مساله حصر مانعی در توافق هسته ای نیست

رضا نصیری حامد
    •••••  دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۱:۰۸ کد مطلب : 581/a   

سیاست داخلی و خارجی دو بعد متمایز و متفاوت از سیاست در معنای کلی آن هستند که با وجود آنکه هریک مقتضیات و لوازم خاص خود را دارند، ولی به هم پیوسته بوده و لذا گفته می شود که سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است. این تلازم مفروضات و بایسته هایی دارد از جمله اینکه نمی توان به موفقیت و کامیابی در سیاست حارجی بدون انسجام و موفقیت در عرصه داخلی امید بست.

به عبارت دیگر موفقیت و نیل به اهداف تعیین شده در سیاست خارجی مستلزم ایجاد وفاق و همدلی در عرصه داخلی است. البته این وفاق بدان معنا نیست که همه به یک گونه بیندیشند و یکسان حرف بزنند اما از مسئولان و افراد تعیین کننده در هر نظام سیاسی انتظار می رود که امور فرعی را آن هم به شیوه نادرستی بر اصول و مسائل بنیادین ارجحیت نبخشند.

برای کشورمان در آستانه دور جدیدی از مذاکرات هسته ای، چنین وفاق و همدلی فراگیری بیش از هر زمان دیگری بایسته و مهم است. استراتژی نظام بر مذاکره تعلق گرفته است که البته برخی شیوه های آن در دوران جدید تفاوت هایی نموده است و گرنه بدیل مسالمت آمیز و صلح طلبانه دیگری برای مذاکره در عرصه سیاست نمی توان سراغ گرفت و این اصلی است مورد حمایت نظام و مقامات آن چنانکه رهبر انقلاب نیز در سخنان اخیرشان در دیدار فرماندهان نیروی هوایی بر حمایت از توافق خوبی که در بردارنده منویات کشور باشد، تأکید نمودند.

با آنکه هر مقطع تاریخی اهمیت خاص خود را دارد، اما کشورمان در یکی از مهم ترین مقاطع خویش به سر می برد که  حاصل وجود و دخالت متغیرهای متعددی در سیاست خارجی و از جمله موضوع هسته ای است و بالطبع هر یک از عوامل متنی و فرامتنی نیز در حصول توافق در مذاکرات پیش رو نقشی مهم و حیاتی دارد. در ضرورت اتخاذ یک سیاست کلان در باب مسائل هسته ای کافی است به تجربه چند سال گذشته و از جمله مذاکرات اخیر بنگریم که چگونه کارشکنی هایی از سوی برخی طرف های دیگری در پرونده و یا از حاشیه آن سبب عدم توافق گردیده است.

با عنایت بدین موضوع، افراط  و تفریط در قضاوت هایی که در خصوص مذاکرات انجام می شود و مهم تر از آن سخن پراکنی بیش از حد لازم در این خصوص آن هم با شائبه های مصرف داخلی و گروهی و نه ملی، می تواند به شدت بر تحقق منافع ملی ما در این موضوع مهم اثر بگذارد. از سویی نباید مذاکرات و توافقات کلی ایجاد شده همانند برخی از گروه ها «ذوق مرگمان» کند و از طریف دیگر نباید برخی از مشکلات و یا مسائل شکلی در روند مذاکرات «دق مرگمان» نماید که سیاست آن هم در عرصه دیپلماسی خارجی مستلزم واقع بینی است.

البته وجود چند صدایی و کثرت در هر کشوری نه تنها در داخل آن کشور نشانی از آزادی و دموکراسی است بلکه در ورای مرزها نیز می تواند در حکم برگ برنده ای برای فشار بر رقبا و گرفتن امتیاز و در نتیجه داشتن پشتوانه ای دیپلماتیک به حساب آید اما به شرطی که موضوع گیری های مخالف نیل به حداکثر خیرخواهی را آن هم با شیوه درست و منطقی مد نظر خود داشته باشند. مهم است که نقدها برآمده از منطقی مشخص ومعین بوده و امور و اختلافات داخلی با دولت و یا دولتمردان وجه المصالحه نقد و بلکه عیب جویی در چنین موقعیت های حساسی قرار نگیرد.

رهبری انقلاب در عین اینکه مدتها پیش از عدم خوش بینی نسبت به مذکرات سخن گفتند ولی هرگز موضع منفعلانه ای نداشته اند و بلکه تیم مذاکره کننده را راهنمایی و هدایت نموده اند و لذا همه مراحل مذاکرات و عملکرده نیز با ایشان هماهنگ می شود؛ این است که ایشان به بعد دیگر مسئله هم اشاره می کنند و به توافقی که تضمین کننده خواسته های ایران باشد موافقت نشان داده و حمایتشان را اعلام می دارند. همه اینها برای گروه های سیاسی نیز باید درس آموز و مورد توجه باشد.

موضوع گیری های حساب شده ای از سوی ریاست مجلس و یا سایر مقامات مسئول در این چارچوب و نقشه کلی راهی که نظام تعیین نموده است، نه تنها نشانی از دموکراسی درایران تواند بود بلکه می تواند نشانی از آن باشد که طرف مذاکره بداند واقعاً مطالبات گسترده ای در داخل کشور هست که البته اولاً خواسته هایش را از مسیر و کانال صحیح ومناسبی پیگیری می کند و ثانیاً ارزش ها و تلاش دست اندرکاران هسته ای را ارج نهاده و هرگز قصد برهم زدن کلیت توافقات و برگشتن به حالتهای غیر تعاملی را ندارد.

از این رو انتقاد و حتی نشان دادن راهکار بدیل به مذاکره کنندگان غیر از تخطئه مسیر کلی پیموده شده توسط ایشان است. نقد و تحلیل درست عملکرد ایشان زمانی ارزشمند است که منجر بدان گردد که دراین پرونده نیز همچون هر مذاکره ای حصول دستاوردها و نتایج به ارزش ها و اصول مد نظر خودمان مشروط و معین شود و لذا بدیهی است در چنین منطقی توافق به هر قیمت و با هر شرایطی محلی از اعراب نخواهد داشت.  

درست است که مذاکرات برای آینده کشور مهم است اما دست روی دست نهادن و صرفاً انتظار برای اقدام از فردای مذاکرات نیز درست نیست شیوه به کار رفته پس از مذاکرات قبلی و توافقات مذکور نشان داد که اعطای ولو همان چیزهایی که حق ایران است و بلوکه شده است به مرور زمان و به شیوه قطره چکانی صورت می گیرد. البته این در عرف و منطق دیپلماتیک دنیا و آن هم در چنین پرونده پیچیده ای دور از انتظار نیست لذا همچنان حفظ انضباط ومنطق درست اقتصادی و تلاش در جهت کنترل وضعیت امری است که باید تا مذاکرات و بعد از آن نیز ادامه داد.

طبیعی است هر کشوری دارای نیروهای تند رو و محافظه کاری باشد که با نیروهای به اصلاح میانه رو آن در تقابل و اختلاف باشند با این حال باید توجه نمود که وقتی ابتکار عمل در کشوری همانند ایالات متحده آمریکا در دستان گروهی است که میانه رو تر به شمار می آیند و قصد دارند با منطق نرم و دیپلماتیک خویش موضوع اختلاف خود را نه فقط با ایران بلکه گزینه های مورد اختلاف دیگری همانند سوریه و کره شمالی و کوبا حل و فصل نماید، برای کشور ما هم بهترین فرصت است که البته با منطق و درایت در جهت تأمین منافع خویش گام برداریم.

مقاومت و ایستادگی اوباما درمقابل وضع تحریم های جدید و نیز موضوع گیری های متعددی از سوی سناتورهای حتی جمهوری خواهی که همقطاران خویبش را به خویشتن داری تا زمان اتمام فرصت مذاکرات فراخواندند و حتی دیوید کوهن معمار تحریم های ایالات متحده علیه ایران و کشورهایی همانند روسیه را نیز به لزوم دست نگاه داشتن تا مذاکرات معتقد نموده است، مجالی است در سیاست که بهره برداری از آن نیازمند درک جامعی از شرایط است. سیاست اغلب اوقات بازی در کمترین فضای موجود و نیز برگزیدن و انتخاب بین بد و بدتر است و لذا باید هوشیار و در عین حال همدل بود.

اگر به منافع ملی احترام بگذاریم، در آن صورت قدرت ملی واقعی که برآمده از توان یکایک افراد ملت است نیز حاصل شده و در آن صورت دیگر نیازی بدان نخواهد بود که موضوعات و مسائل داخلی را به نفع مسائل خارجی مصادره کنیم. عده ای همه چیز را به موضوع هسته ای نسبت می دهند با آنکه منکر اهمیت و نقش پرونده هسته ای نیستیم و نمی توان شد، اما از تابو ساختن موضوعات و مشکلات کشور هر اندازه هم که بزرگ باشد، با توجیه مواجهه با موضوع هسته ای باید اجتناب نمود.

یکی از این مسائل موضوع حصر خانگی برخی از معترضان انتخابات سال 1388 است که عده ای با تابو نمودن آن مجال هر نوع بحث درباره آن را حتی از نمایندگان مجلس سلب می کنند ولی باید دانست که نظام موضوع مشابه را درباره افراد دیگر هم در گذشته داشته و حل و فصل آن را در زمان مناسب انجام داده است از این رو حتی مسئله مهمی در این سطح نیز قابلیت آن را ندارد که به بن بستی برای نظام تبدیل شود. بنابراین به شرط عدم تششت و نیز بالا بردن تساهل و مدارای خویش می توان هر قضیه ای از موضعات داخلی و خارجی را به موازات هم پیش برده و از تعویق هر کدام تا حل و فصل آن دیگری جلوگیری نمود.