ادبیات مشترک دو رییس جمهور!

محمد قادری
    •••••  ﺳﻪشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ — ۲۱:۲۶ کد مطلب : 346/a   

محمد قادری ـ  تحقیر، توهین، درشت گویی و... از جمله صفات ناپسندی است که نه تنها در قاموس تعالیم اسلام ناب و پیروان مکتب نورانی اهل بیت رسول مهربانی علیهم السلام جایی ندارد که نزد پیروان دیگر مکاتب و مذاهب آسمانی نیز امری مذموم شمرده شده است، به ویژه آنکه از سوی صاحبان قدرت و حکومت انجام پذیرد. بگذریم از اینکه برخی مکاتب مادی ساخت دست بشر با هدف تامین منافع شخصی و گروهی صاحبان قدرت، اخلاق را نسبی دانسته و اصول آن را دستخوش تغییر می دانند.

 بحث فلسفی و نظری در این باره گرچه ضروری است اما موضوع این نوشتار نیست و هدف بیشتر پرداختن به مصادیق رعایت اخلاق در عمل از سوی صاحبان قدرت و کارگزاران حکومت است. موضوعی که طی یک دهه اخیر بارها در فضای سیاسی و رسانه ای کشورمان مسئله ساز شده و چند روزی ـ در بازه های زمانی مختلف ـ کشور را به حاشیه برده است.

 ادبیات گفتاری دو رییس جمهور کنونی و پیشین، آن چیزی است که در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت. دو مصداقی که گفتارشان بارها با محک اخلاق عملی سنجیده شد و بازخوردهای فراوانی در فضای عمومی جامعه داشت، به ویژه آنکه هم محمود احمدی نژاد و همم حسن روحانی برای کسب و جلب رأی مردم از سکوی پرشی چون نقد اخلاقی پیشینیان خود بیشترین بهره را برده اما متاسفانه در عمل رفتار دیگری را نمایش دادند.

 محمود احمدی نژاد که با شعار عدالت و مهرورزی و نقد اخلاق متکبرانه رقبا و دولتمردان پیش از خود به میدان آمد پس از مدتی خواسته یا ناخواسته به همان دام گرفتار آمد و در پاسخ به منتقدین و رقبای سیاسی خود آنچنان به ابزار درشت گویی و تحقیر روی آورد که نه با شناخت قبلی مردم و سیاسیون از شخص احمدی نژاد همخوانی داشت و نه با شعار مهرورزی او. این اتفاق ناخوشایند که از همان ابتدا در پوشش حمایت از حقوق مردم و مستضعفین در برابر رانتخواران و دست اندازان به بیت المال رخ داد تا آنجا یکی پس از دیگری پرده های اخلاق را درید که در عمل هم از محبوبیت او بین بسیاری از مردم کاست و هم بخش عمده ای از جریانات سیاسی حامی او را از وی دور کرد.

این رویکرد رفتاری و گفتاری احمدی نژاد البته به شدت از سوی برخی رسانه های هم سو حمایت می شد اما به لحاظ اخلاقی و سیاسی آسیب های زیادی به اعتماد عمومی وارد کرد. این رویکرد همزمان همراه شد با نقد ناپذیری مجموعه دولت و سیل شکایت هایی که از رسانه ها به دادسرا راه افتاد. همین موضوع که یکی از مهمترین و درست ترین انتقادات رییس دولت دهم به دولت سازندگی بود عملا در میانه راه به مهمترین چالش دولت احمدی نژاد و رسانه ها تبدیل شد و منتقدین حتی اصولگرا علاوه بر رانده شدن با چوب تکفیر و برچسب هایی چون ضد نظام و ضد ولایت فقیه، با فشار زیادی در عرصه کار حرفه ای خود مواجه شدند و ادبیاتی چون سرمایه دار، غارتگر، رانتخوار و... به بیت الغزل سخنرانی ها و موضع گیری های احمدی نژادی ها تبدیل شد.

 این اتفاقات نامیمون در فرآیند انتخابات سال 88 که می رفت نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی را رقم بزند به اوج خود رسید و نقش ویژه ای در تحریک معترضین داشت به گونه ای که اصحاب فتنه بیشترین سوء استفاده را از اخلاق سیاسی احمدی نژادی ها برده و با تعمیم آن به کل جریان اصولگرا آتش فتنه ای را رقم زدند که خسارات جبران ناپذیری را در پی داشت. به بیان بهتر اتاق فکر فتنه در خارج کشور و دست نشانده های داخلی آنان به عنوان بخشی از برنامه خود روی این اخلاق احمدی نژاد و نزدیکانش حساب ویژه باز کردند تا تهمت دروغ و تقلب را با چسبندگی بیشتری به پیکره نظام مظلوم جمهوری اسلامی ایران الصاق کنند.

 در این سو اما؛ بخشی از رقبای سیاسی احمدی نژاد سوار بر موج مخالفت عمومی با او باز هم با دوقطبی کردن فضا، در انتخابات 92 گوی سبقت را ربوده و رأی کمی بیشتر از نصف را به خود جلب کردند. این اتفاق در حالی رخ داد که به نوعی همان رفتار احمدی نژاد در نقد گذشتگان این بار از سوی هواداران روحانی بروز کرد و رسم خلیفه کشی که احمدی نژاد باب کرده بود این بار دامان خودش را گرفت. به هر حال پس از انتخاب حسن روحانی همگان از موافق و مخالف بر مبنای شعارهای او در انتخابات انتظار بازگشت اخلاق در حوزه سیاسی و تعامل با منتقدین را داشتند که متاسفانه باز هم رفتارهای دیگری بروز کرد و همان عصبانیت و تحقیر رقیب و منتقد با چاشنی خود برتر بینی در سپهر سیاسی دولت یازدهم هویدا شد. اتفاقی که البته برخی رقبای روحانی در مناظرات انتخاباتی بدان اشاره کرده و وی را از این مسئله بر حذر داشته بودند.

 استفاده شخص روحانی و برخی اطرافیان وی در دولت از ادبیاتی به شدت تحقیر آمیز، موهن و ناشی از عصبانیت مانند بی سواد، بی شناسنامه، به جهنم و... نه تنها پز اخلاق گرایی، اعتدال و تحمل مخالف را به شدت خدشه دار کرد که عملا از باطن افرادی که این شعارها را در ایام انتخابات سر می دادند رونمایی کرد.

این اتفاق در دولت روحانی  از آن جهت بیشتر نگران کننده است که اولا بخش زیادی از مردم و سیاسیون را نگران این نکته کرده که با توجه به خوش بینی دولت یازدهم به برخی چراغ سبزهای غرب و مماشات دولت با آنها، نکند دستور قرآنی «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» وارونه تقسیر شده باشد و ثانیا اینکه اساسا میز قدرت عملا هر شخص و جریانی را به این مهلکه رهنمون شده و نمی توان آینده روشنی را برای اخلاق سیاسی در تنها کشور شیعه جهان متصور بود! به ویژه آنکه در شرایط حساس تاریخی که ملت شریف ایران و نظام جمهوری اسلامی  با آن مواجه اند، چنین رفتار و کرداری تنها نقش سرعت گیر را در مسیر تعالی و عبور از این پیچ تاریخی بازی خواهد کرد.

 در هر صورت آنچه به عنوان خاتمه این نوشتار مد نظر است، تذکری است از باب امر به معروف و نهی از منکر خطاب به دولتمردان کنونی و همه کسانی که سودای قدرت در سر دارند و آن اینکه سوای منهیات دینی و اعتقادی، با توجه به رشد و فهم سیاسی جامعه ایرانی قطعا چنین اخلاق و مرامی برای هر شخص و گروهی چیزی جز خسران دنیوی و اخروی در پی نخواهد داشت، پس درس گرفتن از تاریخ، صداقت و انصاف و صبر و تحمل در عرصه حکومت داری آن چیزی است که باید سرلوحه آقایان قرار گرفته و از افتادن به دام شیطان به خدای متعال پناه برد.