نگاهی تامل برانگیز به عوامل متعدد طلاق

ناصر محمدي
    •••••  چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۷:۵۷ کد مطلب : 542/a   

يكي‌ از پديده‌هايي‌ كه‌ انسان‌ معاصر را در هزاره‌ سوم‌ تهديد مي‌كند ،پديده‌ شوم طلاق‌ است‌ که گریبانگیر بسیاری از خانواده ها شده است.فروپاشي‌ كانون‌ خانواده‌ در عصر حاضر به‌ يك‌ پديده‌ عادي‌ مبدل‌ شده‌ و به‌ اصطلاح‌ قبح‌ آن‌ از ميان‌ رفته‌ است‌. سردرگمي‌ انسان‌ معاصر و وداع‌ با ريشه‌ها و مهم‌تر از همه‌ بحران‌ هويت‌ از ره اوردهاي‌ مدرنيته‌ بي‌پشتوانه‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد كه‌ البته‌ بيشتر گريبان‌ جوامع‌ در حال‌ توسعه‌ را مي‌گيرد.

متاسفانه‌ افزايش‌ نرخ‌ طلاق‌ در ايران‌ آنقدر چشمگير است‌ كه‌ از مدت‌ها پيش‌ زنگ‌ خطر را به‌ صدا درآورده‌، لذا ضروری است مسئولین امر با اتخاذ سیاست ها و راهکار های مناسب اقدام لازم برای مهار این فاجعه در جامعه کنونی بعمل آورند.

نتایج پژوهشهای آسيب‌شناسی‌ اجتماعي‌ در خصوص بررسي‌ علل‌ طلاق‌ در جامعه نشان می دهد که عوامل‌ متعددي‌ از جمله‌ عدم‌ توافق‌ اخلاقي‌ بين‌ زن‌ و شوهر، اختلاف‌ سن‌، سوءاخلاق‌ و رفتار زناشويي‌، اعتياد، بيكاري‌ و... در ایجاد پدیده شوم طلاق موثر است.

فریبا حاج‌علی، رئیس کارگروه پیشگیری از طلاق و آسیب‌های تحکیم و تعالی خانواده قوه‌قضائیه ٥ علت اصلی درخواست طلاق را طبق پرونده‌های مختومه اعتیاد به مواد مخدر، دخالت اطرافیان، ضرب و شتم، تنفر و بی‏‌علاقگی و سوء‌ظن به همسر عنوان کرده است.

وی در مورد دیگر دلایل طلاق گفته است:

درآمد ناکافی جهت اداره زندگی، بیماری‌ها و اختلالات روانی همسر، عدم تمکین، خشونت روانی، ازدواج تحمیلی، بیکاری همسر، اختلافات فرهنگی، ازدواج مجدد زوج، ارتباطات نامشروع همسر، تفاوت سنی، انحرافات جنسی یکی از زوج‌ها و اختلالات جنسی از علل دیگر درخواست طلاق در ایران هستند.از سویی وقتی صحبت از طلاق و جدایی به میان می آید ذهن اکثر افراد به سمت اعتیاد و خیانت و... کشیده می شود، مشکلاتی که در جامعه ما نسبتا شایع هستند اما شاید کمتر کسی بتواند باور کند که دخالت خانواده های زوجین یکی از علل شایع طلاق در کشور باشد.

همانطور که می دانیم در فرهنگ اسلامی ایرانی حاکم بر کشور ما فرزند بسیار عزیز شمرده می شود تا آنجا که بسیاری از کارشناسان معتقدند مرگ فرزند در ایران شدیدترین فشار روحی به حساب می آید. بدیهی است که پدر و مادری که اینچنین به فرزند خود عشق می ورزند راضی به از هم پاشیده شدن زندگی اش نیستند برای همین است که کارشناسان می گویند که در جامعه ما والدین از روی مصلحت طلبی و دلسوزی در زندگی فرزندان خود دخالت می کنند و به زعم خود هیچ رفتار اشتباهی انجام نمی دهند.

به نظر می رسد متفاوت نگاه کردن به زندگی خانوادگی از مهم ترین دلایلی باشد که باعث می شود خانواده ها ناخود آگاه زمینه ساز جدایی زندگی فرزندانشان شوند. پدر و مادرها از سویی تجربه دخالت والدین را در زندگی هایشان دارند و همین باعث می شود که با تعابیری مثل «تا بوده همین بوده» یا «برای فرزندمان هزار تا آرزو داریم» اجازه دخالت در زندگی خصوصی جوانان را به خود بدهند و از سویی دیگر زوج های امروزی جوانانی هستند که در خانواده های فرزند سالار بزرگ شده اند.

به عبارتی دیگر همیشه والدینشان آنها را تایید کرده اند و طبق نظرشان رفتار نموده اند و حال این جوانان بعد از ازدواج باید با شخص دیگری به نام همسر و خانواده اش تعامل کنند و همین امر باعث می شود تا بنا به گفته کارشناسان اکثر طلاق ها در 4 الی 5 سال اول زندگی مشترک رخ دهد و از دخالت خانواده ها به عنوان یکی از مهم ترین علل طلاق یاد شود.

معضلی که راه حلش سهل و ممتنع است. سهل به این دلیل که با رشد آگاهی جامعه مشکل حل می شود و ممتنع به این دلیل که تغییر نگاه خانواده ها به فرزند، سخت و زمان بر است.در کشور ما هیچ نهادی، مهارتهای زندگی را به نسل جوان آموزش نمی دهد و این امر در کنار مشکلاتی از جمله مهیا نبودن امکانات زندگی باعث شده تا بسیاری از ازدواجها در سال اول زندگی به طلاق ختم شود.

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شده بود، از وجود ۶ میلیون زن طلاق گرفته در کشور خبر داد.در کشور ما به علت وجود عوامل متعدد، نهاد خانواده متزلزل و آسیب پذیر شده است.از نظربرخی کارشناسان مسائل اقتصادی عامل افزایش پدیده طلاق نیست و باید علت آن را در عدم آموزش مهارتهای زندگی جستجو کرد. چرا که بسیاری از جوانان در زمان آغاز زندگی مشترک هیچ آشنایی با مسائل و مشکلات زندگی ندارند.دو انسان با فرهنگ، منش، خانواده و نگرشهای متفاوت در زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز می کنند.

در حالی که هیچ نهادی برای آشنایی آنان با مسائل زندگی تلاش و اقدامی نمی کند و این امر باعث می شود تا امروز با آمار نگران کننده ای در خصوص طلاق و زنان مطلقه مواجه باشیم . امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.

در تحقیق دیگری از یک جامعه آماری جوان، ۴۰ درصد از پاسخگویان اعلام کرده‌اندکه بیشترین مشکلات آن‌ها در مورد ازدواج و طلاق، نبود مراکز علمی و تخصصی است.این در حالی است که ۷۵ درصد از طلاق‌ها ناشی از فقدان یادگیری زوجین است، که این امر خود بیانگر ضرورت آموزش مهارتهای زندگی است که می بایستی مورد توجه سیاستگذاران در این امر گردد. علاوه براین مرکز آمار ایران در گزارش خود مهم‌ترین دلایل طلاق را بدرفتاری و خشونت همسر، عقیم یا نازا بودن خود یا همسر، ترک همسر، بیماری مستمر خود یا همسر و مشکلات مالی به ترتیب بیشترین دلایل تقاضای طلاق مردان و زنان نیز بعد از بدرفتاری و خشونت همسر، اعتیاد، عقیم یا نازا بودن خود یا همسر و مشکلات مالی را به‌عنوان دلایل تقاضای طلاق اعلام کرده‌است.

اخیرا از سوی سازمان بهزیستی کشور ١٠ دلیل، عدم مسئولیت‌پذیری، طلاق عاطفی، اعتیاد، دخالت اطرافیان، کمبود مهارت‌های زندگی، بیکاری، عدم تسلط به مهارت حل مساله، عدم حمایت‌های روانی و عاطفی، پایین بودن آستانه تحمل و عدم بلوغ فکری بعنوان درخواست طلاق در کشور اعلام شده است. تفاوت این دلایل با دلایلی که تا پیش از این در آمارها اعلام شده بود قابل توجه است.

مسائلی چون عدم مسئولیت‌پذیری، کمبود مهارت‌های زندگی، عدم بلوغ فکری و ... که بیشتر شخصیتی و فرهنگی هستند در مقایسه با مسائلی چون خشونت، مشکلات مالی، مسائل جنسی و سوءظن که بر جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی دلالت دارند، هم نشان از تغییر نسل دارند و هم نگاه متفاوت به مسأله طلاق. با کمی تامل به موارد مورد اشاره فوق در می یابیم که با رشد فناوری ومدرنیته و تحول در تمامی احوالات زندگی بالطبع عوامل پدیده شوم طلاق نیز تغییر پیدا می کند. بدیهی است فکری که معاصر باشد راه گشا است فکری که با مقتضیات روز نخواند مسأله آفرین خواهد بود و یا مسائل را تعمیق می کند و بحران می آفریند.

ضروری است کارشناسان، متخصصین و مسئولین امر با انجام نشست های کارشناسی نسبت به آسیب شناسی دقیق این پدیده با در نظرگرفتن مسایل و شرایط روز جامعه که بخش اعظم جمعیت کنونی جامعه از جمله جوانان درگیر آن می باشند و بدور نسخه های تجویز شده قدیمی بمنظور ارائه راهکار های بهینه و مطلوب جهت رفع این معضل اجتماعی که گریبانگیر بسیاری از جوانان جامعه که خود موتور محرکه اقتصادی در عصر حاضر باشد، اقدام لازم بعمل آورند.