینی خصوصی و سرمایهگذاری در ایجاد زیرساختهای کوچکتر و شبکهسازی صنعتی، توانسته است ارتباطات تجاری خود را گسترش دهد. این استراتژی بر ایجاد زنجیرههای ارزش منطقهای و توانمندسازی بخش خصوصی محلی تأکید دارد.
در مقایسه با رویکردهای فوق، استراتژی پیشنهادی برای تنظیم روابط تجاری ایران با آفریقا باید مبتنی بر نقاط قوت منحصر به فرد کشور باشد. ایران باید با درک ماهیت نیازهای بازارهای آفریقایی، بر دو محور اصلی تمرکز کند؛ نخست توسعه تجارت
مکمل است، این رویکرد بر شناسایی و عرضه محصولاتی تمرکز دارد که مکمل تولیدات داخلی کشورهای آفریقایی باشند، نه صرفاً رقیب آنها. این امر مستلزم شناخت دقیق از ظرفیتهای تولیدی هر کشور آفریقایی و ارائه محصولاتی نظیر ماشینآلات سبک، تجهیزات کشاورزی، خدمات فنی و
مهندسی، و کالاهای مصرفی است که کمبودهای بازار را به نحو مطلوبی جبران کند.
دوم، سرمایهگذاری هدفمند برای تأمین پایدار است، برای اطمینان از پایداری صادرات، لازم است سرمایهگذاریهای مشترکی با هدف تأمین مواد اولیه و همچنین صادرات پایدار محصولات دارای ظرفیت ایرانی صورت پذیرد. این امر میتواند شامل سرمایهگذاری
در بخشهایی مانند فرآوری محصولات کشاورزی، دارویی یا تجهیزات معدنی باشد که در آن ایران دارای مزیت نسبی است. هدف نهایی این استراتژی، گذار از صادرات مقطعی به برقراری روابط تجاری ساختارمند و بلندمدت است که امنیت بازار برای صادرکنندگان ایرانی را تضمین کند.
در مجموع، دستیابی به حجم تجارت ۹۴۰ میلیون دلاری در ۹ ماه، یک دستاورد مثبت است؛ اما تحقق اهداف بزرگتر، مستلزم نهادینه کردن استراتژی توسعه مکمل و سرمایهگذاری هدفمند در راستای چشمانداز بلندمدت قاره آفریقا خواهد بود.