پیامدهای سنگین انسداد تنگه هرمز برای اقتصاد جهان

    •••••  جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ — ۱۲:۵۱ کد مطلب : 196168/a   

به گزارش تحلیل ایران، بانک جهانی با انتشار گزارشی از چشم انداز اقتصاد خاورمیانه و شمالآفریقا در سایه جنگ آمریکا صهیونی علیه ایران نوشت که اقتصاد خاورمیانه و شمال آفریقا درگیر جنگی است که باعث رنج بشری در منطقه و پیامدهای اقتصادی در سراسر جهان شده است. تنگه هرمز که حدود یک‌پنجم از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، از آغاز درگیری عملا بسته شده است. تصاویر ماهواره‌ای اخیر نفتکش‌هایی را نشان می‌دهند که در هر دو طرف صف کشیده‌اند و منتظر عبور هستند. توقف تولید، همراه با حملات به زیرساخت‌های انرژی، منجر به یک شوک قابل توجه در عرضه نفت شده است.

 

اثرات جهانی درگیری در خاورمیانه

 

بازارهای نفت با مازاد عرضه وارد این دوره شدند که به عنوان یک عامل بالقوه در برابر فشارهای قیمتی عمل کرد. با این حال تا 27 مارس، قیمت نفت خام برنت 112 دلار در هر بشکه بود که نزدیک به 60 درصد بیشتر از قبل از شروع درگیری است. معاملات آتی نفت حاکی از خوش‌بینی نسبی است و قیمت‌های تحویل پایان سال حدود 85 دلار در هر بشکه معامله می‌شود. به طور مشابه، قیمت گاز طبیعی اروپا در همین بازه زمانی تقریبا 70 درصد افزایش یافت.

 

اگر قیمت نفت، گاز طبیعی و انرژی برای مدت طولانی بالا بماند، پیامدهای تورمی موج خواهد زد. فشار در حال حاضر در اروپا و آسیا بیشتر از ایالات متحده است. برای واردکنندگان نفت، صورتحساب بالاتر واردات می‌تواند کسری حساب جاری را افزایش دهد و به هزینه‌های تولید دامن بزند که اغلب به مصرف‌کنندگان منتقل می‌شود. در برخی کشورها، کمبودها از قبل پدیدار شده که منجر به خاموشی و جیره‌بندی شده است. علاوه بر این، قیمت مشتقات نفت و گاز طبیعی مانند برخی کودهای شیمیایی، افزایش یافته است. قیمت بالاتر کود ممکن است عملکرد محصولات کشاورزی آینده را به خطر بیندازد و در نهایت منجر به افزایش قیمت مواد غذایی شود. این فشارهای تورمی ممکن است بانک‌های مرکزی را مجبور کند که نرخ بهره را بیشتر از آنچه بازارها قبلا انتظار داشتند، بالا نگه دارند.

 

شدت و تداوم این اثرات به شدت به طول مدت و شدت درگیری بستگی دارد اما اگر یک قطعیت در حال حاضر وجود داشته باشد، خود عدم قطعیت است. ریسک ژئوپلیتیک به سرعت به عنوان نگرانی غالب در میان سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران ظاهر شده و شاخص ریسک ژئوپلیتیک به بالاترین سطح روزانه خود از سال 2003 رسیده است.

 

طغیان درگیری در خاورمیانه تاب‌آوری اقتصاد جهانی را آزمایش کرده است. با شروع خصومت‌ها، ریسک ژئوپلیتیک به سرعت به عنوان نگرانی غالب در میان سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران ظاهر شد. تاکنون شاخص عدم قطعیت سیاست تجاری منبع غالب اضطراب بازار بوده و در آوریل 2025 به بالاترین حد تاریخی خود رسید. درگیری همچنان در سراسر منطقه در حال گسترش است. بسته شدن موثر تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی و منطقه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از زمان آغاز خصومت‌ها، چندین نفتکش در نزدیکی تنگه مورد اصابت و آسیب قرار گرفته‌اند و ترافیک دریایی را تقریبا به حالت تعلیق درآورده است. 

 

فوری‌ترین کانال انتقال اثر اقتصادی درگیری بر اقتصاد جهانی، بازارهای نفت و گاز بوده است. تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط تنگ دریایی جهان، حدود 20 درصد از مصرف جهانی نفت را مدیریت می‌کند و صادرات عمدتا از بحرین، جمهوری اسلامی ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را منتقل می‌کند. این تنگه همچنین مسیر اصلی گاز طبیعی مایع از قطر است که حدود 20 درصد از کل تجارت جهانی گاز طبیعی مایع را تشکیل می‌دهد. با چند مسیر جایگزین عملی، بسته شدن به طور موثر یک شریان اصلی عرضه انرژی جهانی را قطع کرده است. در حالی که آسیب به زیرساخت‌های نفت و توقف‌های احتیاطی تولید نفت ممکن است پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، اختلال در کشتیرانی فوری‌ترین محدودیت برای عرضه جهانی نفت باقی خواهد ماند.

 

سوابق تاریخی، اهمیت شوک فعلی را نشان می‌دهد. زمانی که پس از تهاجم 2022 به اوکراین، حدود 2.5 میلیون بشکه در روز از صادرات نفت فدراسیون روسیه -تقریبا 30 درصد از صادرات آن و 3 درصد از عرضه جهانی- از بازارهای جهانی قطع شد، قیمت نفت خام برنت ظرف 2 ماه بیش از 30 درصد افزایش یافت و برای 4 ماه دیگر بالا ماند. جنگ خلیج فارس در سال 1990 حدود 4 میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی را حذف کرد؛ حدود 6-7 درصد از کل آن زمان که باعث شد قیمت‌ها ظرف 3 ماه بیش از دو برابر شوند. اختلال فعلی در مقیاس بزرگتر است و حدود 20 میلیون بشکه در روز یا 20 درصد از عرضه جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

پیامدهای کلان اقتصادی یک شوک قیمت نفت پایدار به خوبی شناخته‌شده است. هزینه‌های انرژی بالاتر، قیمت نهاده‌ها را در صنایع انرژی‌بر افزایش می‌دهد و با گذشت زمان، این شرکت‌ها تمایل دارند که این هزینه‌ها را به مصرف‌کنندگان خود منتقل کنند و تورم را افزایش داده و درآمدهای واقعی را کاهش دهند. کاهش حاصل در قدرت خرید خانوار و سرمایه‌گذاری تجاری به رشد کُندتر ترجمه می‌شود. به عنوان یک مثال حیاتی، قیمت کودها این پویایی را نشان می‌دهند. علاوه بر این، عرضه اوره از صادرکنندگان عمده در خلیج فارس محدود شده است. اگر افزایش قیمت کود تا فصل کاشت ادامه یابد، عملکرد محصولات کشاورزی در معرض خطر قرار خواهد گرفت و اثرات سرریز بر عرضه جهانی مواد غذایی خواهد داشت. مانند دوره‌های گذشته افزایش قیمت مواد غذایی ناشی از کالاها، بار به طور نامتناسبی بر جمعیت‌های فقیر و آسیب‌پذیر می‌افتد. اگر درگیری طولانی شود و تورم جهانی پایدار باشد، بانک‌های مرکزی ممکن است مجبور به تشدید سیاست پولی برای مهار انتظارات شوند که مانع دیگری برای رشد جهانی در لحظه‌ای با عدم قطعیت بالا ایجاد می‌کند.

 

میزان تحقق این ریسک‌های جهانی به طور حیاتی به نحوه تکامل درگیری و مدت زمان آن بستگی دارد. 

 

اثرات جنگ علیه ایران بر اقتصادهای منطقه

 

شدیدترین و فوری‌ترین پیامدهای اقتصادی درگیری در خود منطقه احساس خواهد شد. ماهیت و شدت تاثیرات در کشورها و بخش‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است و توسط دو عامل اصلی شکل می‌گیرد؛ اول، نزدیکی به درگیری و دوم، مواجهه با کانال‌های اقتصادی مختل‌شده توسط آن. در مرکز درگیری، جمهوری اسلامی ایران، عراق، لبنان و اعضای شورای همکاری خلیج فارس -بحرین، کویت، قطر، عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی- قرار دارند. این اقتصادها بیشتر از طریق جغرافیا -تجارت دریایی آنها با بسته شدن تنگه هرمز محدود شده است- و از طریق آسیب شدید به زیرساخت‌های تولیدی و غیرنظامی تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

 

در فاصله بیشتر از خط مقدم، مجموعه وسیع‌تری از اقتصادها با سرریزهای غیرمستقیم اما بالقوه قابل توجه مواجه هستند. اقتصادهای واردکننده نفت با فشارهای مشابه تراز پرداخت‌ها و تورمی ناشی از افزایش قیمت هیدروکربن‌ها مواجه خواهند شد که مشابه سایر نقاط جهان است. با این حال، این چالش‌ها به دلیل نزدیکی آنها به درگیری و پیوندهای اقتصادی نزدیک‌تر با کشورهای درگیر مستقیم، تشدید می‌شود -آنها را در معرض شوک‌های اضافی از طریق کاهش درآمدهای گردشگری و حوالجات و تضعیف اعتماد سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد-.  

 

زخم‌ها می‌توانند از خود درگیری بیشتر باقی بمانند. در اقتصادهای مستقیما آسیب‌دیده، آسیب به زیرساخت‌ها، فرسایش سرمایه انسانی، کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران و ادراک منفی گردشگری می‌تواند بهبودی را کُند کند و رشد آینده را به خطر بیندازد.