بحران ازدواج و چالش همسن گزینی

مهدی آیتی نیا
    •••••  ﺳﻪشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ — ۲۰:۳۷ کد مطلب : 529/a   

بحث ازدواج در کشور چند سالی است که از موضوعی فرمایشی به مسیله ای مهم و حتی از بعضی جهات بغرنج تبدیل شده است. میزان و شدت تاثیرگذاری "بالا رفتن سن ازدواج" بر سطوح مختلف پدیده ها و نهادهای جامعه، بحث امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه را نیز به میان خواهد آورد.

اما در این مقال کوتاه، تاکید بر یکی از وجوه مساله یا به عبارت بهتر بحران ازدواج در ایران است که کمتر مورد دقت قرار گرفته است.

با نگاهی به آمار نکات جالبی قابل استخراج و استنتاج است که بررسی برخی از آنها خالی از لطف نیست :

بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور و به نقل از مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی این سازمان، در خصوص آمار تولد دختران نسبت به  پسران، در حال حاضر شاخص نسبت جنسی در بدو تولد در کشور به ازای هر 100 دختر بین 105 تا 106 پسر است و در دنیا نیز این شاخص بین 104 تا 107 متغیر است و بر همین اساس در کشورمان در بدو تولد تعداد پسران بیش از دختران است.

هرچه سن افراد بالاتر می رود هرم سنی متقارن می شود به طوری که در سال های بعد تعداد زنان و مردان برابری می کند اما با توجه به اینکه ریسک مرگ و میر در سنین بالا در مردان بیشتر است بر همین اساس در سن بالاتر از 50 تا 60 سال تفاوت های جنسیتی در بحث مرگ و میر به نوعی دیگر خود را نشان می دهد به طوری که مردان در این سن تعدادشان کمتر از زنان می شود و از حالت برابری خارج می شود.

بر اساس شاخص های تعریف شده جمعیت شناختی، برای مقایسه تعداد دختران و پسران در سن ازدواج یک اختلاف 5 ساله بین دو گروه لحاظ می شود.

به نقل از مدیر کل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال، سه گروه سنی زنان 15 تا 19 سال با مردان 20 تا 24 سال، زنان 20 تا 24 سال با مردان 25 تا 29 سال و در نهایت زنان 25 تا 29 سال را با مردان 30 تا 34 سال ازدواج نکرده، با هم مقایسه شده و آمار ها نشان می دهد که تعداد زنان در گروه سنی 15 تا 19 سال 2 میلیون و 559 هزار نفر، گروه سنی 20 تا 24 سال یک میلیون و 983 هزار نفر و در گروه سنی 25 تا 29 سال نیز یک میلیون و 131 هزار نفر هستند که مجموع آنها 5 میلیون و 670 نفر می شود.

همین آمار در مورد مردان ازدواج نکرده نشان می دهد که تعداد زنان در سن ازدواج مجرد 100 هزار نفر بیش از مردان است.

اما سوالی که در اینجا به عنوان سوال کلیدی بحث مطرح می شود این است که آیا مشکل به همین 100 هزار نفر ختم میشود؟

در پاسخ باید یادآور شد که مردان با بالارفتن سنشان الزامی ندارند که همسر مورد نظرشان را نیز به همان نسبت مسن تر انتخاب کنند. با توجه به گرایشات ذاتی و غریزی زیبایی شناسانه و همچنین موضوع مهم زایش و قابلیت تولید مثل که با بالا رفتن سن رو به افول می رود، مکانیزم همسرگزینی مردان متفاوت و در نتیجه اختلاف سن زوجین بیشتر میشود.

به عنوان مثال مردان بین 29 تا 34 سال قطعا بدنبال دختران زیر 28 سال هستند و مردان بین 34 تا 39 سال هم برای حفظ شانس تولید مثل، به دنبال زنان زیر 30 سال می باشند و همچنین این آمار در مورد مردان بالای 40 سال هم با دقتی کمتر صادق است.

حال باید دید اگر دختران متولد دهه 50 شمسی و همچنین نیمه اول دهه 60 موفق به ازدواج نشوند، مورد گزینش مردان سنین بالاتر خود قرار خواهند گرفت؟

نظر کارشناسان این حوزه شانس پایین این گروه را تایید میکند و با این اوصاف ما در دهه آینده با انبوهی از دختران بالای 30 سال که موفق به ازدواج نشده اند مواجه خواهیم بود.

اولین نکته ای که به ذهن مسئولین امر در این حوزه متبادر می شود بحث "همسن گزینی" و تشویق به ازدواج هایی با اختلاف سنی ناچیز بین زوجین است. حتی در گزارشهایی که از رسانه ملی پخش می شود این راه حل به عنوان راه حلی خوب ارایه و مطرح شده است ولی آیا با توجه به آنچه در بالا ذکر آن رفت، این راهکار دایمی و موثر خواهد بود؟

نپرداختن به ریشه های مساله و ارایه کاربست هایی موقتی و مسکن های مقطعی همواره جزو نقصان های تصمیم سازی تصمیم گیران حوزه های مختلف بخصوص حوزه اجتماعی کشور بوده و نتیجه اش چیزی نیست جز پدیده هایی مانند ازدواج سفید و بحران های پیچیده اجتماعی که باز کردن گره از هر یک، گره ای کور بر دیگری را باعث میشود.