مبانی مخالفت بنیانگذار جمهوری اسلامی با تروریسم

تحلیل ایران
    •••••  شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۳ — ۱۰:۰۲ کد مطلب : 308/a   

اشاره: در عصر حاضر گروههايي وجود دارند كه به نام دين اسلام، بطور گسترده اي دست به اعمال خشونت آميز مي‌‌زنند. همين امر دستمايه‌اي شده است كه دشمنان اسلام، این دین را به عنوان ايدئولوژي جنگ، خشونت و ترور به افكار عمومي جهانيان، معرفي كنند. از این رو بررسی پدیده ترور در اندیشه متفکرین بزرگ مسلمان می تواند راهنمای خوبی برای شناخت دیدگاه اسلام و پاسخگویی به شبهات وارده در این زمینه باشد. از آنجایی هم كه امام خميني(ره)، به عنوان ارائه دهنده نوين‌ترين و عملگراترين نسخه از اسلام در سالهاي اخير محسوب مي‌‌شوند،‌ آگاهي از ديدگاه ايشان در مورد پديده ترور، در شناخت نظر اسلام نسبت به این پدیده بسيار حياتي و راهگشا مي‌‌‌باشد. در مقاله حاضر با روش تحليل بیانات و انديشه ها، رويكرد امام خميني(ره) نسبت به ترور مورد بحث قرار گرفته و تلاش می شود به این سوال که "دیدگاه امام خميني(ره) در مورد ترور چيست؟" پاسخ داده شود. این بررسی نشان می دهد که در اندیشه امام خميني(ره)، ترور به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به هر گونه هدفي، مطرود و محكوم است و هيچ فردی حق ندارد از آموزه‌هاي اسلامي براي توجيه اقدامات خشونت بار و تروريستي خود، سوء استفاده كند.

مقدمه
امروزه علاوه بر داستان دراز تاريخي استفاده از زور و خشونت و ترور براي رسيدن به اهدافي خاص،‌ هم اينك گروه هايي وجود دارند كه به نام دين اسلام، بطور گسترده­اي دست به اعمال خشونت آميز مي‌‌زنند. همين امر دستمايه‌اي شده است كه صاحبان زر و زور و تزوير جهاني، كه دستگاههاي تبليغاتي، رسانه­ها و مجامع بين المللي را در دست دارند، هر روز بيش از پيش، اسلام را به تروريست پروري متهم كرده و آن را به عنوان ايدئولوژي جنگ، خشونت و ترور به افكار عمومي جهانيان، معرفي كنند.
از سوی دیگر در پي حادثه 11 سپتامبر 2001 واژه ترور و تروريسم بيش از پيش در ادبيات سياسي جهان به ويژه جهان اسلام كاربرد يافت. كاربرد جديد آن، در مورد ادعاي نسبت بين اسلام و ترور بود. و به عبارت روشن‌تر، اسلام از سوي غربيان به عنوان مهمترين منبع براي ترور و تروريسم معرفي شد. از آنجا كه به واسطه اقدامات خشونت آمیز بعضی از گروههای افراطی منتسب به اسلام، اين مباحث هنوز هم ادامه دارد ضرورت يك بحث علمي و منطقي در مورد نسبت بين اسلام و ترور امري بسيار مهم محسوب مي‌‌شود. در اين رابطه، فقدان منابعي كه بصورت علمي و تحليلي، و با توجه به مباني عقيدتي اسلام به اين مسئله پرداخته باشند، به شدت احساس مي‌‌گردد. در این میان بررسی پدیده ترور در اندیشه متفکرین بزرگ مسلمان می تواند راهنمای خوبی برای شناخت دیدگاه اسلام و پاسخگویی به سوالات مطروحه در این زمینه باشد. از آنجایی هم كه امام خميني(ره)، به عنوان ارائه دهنده نوين‌ترين و عملگراترين نسخه از اسلام در سالهاي اخير محسوب مي‌‌شوند،‌ آگاهي از ديدگاه ايشان در مورد پديده ترور، در شناخت نظر اسلام نسبت به ترور بسيار حياتي و راهگشا مي‌‌‌باشد.
امام خميني(ره) با توجه به جامعيت مكتب فكري خود، نسبت به پديده ترور نظر دارد و مي‌‌توان نظر ايشان در اين مورد را استخراج كرد. از این رو در مقاله حاضر رويكرد امام خميني(ره) نسبت به ترور مورد بحث قرار گرفته است. پس از بحث مختصري در مورد تعاریف ارائه شده از پدیده ترور، از لابلاي سخنان و بيانات امام خمینی(ره)، تعريف ترور و نظر ارزشي ايشان نسبت به ترور و همچنین مواضع عملي ايشان در برابر اقدامات تروريستي استخراج می شود.

تعریف لغوی و اصطلاحی ترور
از پدیده ترور “Terror” که در لغت به معناي ترس و وحشت استi، تعاريف متعددي به عمل آمده است. داريوش آشوري، در دانشنامه سياسي در تعريف ترور چنين مي‌‌گويد:
«ترور، در لغت، در زبان فرانسه ،‌به معناي هراس و هراس افكني است. و در سياست به كارهاي خشونت‌آميز و غيرقانوني حكومت ها براي سركوبي مخالفان خود و ترساندن آنها ترور مي‌‌گويند و نيز كردار گروههاي مبارزي كه براي رسيدن به هدفهاي سياسي خود، دست به كارهاي خشونت آميز و هراس انگيز مي‌‌زنند، ترور ناميده مي‌‌شود. همچنين ترور به معناي كشتار سياسي نيز به كار مي‌‌رود.»ii

فرهنگ جامع سياسي نيز بيان مي‌‌كند كه «ترور، به معناي ترس و وحشت است و در اصطلاح عام بيشتر به قتل هاي سياسي گفته مي‌‌‌شود كه البته معناي واقعي اين واژه نيست.»iii فرهنگ علوم سياسي نيز اين تعريف را از ترور ارائه مي‌‌دهد:
«ترور به معناي وحشت و ترس زياد است. همچنين در معني حزب يا جنبشي كه باعث حالت ترور شود به كار رفته است. اصطلاحاً‌ به حالت وحشت فوق‌العاده‌اي اطلاق مي‌‌‌شود كه ناشي از دست زدن به خشونت و قتل و خونريزي از سوي يك گروه، حزب ويا دولت به منظور نيل به هدفهاي سياسي، كسب و يا حفظ قدرت است».iv

با بررسي تعاريف فوق‌الذكر در مي‌‌يابيم كه ترور هم به يك حالت و نيز اقدام خاص اشاره دارد. منظور از حالت، وضعيت ترس و هراس است كه از دست زدن به اقدامات خاص كه تروريستي ناميده مي‌‌شوند، ناشي مي‌‌گردد. پس مي‌‌بينيم كه ايجاد ترس، وحشت و هراس اجزاي لاينفك ترور است. پس به صورت كلي مي‌‌توان ترور را به صورت زير تعريف كرد: «رفتار، فرد، گروه، حزب و يا دولت كه از طريق خشونت و قتل و خونريزي و ايجاد ترس و وحشت مي‌‌خواهد به هدفهاي سياسي خود برسد».

پدیده ترور در ديدگاه امام خميني(ره)
در اين قسمت، درصدد هستيم كه مفهوم ترور در انديشه امام خميني(ره) را مورد بررسي قرار دهيم و رويكرد ارزشي و سياسي ايشان نسبت به اين پديده را مشخص سازيم. به نظر مي‌‌رسد كه بايستي تمركز عمده بر دوران رهبري سياسي ايشان (از پیروزی انقلاب اسلامی تا زمان ارتحال) و به ويژه سالهاي 1358 تا 1361 باشد. چرا كه ايشان در اين برهه زماني، به طور مستقيم با پدیده ترور مواجه شدند. در طي اين سالها تعداد زيادي از نزديك ترين، بهترين و شاخص ترين ياران امام(ره)، توسط گروههاي ضد انقلاب ترور شدند و به شهادت رسيدند. فلذا در اين برهه زماني، قاعدتاً شاهد برخورد و اعلام موضع صريح امام(ره) در برابر ترور هستيم.
در این میان مهمترين منبعي كه مي‌‌توان به آن رجوع كرد، صحيفه امام(ره) است. صحيفه امام(ره)، يك دوره بيست و دو جلدي است كه مجموعه بيانيه ها، پيام ها، فرمان ها، مصاحبه ها و سخنرانيهاي سياسي-اجتماعي امام(ره) از سال 1341 تا 1368 يعني زمان ارتحال ايشان را در بر می گیرد. اين اثر بيانگر افكار، انديشه، راهبرد، مديريت و ساز وكارهاي سياسي ايشان در دوره نهضت اسلامي است. پس مهمترين منبع ما در بررسي پديده ترور از ديدگاه امام خمینی(ره)، صحيفه امام(ره) خواهد بود.

تعريف ترور از ديدگاه امام خميني(ره)
به استناد نمایه ای که در انتهای دوره بيست و دو جلدي صحيفه امام(ره) درج شده است، واژه ترور به تنهايي يا به صورت تركيب مانند "ترور اشخاص"، "ترور انقلاب"، "ترور روحانيت"، "ترور علما"، "ترور مجاهدان"، "ترور مظلومان"، "ترور وحشيانه"، "ترورها"، "تروريستها"، و "تروريسم آمريكايي"، جمعاً به تعداد 103 بار در صحيفه امام(ره) ‌ آمده است.
حتي يك بررسي اجمالي و مطالعه مختصر اين موارد، نشان مي‌‌دهد كه تعريف امام خميني(ره) از ترور، بسيار نزديك به تعريف علمي و كلاسيك و متعارف از پديده ترور است. لازم به ذكر است كه ايشان، هيچگاه به تعريف ترور و تروريسم نپرداخته اند، بلكه با بررسي بيانات ايشان و از محتواي كلام ايشان، مي‌‌توان تعريفي از ترور از ديد ايشان ارائه داد.
براساس تعريف عام از ترور، عناصر اصلي ترور و يك رفتار تروريستي عبارتند از: خشونت و قتل و خونريزي - ايجاد ترس و وحشت - به منظور رسيدن به يك هدف عمدتاً‌ سياسي.
با بررسي بيانات امام(ره)، به خوبي مي‌‌توان ديد كه ايشان در بيانات خود درباره ترور، به طور غير مستقيم به اين عناصر ترور و رفتار تروريستي و به نوعي به تعريف علمي و متعارف از ترور، اشاره داشته‌اند.
اولين عنصري كه براي پديده ترور و يك رفتار تروريستي برشمرديم، عبارت بود از خشونت و قتل و خونريزي. در بيانات امام(ره) نيز به وضوح به اين عنصر، يعني خشونت و قتل و خونريزي به عنوان يكي از مولفه هاي پديده ترور اشاره شده است:
«قدرتهاي شيطاني مستقيماً و بوسيله عمال فاسد و سرسپرده و يا جاهل بي اراده … از هيچ وسيله اي گرچه مفتضح و واضح الفساد دريغ نكردند، از ترور كور اشخاص بيگناه كوچه و بازار تا انفجارهاي منجر به قتل خردسالان وكهنسالان…»v

ايشان در 14 ارديبهشت ماه 1358، در سخنراني مراسم بزرگداشت شهادت استاد مطهري، چنين فرمودند:
«دليل عجز شماست كه در سياهي شب، متفكران ما را مي‌‌كشيد.»vi

به خوبي مشخص است كه در ديدگاه ايشان نيز، مولفه اوليه و اصلي ترور، خشونت وقتل و خونريزي است و به ويژه اينكه، ايشان بر ناگهاني و مخفيانه بودن اين نوع اقدامات نيز تاكيد كرده‌اند. پس مولفه اوليه تعريف ايشان از ترور، قتل و خون‌ريزي و خشونت ناگهاني و مخفيانه است.
مولفه بعدي يك عمل تروريستي، تلاش براي ايجاد رعب و وحشت در بين مردم و جامعه است. ايجاد رعب و هراس در جامعه و نيز بين دولتمردان و حكام، وسيله‌اي براي تسهيل و نيل به اهداف مرتکبینِ اعمال تروريستي است. امام(ره) نيز در بيانات خود، به اين عنصر يعني مولفه ايجاد ترس و وحشت و ارعاب از طريق دست زدن به قتل و خشونت و خونريزي اشاره داشته‌اند:
«ترويستها نمي‌توانند شخصيت انساني مردان اسلام را ترور كنند، آنان بدانند كه به خواست خداي توانا ملت ما با رفتن اشخاص بزرگ درمبارزه عليه فساد واستبداد واستعمار مصممتر مي‌‌شود… اينان كه شكست و مرگ خود را لمس نموده و با اين رفتار غير انساني مي‌‌خواهند انتقام بگيرند، به خيال خام خود مي‌‌خواهند مجاهدين در اسلام را بترسانند، بدگمان كرده‌اند…»vii

همچنين ايشان در جايي ديگري فرمودند:
«نترسند از اينكه اين اقشار ضعيف به جنبش درآمدند و به خيال خود براي ارعاب ملت ترور مي‌‌كنند. ملت ما هرگز از اين معاني نمي‌ترسد. و نهضت ما هرگز ترور نمي‌شود. ترور اشخاص، ترور نهضت نيست… هرگز ما نمي‌ترسيم از اين ترورها و هرگز به عقب بر نمي‌گرديم و هرگز اجازه نمي‌دهيم  شرق و غرب دخالت كنند در مملكت ما...»viii

با بررسي اين بيانات مشخص مي‌‌شود كه در تعريف امام خميني(ره) از ترور، علاوه بر عنصر قتل و خونريزي و خشونت، مسئله ايجاد رعب و وحشت و هراس نيز وجود دارد.  و ايشان به خوبي شاهد بودند كه تروريستها در پي ايجاد رعب و وحشت و هراس هستند. پس تا اينجا تعريف ايشان، به تعريف مصطلح در علوم سياسي، بسيار نزديك مي‌‌شود.
عنصر مكمل و متمم تعريف پديده ترور، داشتن هدف و بويژه هدفي سياسي است. يعني همواره، عمل تروريستي در پي رسيدن به هدفي صورت مي‌‌گيرد و قتل و خشونت و خونريزي و ايجاد رعب و وحشت و هراس، وسيله اي براي رسيدن به هدفي، بالاخص سياسي است.
امام خميني(ره) نيز در بيانات خود، به هدفدار بودن اقدامات تروريستي اشاره كرده‌اند و ايشان نيز معتقدند كه تروريستها با توسل به اقدامات تروريستي، بدنبال رسيدن به هدف سياسي هستند. ايشان در سخنراني 19 ارديبهشت ماه 1358 در مدرسه فيضيه قم، در اين باره چنين گفتند:
«اين نوكرهاي چپ و راست، اين انگلها، اين چپاولگران و معاونين چپاولگران، بدانند كه اين حركات مذبوحانه را نمي‌توانند انجام دهند با ترور شخص ميدان براي آنها باز نخواهد شد… ترور براي شما فايده اي ندارد.»ix

ايشان در جايي ديگر نيز به  مساله هدف سياسي براي ترور چنين اشاره نمودند:
«آمريكا بدگمان كرده است كه با كشتن و ترور مي‌‌داند كاري انجام دهد… كمونيستهاي ساختگي…. مكتبهاي انحرافي… ريشه هاي رژيم سابق بدخيال كرده‌اند كه مي‌‌توانند با ترور جلو احساسات ملت ما را بگيرند… اگر ما ترور بشويم، ملت ما هست…. نهضت ما زنده هست.»x

با بررسي بيانات و سخنان امام خميني(ره) درباره ترور، به اين نتيجه مي‌‌رسيم كه تعريف ايشان از ترور، بسيار نزديك و شايد كاملاً‌ منطبق با تعريف علمي و مصطلح در علوم سياسي باشد؛ گرچه ايشان بطور واضح و صريح و مستقيم، ترور را تعريف نكرده‌اند ولي به راحتي مي‌‌توان از بيانات ايشان فهميد كه تعريف ايشان، ‌منطبق با تعريف متعارف از ترور است، و اين امر، نهايت عملگرايي سياسي و وسعت نظر و بينش ايشان را نشان مي‌‌دهد. بنابراين مي‌‌توان گفت كه از ديدگاه امام خميني(ره) نيز ترور به رفتار فرد، گروه، حزب يا دولتي اطلاق مي‌‌شود كه از طريق خشونت و قتل و خونريزي ناگهاني و مخفيانه، و ايجاد رعب وترس و وحشت، مي‌‌خواهد به اهداف سياسي خود برسد.

رویکرد امام خميني(ره) نسبت به ترور
با نگاهي اجمالي به بيانات امام خميني(ره) درباره ترور، به راحتي مي‌‌توان فهميد كه امام خميني(ره)، نظري بسيار منفي درباره اين پديده داشته‌ اند. به روشني مشخص است كه هر جايي امام(ره) از ترور و تروريسم صحبت كرده‌اند، لحن ايشان حاكي از نفرت و بيزاري از اين پديده است.
امام خميني(ره)، به صراحت، ترور و اقدامات تروريستي را رفتاري غير انساني معرفي مي‌‌كنند. از نظر ايشان، ترور، اقدامي غير انساني و ناجوانمردانه است:
«تروريستها نمي‌توانند شخصيت انساني مردان اسلام را ترور كنند. اينان كه شكست و مرگ خود را لمس نموده و با اين رفتار غير انساني مي‌‌خواهند انتقام بگيرند، بدگمان كرده‌اند. بفهمانيد به اينهايي كه اين طور كارهايي ناجوانمردانه مي‌‌كنند.. . به اين نحو كشتن كه به طور ناگهاني و دزدكي مي‌‌كشند.»xi

از طرف ديگر، از نظر امام(ره)، دست زدن به اقدامات تروريستي، نشانه بي عقلي مرتكبين آنهاست:
«حالا كه شخصيتها را ترور مي‌‌كنند، خيال مي‌‌كنند، و در عين حالي كه ديدند كه يك شخصيتي را كه ترور مي‌‌كنند سرتاسر ايران تظاهر مي‌ كنند و قويتر مي‌‌شوند، مع ذلك از بي عقلي شان باز اين كار را انجام مي‌‌دهند.»xii

از آنجاييكه از نظر امام خميني(ره)، ترور عملي غير انساني، غير عقلاني و احمقانه است، پس ناشي از نداشتن منطق نيز هست، از نظر ايشان، دليل اينكه بعضي ها به اقدامات تروريستي دست مي‌‌زنند، اين است كه آنان منطق ندارند:
«دليل عجز شماست كه در سياهي شب، متفكران ما را مي‌‌كشيد،‌ براي اينكه منطق نداريد. اگر منطق داشتيد كه صحبت مي‌‌كرديد. مباحثه مي‌‌كرديد. لكن منطق نداريد. منطق شما ترور است !…»xiii

از طرف ديگر، و علاوه بر موارد فوق، امام(ره) معتقد بودند كه دست زدن به ترور ناشي از ضعف و شكست است و شكست خوردگان، و افرادي كه در برابر منطق، احساس ضعف  و بالنتيجه به علت نداشتن پايگاه مردمي، احساس شكست مي‌‌كنند، به اقدامات تروريستي دست مي‌‌زنند:
«اينان كه شكست و مرگ خود را لمس نموده و به اين رفتار غير انساني مي‌‌خواهد انتقام بگيرند، به خيال خام خود مي‌‌خواهند مجاهدين در اسلام را بترسانند، بدگمان كرده اند»xiv

از نظر ايشان، نه تنها افراد، بلكه حتي دولتهايي هم كه احساس ضعف مي‌‌كنند، به ترور پناه مي‌‌برند:
«امروز استكبار شرق و غرب چون از رويارويي مستقيم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از ميان بردن شخصيتهاي ديني و سياسي را… به آزمايش گذاشته‌اند.»xv

از سوي ديگر، ايشان تروريستها را افرادي مي‌‌دانند كه از درك مسير صحيح عاجز گشته اند. از نظر ايشان، ترور مكتبي انحرافي است و توسل به اقدامات تروريستي و ترورگري را از جمله ويژگيهاي منحرفين و گمراهان مي‌‌دانند:
«اين چه انگيزه اي دارد كه اينها به اين جنايت دست مي‌‌زنند؟ اينها همه براي اين است كه خداي تبارك و تعالي اينها را كر و كور كرده است. اينها را از ادراك راه صحيح محروم كرده است. يعني خودشان اسباب محروميت  را فراهم كرده‌اند.»xvi

علاوه بر موارد فوق الذكر، از نظر امام خميني(ره)، ترور اقدامي چپاولگرانه و همرديف غارت است و در عين حال مساوي با فساد و مفسده بوده و وسيله و شيوه اي مفتضح است. از اين ديدگاه، تروريستها، افرادي چپاولگر و فاسد و مفسد هستند و ترور ابزاری واضح‌الفساد است:
«اين نوكرهاي چپ و راست، اين انگلها، اين چپاولگران و معاونين چپاولگران، بدانند كه اين حركات مذبوحانه را نمي‌توانند انجام دهند، با ترور شخص،… ميدان براي آنها باز نخواهد شد.»xvii
«هر جا توانستند عملاً‌ هم خرابكاري كردند، مثل كردستان ، خوزستان، اينجا هم عملاً‌ مشغول به فساد ومفسده شدند…. عده اي را به شهادت رساندند…. مرحوم آقاي قاضي طباطبايي …. را آنها اين طور اشخاص را يكي يكي ترور مي‌‌كنند و منظور اين است كه مايوس كنند شما را.»xviii

با بررسي بيانات امام خميني(ره) درمورد ترور، به اين نتيجه مي‌‌رسيم كه از نظر ايشان، در درجه اول، ترور عملي غير انساني است. از طرف ديگر، ايشان، ترور را غير عقلاني مي‌‌دانند. از اين رو، نداشتن منطق، و احساس ضعف، زبوني و شكست خوردگي است كه موجب می گردد فرد به اعمال و اقدامات تروريستي دست بزند. از طرف ديگر ايشان، ترور را مساوي با فساد و مفسده و چپاول و غارت مي‌‌دانند و معتقدند افرادي كه از ادراك مسير صحيح و پيمودن راه كمال انساني عاجز شده اند و به ورطه انحراف و گمراهي افتاده و البته خود اسباب محروميت خود از هدايت الهي را فراهم كرده‌اند، براي رسيدن به اهداف غير انساني خود، به ترور متوسل مي‌‌شوند.

امام خمینی(ره) و اشاره­ای به دیدگاه اسلام درباره ترور
از سوي ديگر، ايشان، نظر اسلام در برابر ترور را نيز بيان مي‌‌كنند؛ علاوه بر اينكه، ايشان شخصاً‌ به عنوان يك از بزرگترين اسلام شناسان، فقها و انديشمندان اسلامي، نظر شخصي خود را درمورد ترور بيان داشته اند؛ حكم اسلام در باره ترور را نيز گفته اند. از اين رو ايشان بارها فرموده اند كه اسلام ترور را باطل مي‌‌داند. از نظر ايشان، منطق اسلام اجازه ترور نمي‌دهد و ترور در نقطه مقابل منطق اسلام قرار دارد. ايشان همچنين معتقدند كه مسلمان نمي‌تواند تروريست باشد:
«اگر منطق داشتيد كه صحبت مي‌‌كرديد، مباحثه مي‌‌كرديد، منطق نداريد، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل مي‌ داند. اسلام منطق دارد.»xix
«شما مطمئن باشيد كه ملت ما مسلِم است و مسلِم، تروريست نيست.»xx

مواضع عملي امام خميني(ره) در برابر ترور
 ديديم كه امام(ره) با ديدي كاملاً‌ ارزشي، اخلاقي و انساني، ترور را محكوم مي‌‌نمايند. ايشان در طول مدت هدايت و راهبري نظام جمهوري اسلامي ايران و به ويژه در سالهاي آغازين نظام جمهوري اسلامي، به شدت با پديده ترور و تروريسم، مواجه بودند و عده زيادي از بهترين ياران و شاگردان و پيروان ايشان، ترور شدند.
پر واضح است كه امام خمینی(ره) در برابر اين اقدامات تروريستي به طور خاص و ترور بطور عام، موضع گيري نموده‌اند. در اين بخش، تلاش داريم تا مواضع عملي ايشان در برابر ترور را مشخص سازيم.

الف -شهيد خطاب كردن قربانيان ترور
امام خميني(ره)، بلافاصله پس از اينكه هركدام از يارانشان، مورد ترور واقع مي‌‌گشتند، طي پيام ها و سخنراني هاي خويش، در برابر اين اقدامات تروريستي، موضع گيري مي‌‌كردند. اولين، موضع گيري ايشان هم اين بود كه از قربانيان ترور با عنوان شهيد نام می­بردند. به عبارت ديگر، هر كسي كه در اثر ترور به قتل مي‌‌رسيد، امام(ره)، وي را شهيد مي‌‌ناميدند. البته بايد در نظر داشت كه اين افراد همگي در زمره با تقواترين و متعهدترين افراد و خدمتگزاران نظام اسلامي بودند كه قرباني جهالت وكينه توزي منافقان و معاندان مي‌‌شدند ولي شايد بتوان نتيجه گرفت كه از نظر امام(ره)، هر مسلمان متعهد و با تقوايي كه در اثر ترور ناجوانمردانه افراد جاهل، ناآگاه و معاندان، به قتل مي‌‌رسد، مي‌ توان وي را شهيد خطاب كرد.
به عنوان مثال، امام خميني(ره) در تاريخ 11/2/1358، و پس از ترور شدن آیت الله مرتضي مطهري توسط گروه فرقان، در بيانات خويش وي را شهيد خطاب كردند. البته ايشان در موارد متعددي، استاد مطهري را شهيد خطاب كردند:
«اينجانب به اسلام و اولياي عظيم الشان آن و به ملت اسلام و خصوصاً ملت مبارز ايران ضايعه تاسف انگيز شهيد بزرگوار، متفكر و فيلسوف و فقيه عالي مقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري قدس سره. را تسليت و تبريك عرض مي‌‌‌كنم. تسليت در شهادت شخصي كه عمر شريف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد.»xxi

ايشان، همچنين پس از ترور شدن و به قتل رسيدن افرادي مانند مهدي عراقي، محمد علي قاضي طباطبايي، محمد مفتح، بهشتي، رجايي، باهنر، علي قدوسي، اسدالله مدني، عبدالكريم هاشمي‌نژاد، عبدالحسين دستغيب و اشرفي اصفهاني، در ضمن پيامهاي تسليت و سخنراني‌هايشان اين افراد را شهيد ناميدند.xxii اين افراد همگي از جمله بزرگترين عالمان، مبارزان، مجاهدين و خدمتگزاران نظام جمهوري اسلامي بود و شهيد ناميده شدن ايشان از طرف حضرت امام(ره)، علاوه بر اينكه نشان دهنده جايگاه والاي مردان اسلام است، از طرف ديگر، تاييدي بر مخالفت امام(ره)، با پديده ترور و تروريسم نيز مي‌‌باشد.

ب-تاكيد بر ادامه مبارزه و عدم ترس از ترور
امام خميني(ره)، پس از اطلاع از هر حادثه تروريستي وآگاهي از شهادت يارانشان، در پيامها و سخنرانيهاي خويش، بر ادامه مبارزه و عدم ترس از اين اقدامات مذبوحانه، تاكيد فراوان داشته اند. ايشان در پيامهاي خود اعلام مي‌‌كردند كه ملت ايران راه خود راه يافته است و از ترور نمي‌ترسد:
«من قبلاً‌ گفته بودم كه غائله ايجاد مي‌‌كنند، شياطين، هر روزي به اسمي… ممكن است پس از چند روز ديگر غائله ديگر بلند شود. از اولاد من يكي ترور بشود يا خودم… گمان نكنند كه با ترور كاري انجام مي‌‌دهند. ملت ما راه خود را يافته است. ما از اين دسيسه ها نمي ترسيم.»xxiii

این تاكيد ايشان از اين جهت مهم آن است كه راهي براي خنثي كردن اقدامات تروريستي محسوب مي‌‌شود. چرا كه هدف از ترور، ايجاد ترس و رعب و هراس در راستاي رسيدن به اهدافي خاص است و ايشان، با اين بيانات و رهنمودها، بدنبال ناكام گذاشتن اقدامات تروريستي بودند. ايشان هميشه ضمن دعوت به عدم ترس از اقدامات تروريستي، ‌بر ادامه مبارزه نيز تاكيد فراوان داشتند. امام(ره)، در سخنراني خود در 20 ارديبهشت 1358، به مناسبت ترور شدن و شهادت استاد مرتضي مطهري، چنين فرمودند:
«امروز كه براي تسليت در مرگ يكي از عزيزان ما و در ترور يك نفر دانشمند اينجا مجتمع شديد. آگاهانه و مصممانه اراده داريد كه بر ضد طاغوت واستعمار و استكبار مبارزه را ادامه دهيد… از ترور نترسيد، از شهادت نترسيد.»xxiv

ج- دستور به مقابله عملي با ترور
 بايد در نظر داشت كه امام خميني(ره)، علاوه بر توصيه هاي اخلاقي بر ضد ترور و توصيه به عدم ترس و ادامه مبارزه، فراميني درباره مبارزه عملي با ترور خطاب به نيروهاي امنيتي و مسئولان ذيربط صادر كردند. به نظر مي‌‌رسد كه ايشان معتقد بودند كه توصيه هاي اخلاقي محض، راه چاره اين پديده شوم نيست، فلذا در دستورات اكيدي به نيروهاي مسئول ، به مقابله شديد با اين پديده، حكم دادند. ايشان در پيام 5 خرداد 1358 به مناسبت ترور نافرجام آقاي هاشمي رفسنجاني، به پاسداران انقلاب اسلامي دستور مقابله امنيتي در برابر ترور و تروريستها را دادند:
«آمريكا و ديگر ابر قدرتها با اين تلاش‌هاي احمقانه، نمي‌توانند انقلاب اسلامي ما را ترور كنند .. . ملت ما با تمام قوا بايد در مقابل دسيسه ها مقاومت كنند. توطئه ها را بشكنند… پاسداران انقلاب اسلامي و روساي آنها موظفند از اين شخصيتهاي ارزنده انقلابي را حفظ كنند و رفت و آمدهاي مشكوك را تحت نظر بگيرند.»xxv

مشاهده مي‌‌شود كه ايشان علاوه بر اينكه معتقدند آحاد ملت بايستي در برابر چنين توطئه هايي مقاومت كنند، صريحاً به نيروهاي امنيتي دستور دادند كه اقدامات حفاظتي بيشتري در راستاي مقابله با ترور شخصيتهاي انقلاب انجام دهند. از طرف ديگر ايشان دستور صريحي به دادگاهها دادند تا تروريستها را مجازات كنند. البته ايشان در اين مورد هم تاكيد داشتند كه بايستي طبق قانون اسلام، مجازاتها صورت گيرد. نكته جالب اين است كه از نظر امام(ره)، مجازات تروريستها، بسيار سخت و سنگين است. در اين مورد، ايشان در سخنراني 4 اسفند 1359، چنين فرمودند:
«بايد شماها مواظب باشيد و سپاه پاسداران هم كه در شهرها هستند با شما هماهنگ باشند براي جلوگيري از اينكه يك دسته اي از اشرار بخواهند درگيري ايجاد كنند و ناراحتي براي مردم… و بعضي از اين اشرار كه مشغول ترور هستند يا مشغول انفجار بعضي جاها هستند. بايد اطلاعات حاصل شود و پيگيري شود، و اينها معرفي بشوند به دادگاه‌ها آنها را مجازات كند به آن مجازات كه اسلام براي آنها يقين كرده است و آن مجازات سختي است.»xxvi

ايشان به قدري بر مقابله با ترور اصرار داشتند كه در تاريخ 15 تير 61، پس از ترور شدن و شهادت شهيد محمد صدوقي، در حكمي به آقاي محسن رضايي، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، فرمان رسيدگي به عوامل ترور شخصيتهاي مذهبي و سياسي و مقابله امنيتي و حفاظتي در برابر ترور را صادر كردند. ايشان در اين فرمان، از اين ترور و ترورهاي مشابه ابراز نگراني كردند و خواستار استفاده از نيروهاي امنيتي آزموده و متعهد شدند.xxvii

د- محكوم كردن اعمال تروريستي و ادعاهاي دروغين قدرتهاي بزرگ
امام خميني(ره)، سرچشمه تروريسم را كشورهاي غربي، ابرقدرتها و بويژه آمريكا مي‌‌دانستند. ايشان بارها اقدامات تروريستي و حمايت غربيان از تروريسم را محكوم كردند . ايشان در پيام 22 بهمن 63، كاخ سفيد را ريشه تروريسم جهاني معرفي كردند:
«قدرتهاي شيطانی مستقيماً و بوسيله عمال فاسد و سرسپرده و يا جاهل بي اراده… از هيچ وسيله اي گرچه مفتضح و واضح الفساد دريغ نكردند. از ترور كور اشخاص بيگناه كوچه و بازار تا انفجارهاي منجر به قتل خردسالان و كهنسالان … جهانخواران كه با نامهاي پر زرق و شعارهاي طرفداري از حقوق بشر و صلح دوستي و آرامش جهان… به جان جهانيان مظلوم افتاده و فساد و ترور و قتل و غارت را در صحنه گيتي روز افزون مي‌‌كنند.. . سرچشمه تروريزم كه از كاخ سفيد مي‌‌جوشد.»xxviii

امام(ره)، با آوردن شاهد مثالهاي زنده و گويا، نشان مي‌‌دهند كه كشورهاي غربي، بزرگترين حامي ترور و گروههاي تروريستي هستند. پس از اينكه دولت فرانسه در سال 62، رسماً به گروههاي تروريستي و بويژه گروهک مجاهدين خلق (منافقین)، در كشور خود پناه داد، امام(ره) ضمن سخنرانيهاي خود در 25 مرداد 62 و 29 آبان 62، نسبت به اين عمل آشكارا حمايتگرانه از ترور و تروريسم، واكنش نشان دادند و دولتهاي غربي را دولتهايي حامي تروريست ناميدند:
«... فرانسه که مرکز فساد همه دنیا شده است، كشوري كه ادعا مي‌‌كند اينجا مهد آ‎زادي و كذاست، حالا اين تروريست ها را در آنجا جاي داده است...»xxix

قدرتهاي بزرگ، در عمل نشان داده اند كه با مسئله ترور و مقابله با تروريسم، به صورت گزينشي برخورد مي‌‌كنند. در منطق آنان، هركسي كه با آنان و در خدمت مطامع استكباري­شان نباشد، تروريست محسوب مي‌‌شود ولي در عين حال، از تروريستهايي كه در خدمت خواسته هاي استكباري آنان هستند، حمايت مي‌‌كنند. معيار طبقه بندي افراد، گروهها، و دولتها به تروريست و ضدتروريست در منطق دولتهاي غربي، همانا تبعيت از نظام سلطه است. و اگر قربانيان ترور از قدرت­های غربی اطاعت نكنند، خود تروريست قلمداد خواهند شد. امام خميني(ره)، نيز در موارد متعددي به اين مسئله اشاره كرده اند و به ويژه پس از خارج كردن اسم رژیم بعثی عراق از ليست كشورهاي حامي تروريسم توسط آمريكا، اين منطق دوگانه دولتهاي بزرگ را به خوبي نشان داده و به شدت محكوم نمودند:
«ابرقدرتها هياهو راه انداختند براي جلوگيري از تروريست آن قدر تبليغات كردند كه ايران تروريست پرور است و ايران جزو تروريست… عراق از جرگه تروريستها خارج شده چون سجده كرد به آمريكا، و ايران وارد شد براي اينكه اعتنايي به آنها نكرد، ميزان تروريستي همين است پيش آنها و خود آنها مركز اين امور هستند.»xxx

مصداق عینی مخالفت امام(ره) با ترور
در عین حال نحوه برخورد امام خمینی(ره) با درخواست سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برای کسب حمایت ایشان از نحوه مبارزه مسلحانه این سازمان با رژیم پهلوی (بکارگیری شیوه های ترورگرانه) را می توان به عنوان یکی از مهم ترین مصادیق عینی مخالفت امام خمینی(ره) با ترور و کاربرد شیوه های تروریستی، معرفی کرد.
براساس نوشته‌هاي یکی از اعضای برجسته این سازمانxxxi، و همچنین طبق روایت حجت الاسلام سید محمود دعائیxxxii، در سالهاي 1349 و 1350، دو تن از اعضاي اصلي این سازمان به نام­های حسین روحانی و تراب حق‏شناس طي چند ملاقات چند ساعته با امام خميني(ره) در نجف، كوشيدند تا حمايت ایشان از ترورها و نوع مبارزه­شان را به دست بیاورند، ولي نتوانستند موافقت امام(ره) را كسب كنند. این عدم موافقت امام در شرایطی ابراز می شد که در آن سال ها هنوز سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، ظواهر و مدعیات اسلامی خود را حفظ می­کرد و از سوی دیگر به اصطلاح در حال مبارزه با رژیم پهلوی بود؛ ولی امام خمینی(ره) به واسطه ملاحظاتی از جمله درک التقاط و انحراف در ایدئولوژی این سازمانxxxiii، و همچنین نفی بنیادین و مخالفت اصولی با ترور، کاربرد شیوه های ترورگرانه حتی در مبارزه با رژیم پهلوی را نیز جایز ندانستند.  

نتیجه گیری:
امام خميني(ره)، رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي، در سال هاي اوليه پس از تاسيس نظام جمهوري اسلامي، به شدت با پديده ترور مواجه بودند. بين سالهاي 1361-1358، شماري از بهترين ياران امام و خدمتگذاران جمهوري اسلامي، توسط معاندين و مخالفين نظام، ترور شده و به شهادت رسيدند. از اين رو، جمهوري اسلامي به عنوان داعيه‌‌دار اسلام ناب محمدي (ص)، بزرگترين قرباني ترور در تاريخ معاصر جهان بوده است.
امام خميني(ره)، با آنكه هيچ گاه به تعريف ترور نپرداخته‌اند، ولي تعريفي كه از انديشه ايشان مي‌توان استخراج كرد، بسيار به تعريف كلاسيك و مصطلح ترور در علوم سياسي، نزديك است. امام خميني(ره)، ترور را رفتاري غير انساني، غير عاقلانه و ناجوانمردانه مي‌دانند كه از جهالت و ضعف ترورگران، ناشي مي شود. از اين رو، ايشان بخاطر حرمت زيادي كه براي انسان و ارزشهاي انساني و از جمله عقل قائلند و بنا به دلايل متعدد ديگر، هر گونه توسل به ترور به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف سياسي را مردود اعلام مي كنند.
امام خميني(ره)  پس از آگاهي از ترور شدن ياران­شان، در پيامهاي خود آنان را شهيد خطاب مي‌كردند. اين امر، علاوه بر اينكه نشان دهنده اوج مخالفت ايشان با پديده ترور است، نهايت مظلوميت و بيگناهي قربانيان ترور را نشان مي‌دهد. امام خميني(ره)، بارها بر مبارزه عملي و امنيتي و قضايي با ترور دستور داده و از مسئولان ذي‌ربط خواستار مقابله با تكرار اين حوادث و مقابله جدي و ريشه‌اي با پديده ترور بوده اند.  از سوي ديگر، امام معتقد بودند كه دولتهاي بزرگ غربي و بويژه ايالات متحده، خود پناهگاه تروريستها و منشأ تروريسم هستند.
با در نظر گرفتن بحث های انجام گرفته، مي‌توان به اين نتيجه‌گيري كلي رسيد كه از نظر دين اسلام و امام خميني(ره)، به عنوان بزرگترين اسلام شناس و مبارز سياسي مسلمان در دوران معاصر، ترور به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به هر گونه هدفي، مطرود و محكوم است و هيچ فردی حق ندارد از آموزه‌هاي اسلامي براي توجيه اقدامات خشونت بار و تروريستي خود، سوء استفاده كند. اسلام، دين صلح و رحمت و آرامش و مداراست و بخاطر برخورداري از منطق و برخاستن از روح و فطرت انساني، هميشه بر استدلال عقلاني و گفتگو تاكيد داشته و هيچ وقت در پي تحميل خود با استفاده از زور و خشونت، نبوده است. از اين رو اسلامي كه از منابع اصيل آن، يعني قرآن كريم و سيره و سنت نبوي، برخاسته باشد، هرگز مبنايي نظري براي ترور فراهم نمي‌كند و هيچ فرد يا گروهي براي توجيه خشونت‌هاي خودسرانه و اقدامات تروريستي خود نمي‌تواند به دین مبین اسلام متوسل شود.

نویسنده : یعقوب نعمتی پژوهشگر علوم سیاسی