دود موتور و احساس خفگی

رضا نصیری حامد
    •••••  پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۰:۱۹ کد مطلب : 1939/a   

صحبت از آلودگی سوخت های ماشین ها و موتورها نیست که خود قصه ای است طولانی و مفصل در این شهر و یا شهرهای پرازدحام؛ سخن از ویراژ دادن و گاز زیادی این وسیله نقلیه است آن گاه که سودای ترساندن و یا انجام به زعم خویش مانوری را دارند. تا جایی که حافظه یاری می کند، قاطع ترین و در عین حال سوزناک ترین موضوع گیری در این خصوص را حاج کاظم فیلم آژانس شیشه ای اثر ماندگار ابراهیم حاتمی کیا داشته است او که در پاسخ اصغر که به اذعان خودش آمده تا به همراه موتوری ها در رکاب حاجی باشد، می گوید:

«اشتباه اومدن، اون موتورها جاده میخواد، من اصلاً از این نمایش ها خوشم نمیاد... دود اون موتوریا امثال من و عباس رو خفه می کنه. لطف کنن تشریف ببرن».

در طی سالیان متمادی زمانی سراغ این موتورسواران پیدا شد که به مسئله ای عمدتاً فرهنگی و البته عموماً جناحی اعتراض و نقد داشتند اما دریغا که نه شکل اعتراض و نه نحوه آمدن و رفتن آنها از چیزی که ایشان داعیه دار آن بوده و هستند، کمتر نشان داشته است.

در تازه ترین نوع از این گونه اتفاقات در روزهای گذشته حادثه تلخ حمله به علی مطهری در شیراز و ممانعت از سخنرانی وی و مهم تر از آن ایجاد نوعی جو رعب و ترس با شکستن شیشه های ماشین وی و نیز محاصره محل استقرارش در کلانتری اتفاق افتاد.

این گونه حرکات آن هم با ادعایی ارزشی و انقلابی در مقابل یک نه فقط شهروند مملکت بلکه نمانیده ای که به جلسه ای مجوردار و با دعوتی رسمی آمده است، جز تخریب ارزش های اسلامی و انقلابی چه نتیجه و ثمری دارد؟ بگذریم که علی مطهری به عنوان فرزند و البته پیرو پدری است که بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) همه آثار ایشان را بدون استثناء مفید دانسته اند و او اکنون همه مواضعش را با استناد به گفتمان انقلاب، امام و رهبری و البته آثار گرانقدر پدرش مستند می نماید. اگر گناه وی آزادی بیان و طرفداری از آن است که این حرف جدیدی نیست؟

مگر امام وعده آزادی بیان همه گروهها حتی مارکسیستها را در دوران بعداز انقلاب نداده بودند که اگر نبود برخی از تندرویها وتجزیه طلبی های داخلی و بعد هم ترور و جنگ تحمیلی که باعث برخورد انقلاب با این حرکات شد، باید جزو مشی و شیوه انقلاب قرار می گرفت کما اینکه سالهای نخست نیز این گونه بود؟ و یا مگر شهید مطهری خود در فضای رژیم قبل تدریس نداشتند؟ با آنکه بین گفتمان و منویات ایشان با رژیم حاکم فاصله ای معنادار وجود داشت و البته خود ایشان اصرار داشت گروه های مختلف بیایند و حرفشان را البته با زبان و بیان و نگاه خودشان بزنند. اکنون عده ای طرفداران نظام را چه شده است که آزادی های حداقلی را برنمی تابند که هیچ چنان به سوی طرف جمله می کنند که بیم جان طرف می رود؟

حتی اگر فردی بر ضد اسلام و انقلاب حرف بزند، که لااقل در مورد مطهری باور ناپذیر می نماید، آیا خلایقی چند با تشخیص خودشان حق دارند که به قصد کشتن او را تهدید نموده و بلکه مورد ضرب و جرح قرار دهند؟ این روزها همه عقلای عالم از منطق سلفیونی همچون داعش که به انواع جنایت های غیر انسانی دست می یازند، و در واقع عین بی منطقی است شکوه و شکایت می کنند؛ انصاف دهیم برخی حرکتهای ناسنجیده ما در داخل شباهتی معنادار با آنها را تداعی نمی کند؟

کجای این رفتار اسلامی و انقلابی است که بدون شنیدن و نیز گفتگو و تعامل با طرف مقابل، به صرف اتکای حکمی که خود صادر نموده ایم فرد و یا گروه با مستوجب فلان مجازات برمی شماریم و خود نیز تا حد امکان درصدد اجرای آن برمی آییم. بزرگترین صدمه و آسیبی که نظام های دینی متحمل می شوند، ناشی از ترجیح دادن تفاسیر و برداشت های خاص خودشان از دین و قالب نمودن آنها به نام دین و مذهب است. کاش همه کسانی که با عنوان و در واقع سوء استفاده از برداشت خودشان از دین در مقابل یکی از مدعاهای بزرگ دین که همانا آزاد اندیشی است، می ایستند اندکی تأمل نمایند و ببینند دستاورد ایشان برای انقلاب چه بوده است؟

تمثیل ابتدای سخن در اشاره به فیلم آژانس شیشه ای بدان خاطر بود که عده ای خواسته یا ناخواسته این گونه فکر نکنند وتصور نمایند که آزادی موهبتی غربی است و حالا ما هم از بد حادثه ندای طرفداری از آن را می دهیم از قضا آزادی در اساسی ترین و اصولی ترین مبناهای آن، اصلی اسلامی و دیندارانه است که بهترین شواهد آن نیز شیوه بزرگان دین در این طریق بوده است و لذا هر مسلمانی بدون رودربایستی باید موضوع خود را در این خصوص روشن نماید.

اگر من نوعی ظرفیت وتوان و نیز امکان رویارویی با افکار متفاوت و متضاد را ندارم، بسیار مناسب خواهد بود که به فکر درمان خویش باشم و توان خودم را بالا ببرم نه اینکه با ادعای مظلومیت دین، در مقابل شعار مسلم دین که همانا آزاداندیشی و نیز آزادی بیان است، بایستم. در جامعه کنونی امثال حاج کاظم ها که برادری شان را در راه دفاع از ارزشها ثبت نموده اند، کم نیستند؛ همان هایی که نسبت به لزوم حرکت سنجیده به بهانه دفاع از ارزشها هشدار می دهند اگر سخن ایشان را ناشنیده بگیریم و یا به شخصیت ایشان هم چیزی نسبت دهیم که صداقت نیت و بیان شان زیر سوال رود، در آن صورت باید از برخی تبعات این امر در آینده نظام دینی مان نگران باشیم.