سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور؛ نهادی فرا دولتی

رضا نصیری حامد
    •••••  چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳ — ۲۱:۱۱ کد مطلب : 290/a   

از شعارهای دولت جدید، احیاء سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بود که در دوران دولت گذشته بنا به دلایلی که عموماً و در کل غیر قانع کنده بودند، منحل شده و جای خود را به معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی داده بود. اگر بپذیریم که، آن گونه که در برخی تحلیل های موافقان تعطیلی سازمان دیده می شد، روند کند بوروکراتیک سازمان از دلایل انحلال آن بوده است در آن صورت این اشکال را به برخی از نهادهای دیگر جایگزین سازمان نیز می توان داشت. به عبارتی دیگر مشکل نه در نهاد و موسسه ای خاص بلکه در نفس بوروکراسی به عنوان مسئله ای که هم درد و هم نوشداروی اداره کشور تواند بود، نهفته است. در هر حال دولت جدید در آبان ماه امسال با دستور حسن روحانی ریاست جمهور محترم طرح احیاء سازمان را رسماً کلید زده و در اوایل دی ماه امسال با انتصاب آقای محمد باقر نوبخت به عنوان ریاست سازمان و معاونت رئیس جمهور رسمیت یافت.

سازمان ها و نهادهای دست ساخته بشری ارزشی ذاتی و لزوماً فرازمانی ندارند؛ به عبارتی دیگر آنها برای انجام کارویژه هایی معین به وجود می آیند و معمولاً هر اندازه کارآیی مناسبی داشته باشند، از عمر بیشتری نیز برخوردار خواهند بود. قدمت و سابقه زیاد نیز باید همراه با به روز کردن و نقد پیوسته عملکرد گذشته باشد از این رو صرف بالا رفتن تجربه سازمان و نهادی خاص بی آنکه در معرض نوسازی قرار گیرد، نکته مثبتی به شمار نمی آید.

سازمان مدیریت نیز همانند کلیت بوروکراسی کشور نیازمند توجه به کاسته شدن از بار اضافی آن و نیز سریع و چابک شدن ساختار علمی و برنامه ریزی آن است که قطعاً مورد توجه دولت فعلی نیز خواهد بود. فلسفه وجودی این سازمان با همه نقدها و ایراداتی که بدان از زمان رژیم پهلوی که با عنوان سازمان برنامه و مخصوصاً در دوران مدیریت ابوالحسن ابتهاج کار کرده است، وارد است اما نکته و امتیاز مهم آن ایجاد تشکیلاتی تخصصی و علمی به معنای واقعی آن در جامعه رو به مدرن شدن ایران بوده است. مراد از این فرازها آن است که اولاً سازمان را باید در متن نظام برنامه ریزی مدرن دید؛ در یک نظام و دولت مدرن ضرورت دارد که سیستم برنامه ریزی متمرکز و یکپارچه ای بر کشور و امور آن نظارت و مدیریت داشته باشد.

از سوی دیگر اشاره شد که برنامه ریزی آن باید علمی باشد؛ ظاهراً بر عنصری دست نهاده شده است که تقریباً مورد وفاق است و شاید تأکید بر آن از نظر عده ای توضیح واضحات باشد اما با این وجود این امر زمانی حائز اهمیت فراوانی می شود که بدانیم و دقت کنیم که متأسفانه در جوامعی همچون ایران معمولاً با تغییر و تحول های سیاسی، همه رده های مدیریتی و برنامه ریزی علمی و مطالعاتی نیز دچار تحولی عمده می شوند. از قضا همین تغییرات کلی و سرتاسری در همه سطوح از ضربه هایی است که در بسیاری از بخش ها به خود زده ایم و همچنان هم کمابیش آن را ادامه می دهیم البته شعار و رویه قابل تقدیر ریاست جمهوری محترم در اینکه گفتند بنا ندارند داس برداشته و به درو بپردازند بلکه داشته خویش را کلید برشمردند که بالطبع باید قفل ها را باز کند، این امید و نوید را می دهد که تا حدودی در این رویه و منش غلط و اشتباه تغییراتی حاصل شود.

به اذعان و گفته کارشناسان و مسئولان متعددی، سازمان مدیریت در طول سالها فعالیت خویش به درجه ای از نهادینه شدن کار و تلاش مطالعاتی مبتنی بر بررسی و تحلیل کارشناسی استوار شده بود که موجب تعدیل افراد از گرایشات متعددی می شد که در مصدر امور آن قرار می گرفتند. این قوام شخصیتی در یک سازمان که همچون شخصیتی دارای  اعتماد به نفس و دارای ایمان به داشته ها و دستاوردهای خویش، جلوه می کند بالطبع برای امور مختلف کشور آن هم با توجه به واقعیت ها، ساختارها و نیز مقتضیات همین کشور و برای برنامه ریزان کلان و رده بالای سیاسی از هر طیف و گروه و با هر عقبه فکری و سیاسی که باشند، گزینه ها و موضوعاتی را پیش رو می گذارد و آنها را کمابیش به عنوان واقعیاتی که باید فراتر از مصلحت دولت و کابینه ای خاص و به مثابه مصالح کلان کشور در نظر گرفت، پدیدار می نماید.

تضاد یافتن با این جنبه از سازمان و تصمیم گرفتن برای صرف نظر نمودن از داده ها، اطلاعات و نیز تجویزهای چنین سازمانی نمی تواند افق روشنی در برنامه ریزی هیچ دولت و مسئولی به همراه داشته باشد. در طی سالهایی هم که سازمان تعطیل بود و یا از نظر برخی با ادغام به شکلی دیگر عمل می نمود، دیده شد که غیر مستقیم نیاز به سازمان مشابهی احساس می شد با این تفاوت که عنوان سازمان جایگزین شده نیز نوعی وابستگی و اتصال ناگزیر آن به رئیس جمهور را تداعی می کرد اما برای استفاده و بهره مندی بهتر از مزایای کار علمی که در چنین سازمان انجام می شود و یا ظرفیت آن را دارد که انجام شود، باید از سطح وابستگی به فرد و گروه فراتر رفت.

در هر حال سازمان دوباره در مسیر فعالیت خویش افتاده و امید است بتواند منویاتش را به نحو احسن پیگیری نماید با این حال لازمه موفقیت این سازمان آن است که سازمان جنبه های اجرایی تر را هر چه بیشتر واگذار نمود و نظرات کارشناسی را به معنای واقعی آن و به شکلی فراجناحی مورد توجه قرار دهد. همچنین ابزارهای و ساز و کارهای آماری و اطلاع رسانی جامع در سازمان باید تقویت شود تا کنترلی وسیع و همه جانبه بر رویه های اجرایی و عملی تحقق یابد. با آنکه سازمان نهادی مرکزی و دارای برنامه ریزی برای همه نقاط کشور است، با این حال سازمان در چارچوب برنامه های توسعه کشور و نیز سند چشم انداز به ویژه باید بر تقویت بخش های مختلف و نیز توانمند سازی بخش خصوصی اهتمامی ویژه داشته باشد. برنامه ریزی مرکزی را نباید به معنای تمرکزگرایی بی حد و اندازه یا گرفت که کشور را در بخش های متعددی دچار مشکلاتی نموده است.

سازمان نه فقط خود به مصداق عنوان و اسمی که دارد، باید به مدیریت امور و برنامه ریزی بپردازد، بلکه علاوه بر آن باید به عنوان پشتوانه مهم دولت و همچون بازوی مهم آن کاری کند که دولت هم از تصدی گری غیر ضروری و جز در موارد لازم فاصله گرفته و به سمت نظارت و برنامه ریزی و مخصوصاً کنترل روندهایی که تا کنون اجرا شده اند و محاسن و معایب شان معلوم شده و یا در حال معلوم شدن است، پیش رود.

تلاش خواهد شد در نوشتارهای آینده با نگاهی به تاریخچه و سرگذشت سازمان و مسئولان و جهت گیری ایشان، شناخت بهتری از ماهیات آن و در عین حال افق روشن تری برای آینده آن تصویر گردد.