به گزارش تحلیل ایران وزش بادهای شدید، بهویژه در استانی مانند سمنان که در حاشیه دشت کویر و پهنههای ماسهای قرار دارد، همواره یکی از عوامل مهم فرسایش بادی و گسترش بیابانزایی در اراضی محسوب میشود؛ موضوعی که آثار آن را بهویژه
در نوار جنوبی استان بهوضوح میتوان مشاهده کرد.
قرار گرفتن استان سمنان در حدفاصل دامنههای جنوبی البرز و شمال دشت کویر، این منطقه را از نظر اقلیمی مستعد وزش باد کرده است. از سوی دیگر، وجود شنزارهای کویری سبب میشود ذرات ریز شن هنگام وزش باد همانند سمباده عمل کرده و به مرور موجب
فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی و گسترش بیابانها شوند.
در سالهای اخیر، اقدامات مختلفی برای مقابله با بیابانزایی در استان سمنان و دیگر نقاط کشور انجام شده که از جمله آنها میتوان به مالچپاشی، استفاده از نسل جدید مالچهای سازگار با محیط زیست و کاشت گونههای مقاوم اشاره کرد. با این
حال، راهکارهای زیستی دیگری نیز وجود دارد که میتوان از آنها برای کاهش فرسایش بادی و مهار بیابانزایی بهره گرفت.
در همین راستا، وحید شادفر، پژوهشگر و نویسنده حوزه محیط زیست و مقابله با بیابانزایی، در گفتوگو با خبرنگار مهر از تجربه کشورهایی مانند چین در توسعه بادشکنها و نقش آنها در مهار بیابانزایی سخن گفته است که مشروح آن را در ادامه
میخوانید.
آیا بادشکنها تا این اندازه تأثیرگذار هستند که بتوان آنها را یکی از راهکارهای اصلی مقابله با فرسایش بادی دانست؟
بله؛ توسعه بادشکنها، به اعتقاد من، یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله با بیابانزایی، گردوغبار و حتی آثار خشکسالی است. اخیراً در خبرها آمده بود که چین با سرعتی باورنکردنی در حال سبز شدن است. این کشور دهههاست نبردی مستمر با بیابانزایی
را آغاز کرده و حاصل آن، ایجاد گستردهترین جنگلهای مشبک و موزاییکی دستکاشت جهان در قالب بادشکنها بوده است.
بادشکن بزرگ چین یا «دیوار سبز بزرگ چین» توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده است. این پروژه که از دهه ۱۹۷۰ میلادی آغاز شد، با کاشت بیش از ۶۶ میلیارد درخت، پوشش جنگلی این کشور را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
تحقیقات جدید دانشگاه پکن نیز نشان میدهد که این جنگلهای مصنوعی، دو تا سه برابر سریعتر از جنگلهای طبیعی رشد میکنند و مقادیر قابل توجهی دیاکسیدکربن را جذب میکنند. البته طرح بادشکن چین در ابتدا با دو هدف اصلی اجرا شد؛ نخست جلوگیری
از پیشروی بیابان گوبی و دوم کاهش طوفانهای شن که تا شهر پکن نفوذ میکرد.
بزرگترهای پکن هنوز روزهایی را به یاد دارند که آسمان این شهر به رنگ تیره درمیآمد و لایه ضخیمی از گردوغبار همهجا را میپوشاند. طوفانهای شنی دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی نهتنها یک معضل زیستمحیطی، بلکه تهدیدی اقتصادی و امنیتی محسوب
میشدند.
موفقیت این طرح با تغییرات اساسی در کاربری اراضی همراه بود؛ بهگونهای که مراتع سنتی به جنگلهای مشبک و موزاییکی تبدیل شدند و این اقدام، علاوه بر تثبیت اراضی، به بهبود معیشت دامداران و جوامع محلی نیز کمک کرد.
چین تنها کشوری نیست که به فکر ایجاد دیواری عظیم از درختان افتاده است. کشورهای آفریقایی نیز با اجرای پروژه «دیوار سبز بزرگ ساحل» تلاش کردهاند از پیشروی صحرا جلوگیری کنند، اما آنچه تجربه چین را متمایز میکند، تلفیق جنگلکاری با
اهداف اقتصادی است.
در واقع این طرح، ابعاد اقتصادی نیز داشته است؟
بله؛ در بسیاری از مناطق، درختانی کاشته شدند که یا میوه تولید میکنند یا چوب آنها قابلیت بهرهبرداری اقتصادی دارد. همین موضوع سبب مشارکت گسترده جوامع محلی شد.
کاشت درخت تنها به معنای جذب کربن نیست. درختان با آزادسازی رطوبت از طریق تعرق، میتوانند بر الگوی بارش نیز اثرگذار باشند و شواهد نشان میدهد اجرای بادشکن بزرگ چین، موجب افزایش رطوبت نسبی در برخی مناطق شده است.
از سوی دیگر، اجرای این پروژه به یک طرح بزرگ اقتصادی تبدیل شد که هزاران فرصت شغلی ایجاد کرد. مشارکت مردم محلی در کاشت و نگهداری از بادشکنها نیز تضمینکننده تداوم و موفقیت این طرح بود.
اگر مردم، برای مثال در استان سمنان، مشاهده کنند که جنگلهای نواری بادشکن از مزارع و باغهای آنان در برابر فرسایش و تخریب محافظت میکند، بهطور طبیعی خود به اصلیترین حامیان و محافظان این سرمایههای طبیعی تبدیل خواهند شد.
آیا استان سمنان به مرحلهای از بحران زیستمحیطی رسیده است که اجرای چنین طرحهایی در آن ضرورت داشته باشد؟
ابتدا باید گفت پروژه عظیم بادشکن، ریشه در یک ضرورت تاریخی دارد. از نگاه من، بادشکن پاسخی اضطراری به شرایط کنونی استان سمنان و بسیاری از مناطق کشور است؛ زیرا برای حفظ شهرها، زیستگاههای حیاتوحش و مناطق حفاظتشده، چارهای جز ایجاد
تغییرات مؤثر در اکوسیستم وجود ندارد.
اما در پاسخ به سؤال شما باید گفت که امروز تهدیدهای زیستمحیطی متعددی پیش روی استان سمنان و دیگر مناطق کشور قرار دارد. برای نمونه، یکی از استادان دانشگاه چندی پیش اعلام کرد که بیابانزایی دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی یا اقلیمی
نیست، بلکه به بحرانی چندبعدی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و حتی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
همچنین، بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری استان فارس نیز اعلام کرده است که سالانه حدود یک میلیون هکتار به عرصههای بیابانی ایران افزوده میشود و در صورت تداوم این روند، امنیت آب، خاک و غذا با تهدید جدی مواجه خواهد شد.
این روند چه پیامدهایی برای استان سمنان به همراه خواهد داشت؟
کاهش پوشش گیاهی موجب تشدید فرسایش خاک و کاهش نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی، بهویژه در استانهایی مانند سمنان، میشود. این فرآیند در بلندمدت به افت منابع آب زیرزمینی، کاهش کیفیت آب و تخریب اراضی منجر خواهد شد.
در ادامه نیز با پیامدهایی مانند کاهش تولید محصولات کشاورزی و باغی، افزایش وابستگی به واردات مواد غذایی، افت کمی و کیفی محصولات، افزایش هزینه تولید غذا، مهاجرت روستاییان و تضعیف روستاها بهعنوان مراکز تولید مواد غذایی مواجه خواهیم
شد.
به اعتقاد من، هزینه پیشگیری از بیابانزایی بهمراتب کمتر از هزینه جبران خسارتهای ناشی از آن است.
راهکار مناسب برای استان سمنان چیست؟
در پاسخ به این دغدغههای زیستمحیطی که متأسفانه تقریباً همه استانهای کشور، از جمله سمنان، با آن مواجه هستند، باید گفت که با مجموعهای از عوامل انسانی و زیستمحیطی روبهرو هستیم. به اعتقاد من، بر اساس تجربه کشورهای موفق، اجرای
بادشکنها میتواند در کاهش یا بیاثر کردن بخش قابل توجهی از این معضلات نقشآفرین باشد.
یعنی بادشکنها تا این اندازه اهمیت دارند؟
بله؛ کارشناسان بارها تأکید کردهاند که مقابله با بیابانزایی صرفاً به کاشت چند نهال محدود نمیشود. آنچه تجربه چین را موفق کرده، تلفیق جنگلکاری با اهداف اقتصادی است.
در بسیاری از مناطق این کشور، درختان میوه یا گونههایی با ارزش اقتصادی کاشته شدند و همین موضوع موجب مشارکت گسترده جوامع محلی شد.
امروزه درخت به یکی از ابزارهای مهم قدرت ملی و از عناصر مؤثر در سیاست بینالملل تبدیل شده است. همانگونه که نفت در قرن بیستم محور اصلی معادلات قدرت جهانی بود، به اعتقاد من در قرن بیستویکم، جنگلهای نواری و بادشکنها نیز میتوانند
به یکی از ابزارهای تقویت نفوذ اقتصادی و حتی ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل شوند.
اگر قرار باشد از این تجربه در استان سمنان استفاده شود، مشخصاً چه اقداماتی باید انجام شود؟
به اعتقاد من، همان مسیری که چین طی کرد، میتواند الگوی مناسبی باشد؛ مسیری که موجب تحول بیابانهای خشک و روستاها شد و در کنار آن، توسعه اقتصادی مناطق روستایی را نیز به همراه داشت.
علاوه بر این، به گفته گزارشهای منتشرشده، احداث بادشکنها در چین موجب کاهش قابل توجه مصرف انرژی، تا حدود ۴۰ درصد، شده است.
ساختار درختی بادشکنها که از چندین ردیف درخت تشکیل میشود، علاوه بر تولید اکسیژن، جذب کربن، کاهش آلودگی آب و خاک، تعدیل دما و تثبیت ریزگردها، در تولید میوه، زراعت چوب، تولید بیوماس و علوفه نیز کاربرد دارد. به اعتقاد من، یکی از
مهمترین کارکردهای این سازههای طبیعی، کاهش مصرف سوخت و انرژی در ساختمانها و سالنهای تولیدی است.
بادشکنهای اطراف ساختمانها با کاهش یا مسدود کردن بادهای سرد زمستانی، مصرف انرژی مورد نیاز برای گرمایش را کاهش میدهند. زمانی که باد به ساختمان برخورد میکند، اختلاف فشار میان فضای بیرون و داخل ساختمان افزایش مییابد و همین موضوع
موجب نفوذ هوای سرد از طریق منافذ کوچک به داخل ساختمان میشود.
از سوی دیگر، در سمت پشت به باد، کاهش فشار هوا سبب خروج هوای گرم از همان منافذ خواهد شد. بنابراین، کاهش سرعت باد یا توقف آن، این اختلاف فشار را از بین میبرد و باعث میشود هوای گرم در داخل ساختمان باقی بماند و هوای سرد وارد نشود.
همین سازوکار در فصل تابستان نیز برای ساختمانهای مجهز به سامانههای سرمایشی کاربرد دارد و از خروج هوای خنک و ورود هوای گرم جلوگیری میکند؛ موضوعی که در نهایت به صرفهجویی در مصرف انرژی منجر خواهد شد.
به نوعی میتوان گفت این موضوع بر کیفیت زندگی نیز اثرگذار است؟
بله؛ کاهش سرعت باد به وسیله بادشکنها، لایه مرزی هوای گرم یا سرد در اطراف ساختمانها را حفظ میکند و همین موضوع از اتلاف انرژی جلوگیری خواهد کرد.
برای مثال، در فصل زمستان، اطراف ساختمانهای گرم، از جمله سالنهای مرغداری، دامداریهای صنعتی یا واحدهای تولیدی، لایهای از هوای نسبتاً گرم شکل میگیرد که به آن «لایه مرزی» گفته میشود. وزش باد این لایه را از بین میبرد و موجب انتقال
گرما از طریق دیوارها و پنجرهها به بیرون میشود، اما وجود بادشکنها مانع بروز این پدیده خواهد شد.
به اعتقاد من، کاهش مصرف انرژی در مرغداریها، دامداریهای صنعتی، واحدهای دامپروری، سالنهای تولیدی کارخانهها و سایر مراکز مشابه، از مهمترین مزایای اجرای بادشکنهاست.
از سوی دیگر، بخش کشاورزی برای تداوم فعالیت خود به دسترسی پایدار به انرژی نیاز دارد. هرگونه اختلال در تأمین برق میتواند عملکرد سامانههای آبیاری، گلخانهها، مرغداریها، دامداریها، واحدهای آبزیپروری، سردخانهها، صنایع تبدیلی و
فرآوری محصولات کشاورزی را با مشکل مواجه کرده و زنجیره تولید تا مصرف را تحت تأثیر قرار دهد.
بر همین اساس، مدیریت هوشمندانه مصرف انرژی، از جمله با استفاده از بادشکنها، میتواند به کاهش فشار بر شبکه برق، صرفهجویی در مصرف انرژی و پیشگیری از خاموشیها کمک کند.