به گزارش تحلیل ایران (روز هفتم - گزارش شماره 38): هدف قرار گرفتن ناو «آبراهام لینکلن» با پهپاد انتحاری و عقبنشینی این ناو به همراه ناوشکنهای همراه آن تا فاصلهای بیش از هزار کیلومتر از مرزهای آبی ایران، نشانهای مهم از وضعیت میدانی است.
این اتفاق نشان میدهد ادعایی که مقامات آمریکایی مطرح میکردند ــ مبنی بر اینکه اگر شناوری بخواهد از تنگه هرمز عبور کند، نیروی دریایی آمریکا آن را اسکورت خواهد کرد ــ در عمل با چالش جدی مواجه شده است. در حال حاضر نیز به نظر میرسد بسیاری از شناورها از عبور
از این مسیر خودداری میکنند.
این مسئله همچنین نشان میدهد برخلاف ادعاهایی که برخی مقامات آمریکایی مطرح میکنند ــ از جمله اینکه گفته میشود تعداد زیادی از شناورهای ایرانی منهدم شده و ایران دیگر توان کنترل یا حضور مؤثر در تنگه هرمز را ندارد ــ واقعیت میدانی متفاوت است.
حتی اگر تعدادی از شناورهای ایرانی آسیب دیده یا از بین رفته باشند، این موضوع به معنای تضعیف کامل توان دریایی ایران، چه در ارتش و چه در سپاه، نیست و این نیروها همچنان ظرفیت عملیاتی و تهاجمی خود را حفظ کردهاند.
از سوی دیگر، عملیاتی که علیه ناو «آبراهام لینکلن» انجام شد، پیش از این نیز در رزمایشها تمرین شده بود. اگر اشتباه نکنم، در رزمایش «پیامبر اعظم 14 یا 15» سپاه سناریوی مشابهی با استفاده از ماکت ناو هواپیمابر اجرا کرده بود. در آن تمرینها تمرکز صرفاً بر انهدام
کامل ناو هواپیمابر نبود، بلکه بر هدف قرار دادن پل فرماندهی ناو با استفاده از پهپادهای انتحاری تأکید شده بود.
اگر پل فرماندهی یک ناو مورد اصابت قرار بگیرد، عملاً مرکز هدایت و فرماندهی آن مختل میشود و ناو برای مدت قابل توجهی از چرخه عملیات خارج خواهد شد.
مجموع این موارد نشان میدهد سناریوهایی که نیروی دریایی ایران برای مقابله با نیروهای آمریکایی طراحی کرده، پیشتر در رزمایشها تمرین شده و تا حد زیادی متناسب با شرایط واقعی میدان در نظر گرفته شده است.