پیش بینی کاهش نا امنی مرزهای شرقی با پاکستان

رضا مهرعطا
    •••••  یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۳ — ۲۳:۵۸ کد مطلب : 316/a   

مقدمه:

ترورجان برکفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهرستان سراوان که به پاشنه آشیل مرزهای جنوب شرقی ما با پاکستان تبدیل شده است، زخم کهنه شرارت و نا امنی در سیستان و بلوچستان، خصوصاً مرزهای شهرستان سراوان را دوباره بازکرد. حضور تروریست های تکفیری جیش الظلم به سرکردگی صلاح الدین فاروق که با حمایت ISI پاکستان، سرویس هایی اطلاعات عربستان سعودی و آمریکا در ادامه گروهک جندالشیطان پابه عرصه وجود گذاشتند.

در واقع جیش الظلم در ادامه جندالشیطان به وجود آمد تا فتنه جدائی طلبی و جدائی خواهی در استان سیستان و بلوچستان همچنان ادامه پیدا کند. فتنه ایی که در طول تاریخ بواسطه سیاست نفاق انگلیس در منطقه شبه قاره بوجود آمد. سیستان و بلوچستان بدلیل هم مرز بودن با دو کشور افقانستان و پاکستان همواره از ناامنی های سلفی گری و وهابیت در دو کشور خصوصاً مناطق هم مرز و مشترک با مرزهای شرقی و جنوبی جمهوری اسلامی ایران، شرایط را برای بروز ناامنی و شرارت فراهم کرده است. وجود اکثریت اهل تسنن در این منطقه و نفوذ وهابیت، سبب گردیده تا عده ایی معاند و فریب خورده به دنبال جدائی خواهی و جدا کردن این منطقه از جمهوری اسلامی ایران باشند، ادامه خصوط ناامنی از پاکستان به این مناطق سبب توالی بحران شده است. اقدام به انجام عملیات های تروریستی توسط گروهکهای معاند با جمهوری اسلامی ایران از پیامدهای این خطوط ناامنی در بلوچستان ایران بوده است. 

 علل ظهور افراط گرائی دینی در پاکستان 

 استعمار شبه قاره هند توسط بریتانیا با استفاده از ظرفیت های اختلاف برانگیز برای اداره مستعمرات در این مناطق، سبب شد تا به تدریج اختلاف هنوها و مسلمانان در شبه قاره اقزایش یافته تا جائی که پس از پایان جنگ دوم جهانی مسلمانان به دنبال تشکیل حکومت در این منطقه باشند و جنبش مسلم سینگبه رهبری قائد اعظم محمد علی جناح زیر یک پرچم جمع شوند و پاکستان را در سال 1947 تأسیس نمایند.

مسلمانان پاکستان و شبه قاره به دو دسته تقسیم می شوند و بر بریلوی ها و دیوبندی ها، از نظر فرقه ایی بریلوی ها حنفی و اهل سازش با دیگر فرق اسلامی هستند. اکثریت اهل سنت پاکستان از این فرقه اند. اما دیوبندی ها از نظر فرقه ایی پیرو اهل حدیث  و سلفی اند که به وهابیت نزدیک می باشند، این جمعیت پرخاشگر و شتیزه جویند و نبرد و نزاع با دیگر فرق اسلامی را برای رسیدن به اهداف خود در نظر دارند.

این گروه تا قبل از دهه 1970 میلادی در اقلیت و بریلوی ها و شیعیان به دنبال تشکیل یک حکومت ملی و دموکراتیک بودند. اما بروی کار آمدن ژنرال ضیاءالحق و حذف ذوالفقار علی بوتو از صحنه حکومت شرایط را برای دیونبدی ها تغییر داد.(شفیعی،132:1389)

دولت ضیاءالحق نیز برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود، سعی کرد تا جامعه پاکستان را اسلامی کرده و از این ظرفیت برای مقابله با رقیب همسایه خود یعنی هندوستان استفاده نماید، اما حمله شوروی به افقانستان شرایط را برای رشد و کادرسازی دیوبندی ها در مدارس دینی پاکستان با حمایت مبلغان سعودی و سرویس امنیتی داخلی پاکستان، فراهم کرد.

مدارس مذهبی ایالات شمالی هم مرز با افغانستان(سرحد و وزیرستان شمالی) و آموزش اعتقادی و نظامی جهادیون در طول جنگ شوروی، قدرت دیوبندی های پاکستان را افزایش داد. جنگ کشمیر نیز در سال 1988 قدرت نرم و مشروعیت طیف افراطیون مذهبی را به مانند طبقه ارتش در پاکستان افزایش داد. استفاد از ظرفیت جهادیون افراطی پس از خروج از افقانستان در پاکستان توسط ISI سرویس امنیت داخلی این کشور سازمان دهی شدند و انان پس از حوادث افقانستان و تشکیل حکومت طالبان در این کشور قدرت بیشتری در جامعه پاکستان و مناطق پیرامون (کشمیر)  گرفتند.

یکی از مناطقی که افراطیون مذهبی به دنبال تشکیل هسته های نظامی و اعتقادی در پاکستان بودند منطقه بلوچستان هم مرز با جمهوری اسلامی ایران بود. کویته بلوچستان مرکز شورای عالی طالبان یکی از افراطی ترین گروهکهای افراطی و جهادی در پاکستان بود که پس از حوادث یازده سپتامبر 2001میلادی به دنبال تقویت جناح طالبان پاکستان و افقانستان بودند.

تشکیل گروههای تروریستی و هسته های نظامی در بلوچستان ایران، یکی از اهداف این شورا بود و گروهک جندالشیطان میز به سرکردگی عبدالمالک ریگی از درون این تفکّر بوجود آمد تا ریگی نماینده شورای طالبان پاکستان در بلوچستان ایران باشد.

بنابر این خطوط ناامنی و شرارت و تروریسم افراطی از بلوچستان پاکستان وارد بلوچستان ایران شد تا میراث شوم ضیاءالحق پس از سپری شدن بیش از سه دهه(1970-2004م) گریبان بلوچستان ایران و مناطق جنوب شرقی کشورمان ایران را بگیرد.

شیعه بودن اکثریت جمعیت و حکومت ایران و سنی بودن اکثریت جمعیت و حکومت پاکستان و هم مرزی ایالات بلوچستان دو کشور را در شرایط رشد تروریسم و افراطی گری قرار داد.

جند الشیطان و جیش الظلم چگونه متولد شدند؟

 در مناطق جنوب شرقی و ایالات بلوچستان از سال 1382(2003) فرد شروری به نام عبدالمالک ریگی به عنوان یک تروریست و جدائی طلب پا به عرصه گذاشت و با تشکیل یک گروهک تروریستی به نام جند الشیطان، عملیات های تروریستی علیه شهروندان غیر نظامی، نیروی انتظامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز کرد و با حمایت شورای طالبان در کویته بلوچستان، سرویس های امنیتی پاکستان و آمریکا توانست به شرارت و ناامنی در بلوچستان ایران دامن بزند.

قاچاق مواد مخدر و اسلحه، راهزنی از منابع درآمد این گروهک به حساب می آمد تا ریگی ادامه عملیات های خود را به افقانستان و مناطق همجوار با استان هرمزگان توسعه دهد. ریگی عملاً از سال 1384 تا 1388 دست به یکسری اقدامات تروریستی و خشونت گرا علیه جمهوری اسلامی ایران منطقه سیستان و بلوچستان زد که در آخرین اقدام جنایتکارانه خود در مهر 1388 سردار شوشتری و تعدادی از مسئولان سپاه را به شهادت رساند. اما بالاخره در اسفند 1388 این شورش تروریست توسط سربازان گمنام امام زمان (عج)دستگیر و پس از چند ماه به سزای اعمال خود رسید و به دار مجازات آویخته شد.

پس از اعدام این شرور، گروهک تروریستی جیش النصر و برادر عبدالمالک ریگی پا به عرصه وجود گذاشت اما گروهک دیگری به نام جیش الظلم به سرکردگی صلاح الدین فاروق دررقابت با برادر عبدالمالک ریگی بتواند تروریسم جنوب شرق ایران را هدایت ورهبری کند تا ادامه این فرزند نامشورع وهابیت از سال 1389 به ادامه این عملیان ها بپردازد. انفجار مسجد امیر المومنین زاهدان و انفجار تاسوعای حسینی در شهرستان چابهار اوج کینه تروریست های معاند با جمهوری اسلامی ایران بود که جیش الظلم در ادامه جندالشیطان با پشتیبانی سرویس های جاسوسی عربستان سعودی، پاکستان و آمریکا دست به عملیات های خرابکارانه و شرارات علیه جمهوری اسلامی ایران زد.

حوادث سراوان در یکسال اخیر که به صورت توالی بحران درآمده است، همکاری همتای پاکستانی را طلب می کند و ناامنی مناطق بلوچستان و نفوذ گروهک های تروریستی نظیر جیش الظلم بوجود می آورد تا پس از اقدامات خرابکارانه به بلوچستان پاکستان بگریزند.

ضعف دولت مرکزی پاکستان در امنیت بخشی به ایالات بلوچستان، رشد افراط گرائی دینی سلفی-وهابی در جامعه اسلامی پاکستان و نفوذ آنان در سرویسهای امنیتی شرایط پاکستان را در حال حاضر و حتی در آینده این کشور نگران کرده است و خطوط ناامنی آن به مرزهای جنوب شرقی ایران تسرّی پیدا کرده و کار جمهوری اسلامی ایران را در سرکوب این گروهک های تروریستی سخت نموده است.

هدف گروه های تروریستی از جمله جنبش الظلم که تفکرّات وهابیون و طالبان پاکستان را در منطقه ترویج    می دهند، مقابله با تفکّر شیعه جمهوری اسلامی ایران در منطقه بوده و جهت راه اندازی عملیات روانی دست به ترور و روبودن جان برکفان نیروی انتظامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می زند تا بلوچستان ایران را ناامن نمایند. 

در این ارتباط پس از جنگ داخلی سوریه از سال 2011 میلادی(1389-1390) رقابت سیاسی بین عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران در منطقه افزایش یافت و عناد و دشمنی سعودی ها سبب شد تا با حمایت آنان گروه های تکفیری و وهابی در پاکستان، جیش الظلم در بلوچستان ایران رشد نماید.

هدف سعودی ها از تسلیح و حمایت از گروه های تروریستی در جنوب شرق ایران ضربه زدن به امنیت ملی کشور بود و از آن طرف پاکستان نقش یک واسطه را در این مناقشه بازی می کرد. با روی کار آمدن دولت نواز شریف که به سعودی ها نزدیک بود، این ناامنی ها بیشتر گردید.

بی شک بلوچستان پاکستان از ناامنی و بی ثباتی در طول چند دهه گذشته رنج می برد، وجود گروه های تند روی مذهبی با حمایت برخی از کشورهای ذینفع و سوءاستفاده کننده از این گروه ها، شرایط بلوچستان را که قسمتی از آن در ایران است، سخت ناامن کرده است و زمینه را برای رشد گروه های تکفیری مانند جیش الظلم فراهم می نماید.

واگذار شدن ۳۰۰ کیلومتر از مرز سراوان به نیروی زمینی سپاه پاسداران، سبب دشمنی معرضان جمهوری اسلامی ایران درجنوب شرق ایران  با سپاه شده است.وترور پاسداران انقلاب درسراوران اوج این عناد و دشمنی را می رساند.