به گزارش تحلیل ایران اینستاگرام برای بخش قابل توجهی از نوجوانان، دیگر صرفاً یک شبکه اجتماعی نیست بلکه به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره آنها تبدیل شده است. فضایی که در آن، تصاویر نوجوانانی با ظاهر بینقص، بدنهای ایدهآل، موفقیتهای تحصیلی چشمگیر، سبک
زندگی لوکس و لحظههای شاد، بهصورت مداوم بازنمایی میشود.
مواجهه مستمر با این تصاویر، بهویژه در دوره حساس نوجوانی، زمینهساز پدیدهای است که دکتر سید محسن اصغرینکاح، روانشناس و استاد روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، از آن با عنوان بحران مقایسه نوجوانان در اینستاگرام یاد میکند، بحرانی که به گفته او، آرام و تدریجی
اما عمیق، سلامت روان، عزتنفس و هویت نوجوانان را هدف میگیرد.
مقایسه سازوکار طبیعی مغز انسان
دکتر اصغری در توضیح ریشههای این بحران، ابتدا به ماهیت مقایسه در ذهن انسان اشاره میکند. به گفته او، مغز انسان بهطور مداوم در حال پردازش اطلاعات محیطی است و یکی از کارکردهای اصلی آن، مقایسهکردن دادهها با یکدیگر است. این مقایسه بهصورت خودکار و ناخودآگاه
انجام میشود و به انسان کمک میکند تا پدیدهها را معنا کند، آنها را ارزیابی کند و برایشان کارکردی قائل شود.
مقایسهها ذاتاً منفی نیستند و در بسیاری از موارد، به سازگاری بهتر فرد با محیط کمک میکنند
او تأکید میکند که در زندگی روزمره نیز انسان دائماً در حال مقایسه است، از مقایسه غذاهایی که میخورد تا فضاهایی که میبیند یا موقعیتهایی که در آن قرار میگیرد. این مقایسهها ذاتاً منفی نیستند و در بسیاری از موارد، به سازگاری بهتر فرد با محیط کمک میکنند.
با این حال، مشکل از جایی آغاز میشود که این سازوکار طبیعی، در بستری فعال میشود که بر پایه اغراق، گزینش و نمایش ناقص واقعیت بنا شده است.
تفاوت مقایسه در زندگی واقعی و فضای اینستاگرام
به گفته این استاد دانشگاه، مقایسه در زندگی واقعی، هرچند میتواند نابجا یا نامطلوب باشد، اما معمولاً در بستر تعاملات واقعی و چندبعدی شکل میگیرد. در این فضا، فرد با کلیت زندگی از جمله؛ نقاط قوت، ضعفها، محدودیتها و واقعیتهای روزمره دیگران مواجه است.اما
در اینستاگرام، نوجوان با نسخهای محدود، انتخابشده و ویرایششده از زندگی دیگران روبهروست. تصاویری که اغلب تنها بخشهای جذاب، موفق و چشمنواز زندگی را نمایش میدهند و بخشهای دشوار، ناکامیها و واقعیتهای کمتر دلپذیر را پنهان میکنند. همین امر باعث میشود
مقایسههای شکلگرفته در این فضا، نابرابر و فرساینده باشند.
اینستاگرام و قدرت تصویر
این روانشناس نقش تصویر را در تشدید این بحران بسیار مهم میداند. به گفته او، تصویر یکی از محرکهایی است که مغز انسان آن را بسیار سریع پردازش میکند. پردازش تصویر با پردازش متن یا گفتار تفاوت اساسی دارد و اثرگذاری هیجانی آن بسیار عمیقتر است.
پردازش تصویر، به مراتب عمیقتر از متن یا گفتار، بر هیجان تأثیر میگذارد
در شبکههایی مانند اینستاگرام که مبتنی بر تصویر، ویدئو و محتوای چندرسانهای هستند، ذهن نوجوان بهسرعت درگیر میشود. نوجوان در مدتزمانی کوتاه، حجم بالایی از تصاویر را میبیند و بدون فرصت تحلیل عمیق، آنها را مبنای قضاوت و مقایسه قرار میدهد. این مقایسههای
سریع و سطحی، بهتدریج به بخشی از الگوی ذهنی نوجوان تبدیل میشوند.
نمایش ناقص واقعیت و شکلگیری برداشتهای نادرست
سید محسن اصغری تکاح تأکید میکند: حتی اگر با خوشبینانهترین نگاه به محتوای اینستاگرام بنگریم، باید بپذیریم که هر تصویر یا ویدئو، تنها بخش کوچکی از یک واقعیت پیچیده را نشان میدهد. در چند ثانیه یا یک قاب تصویری، امکان بازنمایی تمام ابعاد زندگی وجود ندارد.
با این حال، ذهن نوجوان که در حال شکلگیری هویت است، این تصاویر را بهعنوان نماینده کل زندگی دیگران تلقی میکند. نتیجه، شکلگیری برداشتهایی نادرست از موفقیت، خوشبختی و ارزشمندی است؛ برداشتهایی که خودِ نوجوان را در موقعیت مقایسهای نابرابر قرار میدهد.

نیاز به دیدهشدن، موتور محرک حضور نوجوانان
دکتر اصغرینکاح یکی از عوامل کلیدی در تشدید بحران مقایسه را نیاز انسان به دیدهشدن میداند. این نیازی است که در دوره نوجوانی، شدت بیشتری پیدا میکند. به گفته او، همه انسانها نیاز دارند که دیده شوند و مورد توجه قرار بگیرند. اگر این نیاز در زندگی واقعی و
از طریق روابط سالم، خانواده، مدرسه و گروه همسالان تأمین نشود، نوجوان بهدنبال مسیرهای جایگزین میرود.
فضای اینستاگرام با سازوکارهایی مانند لایک، کامنت و فالوور، این نیاز را بهظاهر بهسرعت پاسخ میدهد. نوجوان احساس میکند که با دیدهشدن در این فضا، ارزشمندتر شده است. اما این ارزشمندی، ناپایدار و وابسته به بازخورد دیگران است.
تغییر جهت فعالیتهای روزمره
به گفته این استاد دانشگاه، یکی از پیامدهای نگرانکننده این روند، تغییر انگیزه نوجوان در انجام فعالیتهای روزمره است. نوجوان ممکن است بهجای تجربه واقعی یک فعالیت، مانند ورزش، تفریح یا حتی حضور در جمع دوستان، ذهنش درگیر ثبت و نمایش آن فعالیت در اینستاگرام
باشد.
نوجوان ممکن است بهجای تجربه، فقط به فکر ثبت لحظهها در اینستاگرام باشد
در چنین شرایطی، لذت درونی، آگاهی از لحظه و تجربه واقعی به حاشیه میرود و فعالیتها صرفاً به ابزاری برای جلب توجه تبدیل میشوند. این تغییر جهت، بهتدریج نوجوان را از تجربه زیستی و رشد واقعی دور میکند.
موفقیتهای نمایشی و فشار روانی پنهان
دکتر اصغرینکاح به نمایشهای اغراقآمیز از موفقیت در اینستاگرام اشاره میکند و میگوید: نوجوانان گاهی بخشهایی محدود از زندگی خود را بهگونهای نمایش میدهند که گویی همیشه موفق، فعال و بینقص هستند. این در حالی است که نوجوان خود میداند این تصویر، بازتاب
کامل واقعیت زندگیاش نیست.
همین شکاف میان واقعیت و تصویر ارائهشده، فشار روانی مضاعفی بر نوجوان وارد میکند. او از یکسو تلاش میکند تصویری ایدهآل از خود حفظ کند و از سوی دیگر، با واقعیتهای روزمره و محدودیتهایش مواجه است.
چرخه معیوب مقایسه
این روانشناس تأکید میکند آنچه در اینستاگرام رخ میدهد، یک چرخه معیوب است. نوجوانی که تصویر غیرواقعی منتشر میکند، خود پیشتر تحت تأثیر تصاویر مشابه قرار گرفته است. این تصویر به الگویی برای مقایسه دیگران تبدیل میشود و چرخه آسیب، بارها و بارها بازتولید
میشود.
در این چرخه، نوجوانان بهجای شناخت توانمندیها و شایستگیهای واقعی خود، ارزشمندیشان را بر اساس معیارهایی میسنجند که بیرونی، ناپایدار و اغلب غیرواقعی هستند.

شیانگاری نوجوان در اینستاگرام
به گفته اصغری نکاح، یکی از پیامدهای عمیقتر این فضا، تبدیل نوجوان به شیء است. در اینستاگرام، نوجوان در حد یک تصویر، یک بدن یا یک ویترین تقلیل پیدا میکند و هویت چندبعدی او نادیده گرفته میشود.
این نگاه، نوجوان را از درک ارزشهای درونی، توانمندیهای ذهنی، اخلاقی و اجتماعی دور میکند و او را به ابزاری برای مصرف رسانهای بدل میسازد.
پیامدهای بلندمدت بحران مقایسه
او هشدار میدهد که تداوم این وضعیت میتواند پیامدهای جدی از افزایش اضطراب و افسردگی گرفته تا شکلگیری احساس مزمن ناکافیبودن و نارضایتی از خود برای سلامت روان نوجوانان داشته باشد. این بحران حتی میتواند بر تصمیمهای مهم زندگی نوجوانان، از انتخاب رشته تحصیلی
تا روابط عاطفی آینده، اثر بگذارد.
نقش والدین نقطه آغاز پیشگیری
این استاد دانشگاه نقش والدین را کلیدی میداند. به گفته او، مهمترین عامل محافظتی در برابر بحران مقایسه، کیفیت رابطه والد و نوجوان است. هرچه این رابطه گرمتر، امنتر و مبتنی بر گفتوگوی همدلانه باشد، اثرپذیری نوجوان از مقایسههای اینستاگرامی کاهش مییابد.
مهمترین عامل محافظتی در برابر بحران مقایسه، کیفیت رابطه والد و نوجوان است
او توصیه میکند والدین از انتقادهای مداوم، برچسبزدنهای منفی و تعمیمهای کلی پرهیز کنند و بهجای آن، بر شایستگیها، توانمندیها و نقاط قوت واقعی فرزندشان تمرکز داشته باشند.
ضرورت افزایش سواد رسانهای
در بخش پایانی این گفتوگو، دکتر اصغرینکاح افزایش سواد رسانهای را یکی از الزامات اساسی میداند و تأکید میکند که خانوادهها، مدارس، دانشگاهها و نهادهای شهری باید بهطور جدی به این موضوع بپردازند.
وی ادامه می دهد: آگاهیبخشی درباره ماهیت گزینشی محتوای اینستاگرام، میتواند به نوجوانان کمک کند تا با نگاه نقادانهتری با این فضا مواجه شوند.
به گفته این استاد دانشگاه، زندگی در فضای مجازی اگر بدون آگاهی و مهارت مدیریت شود، میتواند مانند مسیری باریک در میان باتلاق عمل کند، مسیری که با یک غفلت کوچک، نوجوان را از مسیر رشد واقعی زندگی دور میکند. مدیریت آگاهانه این فضا، شرط اصلی عبور ایمن نوجوانان
از بحران مقایسه است.