چگونگی عبور از بحران بیکاری

تحلیل ایران
    •••••  پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۰:۳۵ کد مطلب : 602/a   

«استانداردها اینگونه می‌گویند هرگاه نرخ بیکاری جوانان، حداقل ۲ برابر نرخ بیکاری کلی بود (نرخ بیکاری کلی، ۱۵ تا ۶۴ سال است) شما به نقطه بحران رسیده‌اید، که در حال حاضر ما در چنین وضعیتی قرار داریم. البته در یک زمانی این رقم تا ۲.۵ برابر هم افزایش پیدا کرد اما اکنون در ۲ برابر نرخ بیکاری کلی قرار داریم.» این جمله را عادل آذر، رئیس مرکز آمار ایران می‌گوید.

به گزارش خبرنگار تحلیل ایران، عادل آذر همچنین به نرخ بیکاری کشور بر مبنای ۱۶ ساعت کار در هفته اشاره کرده و می‌افزاید: «نکته جالب اینجا این است که اگر مبنای محاسبات از حداقل یک ساعت به حداقل ۸ ساعت افزایش یابد، هیچ‌گونه تغییری در نرخ بیکاری «در ایران» صورت نمی‌گیرد، اما هنگامی که مبنای محاسبات خود را به ۱۶ ساعت کار در هفته افزایش دهیم، هر میزانی که نرخ بیکاری را اعلام می‌کنیم شما یک درصد به آن اضافه کنید، یعنی در حال حاضر نرخ بیکاری بر اساس ۱۶ ساعت کار در هفته ۱۱.۵ درصد است.»

رسیدن بیکاری به نقطه بحران در حالی است که تحلیلگران بازار کار تاکید دارند که در دنیای امروز دولت‌ها به تنهایی از عهده ایجاد رشد و توسعه بر نمی‌آیند. بر همین اساس از اجرای سیاستهایی تبعیت می‌کنند که زمینه رشد و نموّ کارآفرینی در این کشورها را به وجود آورد لذا با اهمیت دادن به بخش خصوصی و تقویت اقتصاد مردمی و تعاونی به فضای کسب و کار خود توسعه داده‌اند.

کارشناسان تاکید می‌کنند که هم اکنون بخش بزرگی از بازار کار کشور در اختیار بنگاه‌های کوچک و متوسط و بخش‌های خصوصی است از این رو باید فضایی امن و آرام برای کارآفرینانی که از ریسک سرمایه‌گذاری در این زمینه نگرانند فراهم شود تا بازار کار در اختیار کارجویان و دانش آموختگان قرار گیرد زیرا مادامی که بازار امنی برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی ایجاد نشود، زمینه ایجاد فرصتهای شغلی هم به وجود نمی‌آید.اما تردیدی نیست، بنگاههای یادشده در شرایط نامطلوب اقتصادی می توانند آسیب پذیرترین بخش از اقتصاد نیز محسوب شوند. اما این بنگاه‌ها چه تعریف اقتصادی دارند؟

بنگاههای خرد و متوسط

بنگاههای کوچک و متوسط تعاریف گوناگونی در دیگر کشورها دارند.در استرالیا صنایع کمتر از ۱۰۰ نفر کارکن، کوچک و بین ۱۰۰ تا ۴۹۹ نفر کارکن متوسط محسوب می شوند. همچنین در کشور کانادا صنایع با کمتر از ۱۰۰ نفر کارکن و با فروش کمتر از ۵ میلیون دلار کوچک و بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ نفر کارکن و با فروش ۵ تا ۲۰ میلیون دلار متوسط محسوب می شوند. صنایع کوچک چین بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفر کارکن و متوسط  بین ۱۰۱ تا ۵۰۰ نفر کارکن دارند و بنگاه اقتصادی با کمتر از ۱۰۰ نفر کارکن نیز در اندونزی کوچک و متوسط محسوب می شود.

تاکنون تعریف واحدی از بنگاه های کوچک و متوسط در ایران ارائه نشده ضمن آنکه از سازمانی به سازمان دیگر نیز متفاوت است. در یک طبقه بندی بنگاه های صنعتی ایران برحسب اندازه بنگاه به چهار گروه ۴۹ -۱۰ نفر کارکن، ۹۹ – ۵۰ نفر کارکن، ۱۴۹ -۱۰۰ نفر کارکن و ۱۵۰ نفر کارکن و بیشتر تفکیک شده اند که از این میان، سه گروه نخست در زمرهٔ بنگاه های کوچک و متوسط محسوب می شوند.

نگاهی به تجارب بنگاههای خرد و متوسط در کشورهای در حال توسعه نشان می دهد مسیر طی شده مبتنی بر واقعیت اقتصاد آن کشورها انجام شده و می تواند به عنوان الگویی برای اقتصاد ایران که باید ققنوس وار از میان شرایط نامطلوبی که به آن گرفتار شده، بال بگستراند، باشد. اما به راستی، نسخه دیگر کشورها در زمینه اشتغالزایی بنگاه‌های کوچک و متوسط چیست؟

بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد مالزی

مالزی چشم انداز توسعه ۲۰۲۰ خود را براساس گسترش فعالیت کسب و کارهای خرد برنامه ریزی کرده است. به طوری که اکنون بنگاههای خرد و متوسط در مالزی ۹۳.۸ درصد از شرکت های فعال در بخش صنعت، ۲۷.۳ درصد از کل تولیدات کارخانجات، ۲۵.۸ درصد از ارزش افزوده تولید، ۲۷.۶ درصد از دارایی های ثابت و ۳۸.۹ درصد از استخدام نیروی کار این کشور را به خود اختصاص داده اند.

بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد تایوان

۹۸ درصد از اقتصاد کشور تایوان بر محور فعالیت بنگاه‌های خرد و متوسط بنا شده به طوری که این کشور مقام نخست را در میان سایر کشورهای جهان به لحاظ دارا بودن واحدهای خرد به خود اختصاص داده است.سهم بنگاههای کوچک و متوسط در بخش خدمات نیز در این کشور بیش از ۸۹ درصد است. بنگاههای کوچک و متوسط به لحاظ ایجاد اشتغال، نقش بسیار مهمی در اقتصاد تایوان برعهده دارند زیرا بخش مهمی از شاغلان این کشور در بنگاههای یادشده به کار اشتغال دارند. حدود ۷۸ درصد از مجموع افرادی که سالانه جذب بازار کار می شوند، به استخدام بنگاههای کوچک ومتوسط در می آیند. در سالهای اخیر، بنگاههای کوچک و متوسط حدود ۳۰ درصد از کل فروش شرکت ها و ۲۰ درصد از مجموع صادرات مستقیم این کشور را به خود اختصاص داده اند.

بنگاههای کوچک و متوسط  در ترکیه

بررسی ها نشان می دهد که ۹۹.۵ درصد از اقتصاد ترکیه بر محور فعالیت بنگاههای کوچک و متوسط است.  ۷۶.۶ درصد از اشتغال ترکیه از طریق بنگاههای خرد و متوسط ایجاد شده است. سهم بنگاههای کوچک و متوسط در تولید ناخالص داخلی ترکیه ۲۷.۲ درصد است. عمر این بنگاهها در ترکیه ۱۱ سال است هرچند ۸۰ درصد بنگاههای یادشده در پنج سال نخست تعطیل می شوند.

ظرفیت گردشگری و بنگاه خرد در ایران

یکی از صنایع مهمی که متاسفانه طی بیش از سه دهه در ایران مغفول مانده بخش گردشگری می باشد. صنعت گردشگری از جمله صنایع کشور است که می تواند واحدهای کوچک اقتصادی را در کشور گسترش دهد و نقش مهمی در تولید و ایجاد اشتغال ایفا کند و همچنین رونق صنعت ساختمان در قالب ساخت هتل، رستوران و مراکز توریستی، صنایع غذایی، صنایع دستی، صنایع لوازم خانگی، آموزش گردشگر، حمل و نقل،صنعت چاپ و نشر و بسیاری از صنایع دیگر را در قالب واحدهای کوچک اقتصادی رونق دهد.

یک تجربه ناموفق

یکی دیگر از عملکردهای ناموفق دولت در هشت سال گذشته کارنامه ناموفق در زمینه به اصطلاح توسعه بنگاههای خرد و متوسط بود که با انحراف ۶۰ درصدی مواجه شد. طرح یادشده در دولت نهم نه تنها به اهداف خود دست نیافت بلکه نقدینگی بزرگی را از بانک های کشور به نام بنگاههای کوچک و متوسط روانه حساب برخی از افراد کرد که بعد از گذشت ۶ سال هنوز دیناری از این پول به نظام بانکی برگشت نکرده است.در این طرح، بانک های دولتی مجبور شدند در اعطای تسهیلات، اولویت های دولت را در توسعه مناطق در نظر بگیرند و نفع بانک ها و ملاحظات تجاری در این زمینه نقش تعیین کننده ای نداشت.

قرار بود با اجرای طرح بنگاههای زودبازده سه میلیون و ۱۰۰ هزار شغل ایجاد شود اما بنابر آماری که در همان سالها انتشار یافت فقط ۹۰۰ هزار شغل از این محل ایجاد شد.یکی از ایرادات بزرگ در اجرای طرح یادشده این بود که بسیاری از منابع مالی برای بنگاههای خرد و متوسط هزینه نشد و به اصطلاح این منابع به بیراهه رفتند. بسیاری از بنگاهداران که این منابع را دریافت می کردند آن را برای خرید ملک و زمین خرج کردند و در نهایت آن شد که نمی باید می شد.طرح ناموفق حمایت از بنگاههای زودبازده در حالی در ایران انجام شد که اقتصادی که با رشد ۶درصدی از دولت هشتم به دولت بعدی واگذار شد، با چالش های متعدد دیگری طی هشت سال مواجه شد که بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط را به تعطیلی کشاند.

لزوم حمایت و ساماندهی بنگاه‌های کوچک

" بایزید مردوخی " مشاور اقتصادی وزیر کار معتقد است: مرگ و میر واحدهای کوچک اقتصادی خیلی طبیعی است و سریع رخ می دهد. این واحدها خیلی زود بوجود می آیند و بخاطر آنکه استراتژی ندارند و از آنها حمایت نمی شود، زود هم از بین می روند.وی می‌افزاید: واحدهای کوچک وقتی که از چرخه تولید خارج می شوند، تغییر شغل می دهند و به فعالیت های دیگر اقتصادی روی می آورند، ضمن آنکه برگشت این واحدها به فعالیت قبلی بندرت صورت می گیرد.

وی معتقد است: برای حمایت از واحدهای کوچک اقتصادی باید کار اساسی صورت گیرد. به گفته مردوخی، اقتصاد کشور برای توسعه اشتغال چاره ای جز توسعه واحدهای کوچک اقتصادی ندارد. این واحدها ضمن آنکه می توانند محصول تولید کنند، اشتغال هم ایجاد خواهند کرد.

اشتغال بزرگ، بنگاه کوچک

علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بتازگی از راهبرد جدید این وزارتخانه بنام ‹اشتغال بزرگ، بنگاه کوچک› سیاست جدید دولت برای مهار بیکاری نام برد. تردیدی نیست، راهبرد یادشده صحیح می باشد اما برای تحقق آن باید بسیاری از پیش زمینه ها فراهم شود که مهمترین آن عبور اقتصاد ایران از رانتخواری است.بنگاههای کوچک اقتصادی، اساس ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی هستند اما این مهم تنها در صورتی تحقق می یابد که اقتصاد کشور بتواند از تلاطم رودخانه ای که هم اکنون گرفتار آن است به رودخانه ای در مسیر درست انتقال یابد. تولید باید اساس اقتصاد کشور شود. برای تحقق شعار اشتغال بزرگ، باید زیرساختهای لازم بنگاه‏های کوچک را فراهم کرد زیرا تنها وزارت کار نمی تواند این امر را عملیاتی کند.