نقش و اهمیت زیردریائی در جنگهای آینده

عیسی گلوردی
    •••••  شنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰ کد مطلب : 40/a   

فعالیتهای نیروی دریائی همیشه بسیار متنوع است، از اینرو ناوگان دریائی هر کشوری بایستی از ‏کشتیهای گوناگون تشکیل شود، اما تنوع واقعی هر ناوگان تابعی از قدرت آن است، این قدرت امروزه در ‏زیر دریاها نهفته است. کشتیها را به آسانی می توان به وسیله ماهواره ها شناسائی کرد. هیچ ‏کشتی دیگری، در حقیقت هیچ خود و واقعی جنگی دیگری نمی تواند آسیب ناپذیری و بازدهی، تحرک، ‏تنوع و فرماندهی زیردریائی هسته ای را فراهم کند بنابراین نتیجه می گیریم که قدرت دریائی بایستی ‏تلاش خود را در توسعه زیردریائی و تکنیکها و تاکتیکهای زیردریایی معطوف سازد. 
گام اساسی بسوی احیاء مجدد تئوری دریائی این است که درک کنیم جان گرفتن مجدد قدرت دریائی در ‏زیردریاها امکان پذیر است، نقشهای درجة دومی هم برای نیروی دریائی وجود دارد، ولی رسیدن به ‏قدرت دریائی، بالاترین تقدم را داشته و بایستی بالاترین ارجحیت را در آئین دریائی داشته باشد. 
‏ هرگاه جنگ هسته ای رخ دهد بهترین جا برای زنده بودن دریا است، به اقیانوسها پناده بردن مانند فرو ‏رفتن در زمین است. این کار در مقایسه با زمین، پراکندگی بیشتری را در منطقه، پهناورتری فراهم و ‏حمله کننده را در دست زدن به حمله دلسرد می کند. 
اقیانوسها بخش بزرگتری از کره زمین را پوشانده اند و فرو رفتن در دریا آسانتر از کندن سوراخهایی در ‏خاک است، همچنین تغییر موضع در دریا سهل تر است. اگر قرار است نژاد بشر در برابر یک حملة هسته ‏ای باقی بماند، به احتمال زیاد این کار در دریاها و در داخل کشتیهای زیردریایی و در پایگاههای زیر آبی ‏امکان پذیر خواهد بود. 
امروزه زیردریائیهای غول پیکر با نیروی هسته ای توانسته اند از اقیانوس منجمد شمالی گذشته و دنیا را ‏در زیر آب دور بزنند. این زیردریائیها می توانند با استفاده از پایگاههای زیر آبی تمام عمر خود را در زیر آب ‏به سر برند. این کار از نظر فنی هم اکنون امکان پذیر است و به تدریج که جهانی صنعتی می خواهد از ‏نفت و دیگر منابع فلات قاره بهره برداری بیشتری بعمل آورد ناچار است که سکوهای فرو رونده ای برای ‏استخراج بسازد. ‏

ویژگیهای زیردریائیهای جدید 
اگر قرار است به کشتی هسته ای طبقه بندی تازه ای دهیم، آشکار است که باید به آن نام دیگری ‏بدهیم. میان زیردریائی و کشتی هسته ای ارتباط وجود دارد، ولی اختلاف تکنولوژیکی آنها بسیار زیاد ‏است. قدرت نهفته زیردریائی هسته ای به اندازه ای است که در آینده، سرآمد تمام کشتیهای نیروهای ‏دریائی مدرن خواهد شد. احتمال زیاد می رود که زیردریائی هسته ای مانند نبرد ناو در گذشته، ثابت ‏کند که تنها چیزی که می تواند با آن به مقابله برخیزد زیردریائی دیگری از نوع خودش است. 
‏ قدرت نیروهای دریایی در قرن بیستم به علت وجود اشکالاتی در حرکت آزادانه آنها به مناطق مختلف رو ‏به کاهش نهاد. ترس از مینها و اژدرافکنها ، ایجاد ناوگانی از کشتیهای کمکی نگهبان را ضروری ساخت. ‏در دوران کشتیهای بزرگ جنگی، این کشتیها می توانستند بدون نگهبان تقریباً به همه جا بروند ‏زیردریائی راه درازی را پیمود تا توانست سرانجام آن تنوع و انعطافی را که در گذشته دارا بود، بار دیگر تا ‏میزان زیادی به دست آورد. در جنگ جهانی دوم زیردریائیهای معمولی، تنها کشتیهای جنگی بودند که ‏می توانستند بطور منظم به آبهای تحت کنترل دشمن وارد شوند. 
همچنین از این زیردریائیها برای شناسائی ، پنهان شدن، ضربه زدن، گلوله باران تاسیسات دشمن و ‏ماموریتهای دیگر استفاده می شود (با پدید آمدن کشتیهای زیردریائی مدرن بدون شک این عملیات ‏افزایش خواهند یافت). 
‏ پیدایش ماهواره های شناسائی، سطح آب دریاها را به میدان بازی تبدیل خواهد کرد هدفیابی بوسیله ‏مسافت و سمت یاب صوتی (سونار) همگام با کشتی زیردریائی پیشرفت نکرده است. برد هدف یاب ‏هنوز هم با حدود هزار متر احتمال خطا، اندازه گیری می شود. 
سالها است که متخصصین امور دریائی جهش بزرگی را در این زمینه پیش بینی می کنند. ولی با وجود ‏هزینه کلان که در این راه صرف شده، پیشرفتی به دست نیامده است. 
نه تنها چنین جهشی تاکنون رخ نداده است، بلکه اکنون امید کمتری هم به رخ دادن آن می رود. دریا، ‏رسانه متغیری است، تحقیقاتی که دربارة جنگ ضدزیردریائی انجام یافته انباشته از نمونه هایی است ‏که نشان می دهند تغییر در مقدار نمکها، موجودات زنده، ساختمان کف دریا و بالاتر از همه لایه های ‏آبی که درجه حرارت مختلفی دارند نه تنها سبب می شوند که برد دستگاه کاهش یابد بلکه دقت آنرا ‏نیز کمتر کرده، آنرا غیرقابل اعتماد می سازد. علاوه بر این زیردریائیهای مدرن می توانند این فعالیتهای ‏غیرعادی را دریافت و از آنها بهره برداری کنند و وظیفه شکار کنندگان خود را بسیار دشوار سازند. 
‏ شواهد موجود نشان می دهد که بهترین سلاح برای انهدام زیردریائی، خود زیردریائی است. زیردریائی ‏در برابر کشتی برتری دیگری نیز دارد و آن اینکه تصویر گذشته تغییر کرده و آنکه در گذشته شکار می کرد ‏اکنون خود شکار می شود. 
در گذشته علاوه بر کشتی، دشمن عمدة دیگر زیردریائی معمولاً هواپیما بوده است. چون زیردریائی ‏معمولی ناچار بود بیشتر وقت خود را روی اب بگذارند و به همین خاطر برای پیدا کردن آن از رادار هواپیما ‏استفاده می شود. اما این کار اکنون کمتر امکان پذیر است، زیرا کشتی زیردریائی بیشتر وقت دریانوردی ‏خود را در زیر آب می گذارند و این مساله باعث عدم توفیق رادارهای هواپیما شده است. اکنون ممکن ‏است نقش هواپیما و کشتی در برابر یکدیگر برعکس شود. 
‏ برتری قدرتی که هواپیما در گذشته در برابر زیردریائی داشت، با توسعه و تکامل زیردریائی مدرن کاهش ‏پیدا کرده است. در آینده نزدیک سلاحهای هدایت شونده ای در زیردریاییها مستقر خواهد شد که می ‏توانند هواپیماها را سرنگون سازند. هواپیماهای کند پرواز ضد زیردریائی و همچنین هلیکوپترها در برابر ‏موشک کوتاه بردی که در زیر آب از زیردریائی پرتاب شود، بسیار آسیب پذیر خواهند بود. در آینده نه تنها ‏زیردریائی از هواپیما ترسی نخواهد داشت بلکه احتمال دارد این وضع برعکس شود و هواپیمایی که بر ‏فراز دریا در حال پرواز است هرگز مطمئن نباشد که ناگهان سلاح هدایت شونده ای از زیردریائی پنهان ‏شده ای بسوی آن پرتاب نخواهد شد. 
مدتی بیهوده به ماهواره ها امید بسته شده بود که بتوانند کشتی زیردریایی را پیدا کنند اما این امید ‏اکنون به یاس تبدیل شده است. کسانی که ادعا می کنند ماهواره های شناسائی و مراقبتی، ‏دستگاههای هدفیاب، اشعه مادون قرمز و غیره، برتری معمولی غیرقابل رؤیت بودن زیردریائی را، اگر ‏کاملاً از میان نبرده باشد، به شدت برهم زده اند، سخن مبالغه آمیزی می گویند، هیچ چیز جز سونار ‏نمی تواند تا عمقی که زیردریائی هسته ای، احتمالاً در آینده عمل خواهد کرد، نفوذ کند. 
‏ مشکلاتی در کاربرد همآهنگ زیردریائیها در عملیات ناوگانها وجود دارد، ضعف مهم دیگر زیردریائی هسته ‏ای شاید این باشد که در حالیکه توانائی هدفیابی آن از راه شنوایی از هر وسیله دیگر بیشتر است، در ‏عوض حواسهای دیگرش بوسیله آبهای اطراف ضعیف شده است. به همین علت توانائی زیردریائی ‏هسته ای در تجسم دقیق و به ویژه دور دست مناطق اطرافش محدود شده و لذا ارتباط آن به منظورهای ‏تاکتیکی دشوار است. جهان صنعتی ابرقدرتها در راه توسعه زیردریائی گامهای بلندی به جلو برداشته، ‏ولی وسائل تاکتیکی را که باید همراه این وسیله باشد نادیده گرفته اند، زیردریائی مانند هواپیما حرکتی ‏سه بعدی دارد. عمق برای زیردریائی همچون ارتفاع برای هواپیما خواهد بود. زیردریائی که بتواند به ‏عمق پائین تری شیرجه برود و غوص کند بر دیگر کشتیهای زیردریائی برتری دارد. تصور می شود که هم ‏اکنون زیردریائیهائی هستند که به عمق 700 متر زیر آب بروند. 
‏ بهرحال این مطلب اثبات شده که برتری کشتیهای نیروی دریائی در حال سپری شدن است. زیردریائیهای ‏نوین عصر تازه ای از فعالیت دریائی را نوید می دهند. ما در آینده نه تنها شاهد زوال قدرت دریائی ‏نخواهیم بود، بلکه بسوی دورانی پیش می رویم که قدرت دریایی آن در آن سخت گسترش خواهد یافت. ‏کشتی زیردریایی نماینده کاربرد غیر مستقیم انرژی هسته ای است نکته ای که بارها تکرار شده، این ‏است که اگر جنگ، ابزاری برای اجرای خط مشی باشد، حرکت در آن نقشی به مراتب برتر از تخریب ‏دارد، موتور هسته ای بزرگترین امکان را برای حرکت نوید داده و کشتی زیردریائی هسته ای سرآمد ‏کشتیهای نیروی دریائی نوین است. اگر این موضوع را بپذیریم، پس کسی که بر زیردریاها فرمان براند بر ‏روی دریا نیز فرمانروایی خواهد کرد. 
برای نتیجه گیری قدرت زود است ولی زیردریائی می تواند آیین استراتژیکی دیگری برای جایگزینی ‏بازدارندگی ارائه کند. 
‏ اگر ما بپذیریم که جنگ، کشمکشی است مرگبار، پس نخستین گام در راه مهار کردن خشونت، درک این ‏مسئله و شروع به حرکت از یک نقطه، آغاز، منطقی است. 
بدون شک عوامل روانی ریشه داری در گرایش افراد به خشونت نهفته است که به نوبه خود در خط ‏مشی کشورها اثر می گذارند، اما اگر رابطه میان اهداف و وسایل اجرای خط مشی بطور منطقی ‏بررسی شود، بنظر می رسد که تنها راه کنترل خشونت در جهان ضداخلاقی فعلی، داشتن قدرت و نفوذ ‏ایدئولوژیکی در بین ملتها است. 
برای این قدرت اگر قرار است ابزاری انتخاب شود که به این زودیها از رده خارج نشود و قابل بازسازی ‏باشد بهتر است که نظر مساعدتری به زیردریائی افکنده شود.‏