شکاف بین رژیم صهیونیستی و آمریکا در سیاست‌های جهانی

رضا مهرعطا
    •••••  پنجشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۰:۲۱ کد مطلب : 424/a   

روابط استراتژیک صهیونیست‌ها و آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی با شکل‌گیری رژیم صهیونیستی به وجود آمد. نفوذ لابی‌های صهیونیستی در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری آمریکا، این قدرت جهانی را در شرایط مختلف همسو و هم راستا با سیاست‌های صهیونیست‌ها و اقدامات تروریستی این رژیم در منطقه قرار داد.

به استثنای دهه 1950 میلادی و زمان آیزنهاور، در مقاطع مختلف آمریکا حامی و پشتیبان اصلی رژیم صهیونیستی بود.

پیمان " کمپ دیوید " که در دوران ریاست جمهوری " کارتر " و با حمایت این کشور منعقد شد، سبب صلح بین مصر و رژیم صهیونیستی گردید. در دوران ریگان نیز سناریوی جنگ بدون برنده ایران و عراق، بیشترین خدمت را به رژیم صهیونیستی کرد تا این رژیم فارغ از هرگونه تهدید امنیتی و نظامی به دنبال تحکیم پایه‌های خود در سرزمین‌های اشغالی باشد.

در دهه 1990 نیز کلینتون به دنبال صلح اعراب و رژیم صهیونیستی بود ، اما شکاف در دستگاه‌های سیاسی رژیم صهیونیستی و دودستگی بین جریانات افراطی و میانه‌رو سبب شد تا تشکیل دولت مستقل فلسطین مسکوت بماند و رژیم صهیونیستی با منافع از پیش تعیین شده، تضعیف جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، عدم تشکیل دولت فلسطین و گسترش اراضی اشغالی را در رأس اهداف خود مدنظر داشته و تلاش این رژیم نیز بر این بود تا این سه محور را در سیاست‌های جهانی اجرا نماید.

اما در دوران اوباما رگه‌هایی از اختلاف بین رژیم صهیونیستی و اسرائیل مشاهده گردید از جمله حمله به ایران با استناد به بند هفتم شورای امنیت که با فشار صهیونیست‌ها سبب تشدید تحریم‌ها علیه ایران گردید ، سیاستمداران صهیونیست و نظامیان آن پذیرفته اند که اوباما تمایلی به مداخله نظامی در سوریه و همچنین ایران ندارد و این نقطه تقابل بین آمریکا و اسرائیل می باشد.

اما این اختلاف بین مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکا در مورد تشکیل دولت مستقل فلسطین آشکارتر گردید و نتانیاهو و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی همواره درپی فرافکنی و فرار از توافقنامه اسلو (1994)می باشند. و این مغایر سیاست آمریکائی ها در مورد تشکیل دولت مستقل فلسطینی بوده است . توافقی که دردهه 1990 کلینتون، ملک حسین شاه اردن و اسحاق رابین به آن متعهد گردیدند تا دولت مستقل فلسطین در کنار رژیم صهیونیستی تشکیل گردد.

اما اسرائیل و جامعه افراطی داخل آن به هیچ وجه موافق تشکیل این دولت نخواهند بود و این همان نکته ای است که مقامات آمریکائی و اسرائیلی را در نقطه مقابل یکدیگر قرار داده است.

نکته بعد ماندن و نماندن گروهک تروریستی داعش درعراق و سوریه است که اسرائیل حداکثر بهره برداری را از داعش در منطقه می کند و به هیچ وجه تمایل به نابودی آن ندارد ، اما آمریکا که خود در تاسیس این گروهک دست داشته درحال حاضر بدنبال نابودی آن است و رقابت پنهانی بین اسرائیل و آمریکا بر سر ماندن یا نماندن گروهک داعش است.

بنابراین می توان به این نتیجه رسید که آمریکا و اسرائیل علی رغم سیاست های اعلامی در اتحاد استراتژیک خود در منطقه و جامعه بین المللی ، اما در پنهان رقابت و تقابل سختی در استراتژی دست برتر بین آنها وجود دارد تا یکدیگر را تحت تاثیر خود قرار داده و یکی دیگری را در سیاست های منطقه ای و جهانی هدایت نماید .