برند جمهوری اسلامی بعد از ۳۶ سال چیست ؟

تحلیل ایران
    •••••  یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ — ۰۸:۴۰ کد مطلب : 622/a   

دهه فجر امسال نیز مانند سی و پنج سال گذشته به سرعت سپري شد و بزرگداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در داخل کشور محدود به تعدادی جشنواره ورزشی و هنری ، تبلیغات خیابانی و در نهايت تظاهرات پرشکوه مردمي و در خارج از ایران متمرکز بر معدود جلسات سخنرانی و نشست های رسمی و در نهایت مهمانی های دیپلماتیک نمایندگی ها و سفارتخانه های جمهوری اسلامی است.

تداوم این شیوه تبليغاتي و اطلاع رسانی سنتي در دنیای پیچیده امروز اگر چه مي تواند تا حدي رهگشا باشد، اما کمک چنداني به شناخت اهداف و دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی در سطح بين المللي که از فرمول هاي متفاوت و به روزشده اي بهره مي گيرد، نخواهد کرد.

براي درک بهتر موضوع ذکر جزييات بيشتري در اين زمينه ضروري است. در دو دهه اخیر علم روابط بین الملل تحت تاثير تحولات و پيشرفت های سایر رشته های علوم انسانی و فنی و به خصوص جامعه شناسی، ارتباطات، رسانه، فناوری اطلاعات، مديريت، اقتصاد، آمار و رياضيات قرار گرفته است. نتيجه اين امر تحول در اين رشته و تبديل آن به يک رشته ميان رشته ای است که در بسیاری از حوزه ها با آمار و ارقام نیز سروکار دارد و صرفا شامل بحث های انتزاعی و کلی نيست.

ديپلماسي نيز به عنوان یکی از زيرشاخه های رشته روابط بین الملل از اين تحولات مستثني نيست، تحولاتي که کم توجهي به آن از تاثيرگذاری کشورها در نظام بین الملل خواهد کاست.

یکی از مهم ترین ثمرات تبديل ديپلماسي به پديده اي ميان رشته ای، تاثيرپذيري آن از رشته هاي ديگري است که با کسب و کار، بازاريابي و تبليغات تجاری و رسانه ای سر و کار دارند. در نتيجه پاي مفهوم Branding یا برندسازی که بيشتر در رشته هایی همچون اقتصاد و مدیریت مطرح می شود، به عرصه روابط بین الملل یا ديپلماسي هم کشيده مي شود.

برند سازي در اينجا به مفهوم ايجاد تصور و احساسي مثبت در مردم ديگر کشورها در مورد يک کشور خاص است. طبيعي است که وقتي يک کشور برندي معتبر محسوب شود ميليون ها نفر در سراسر جهان تصوري مطبوع در مورد آن خواهند داشت و اين امر فرصت هاي بي نظير سياسي، اقتصادی، فرهنگي و علمي را برای کشور مذکور به ارمغان خواهد آورد.

البته برندسازی در عرصه بین المللی امروزه دیگر محدود به کشورها نیست و دیگر بازیگران اعم از سازمان های بین المللي، NGO ها، افراد و حتي سازمان های تروریستي تلاش می کنند متناسب با اهداف و برنامه هايشان برندی منحصر به فرد و قدرتمند خلق کرده و با ويژگهای متناسب با آن برند خود را به جهان بشناسانند. این همان اقدامی است که گروه تروريستي داعش با انتشار ویدیوهای نفرت انگیز جنايات خود در فضای مجازی درصدد انجام آن است.

به گفته یکی از صاحب نظران، توجه به برندسازی در میان بازیگران بین المللی نشانگر منسوخ شدن پارادایم هایِ سیاسیِ جهانِ مدرنِ مبتنی بر دو مولفه ژئوپلتيک و قدرت و شکل گيري جهان پست مدرني است که در آن نحوه تصویرسازی از خود و میزان نفوذ حرف اول را می زند.

در دنیای امروز کشورهایی که موفق به برندسازی مناسب نشوند، از نظر سیاسی و اقتصادی نيز بازنده خواهند بود؛ زيرا توان جذب سرمايه خارجي، جهانگرد، شرکت های خارجی بزرگ و ... و همچنین ارتقای استانداردهای زندگی خود را نخواهند داشت. همین امر باعث شد تا بریتانیا حدود يک دهه قبل پیکاری موسوم به Cool Britannia  را زير نظر تونی بلر نخست وزير وقت به راه بیندازد تا این کشور را به عنوان قطب هنر، مد، رسانه ها و ... در جهان مطرح نماید. حتي کشور کوچکي همچون استوني نيز به منظور تصحيح افکار عمومی در مورد این کشور و زدودن خاطرات تلخ دوره حاکميت کمونيست ها، به برندسازی در مورد خود پرداخته تا این کشور کوچک اروپای شرقي را با معیارها و استانداردهای مد نظر اتحادیه اروپا هر چه بیشتر سازگار نشان دهد. کار به جایی رسیده که برخی شهرها به خصوص کشورهای توسعه یافته، به طور مستقل در این مورد طرح ها و برنامه های پرسروصدایی را به اجرا در می آورند.

برندسازی موفق، مستلزم وجود پيش شرط هايي است که عدم تحقق آن موجب شکست چنين ابتکار عمل هايي خواهد شد. يکي از مهم ترين اين پيش شرط ها شرايط مساعد بين المللي و زمينه اي مناسب در خارج از مرزهاي جغرافيايي و در عرصه رسانه اي براي آغاز اين فعاليت هاست. چنانچه دولت بوش عليرغم صرف ميليون ها دلار برای بهبود وجهه آمریکا در جهان اسلام بعد از حملات نظامی به افغانستان و عراق، به علت يکجانبه گرايي در عرصه بين المللی، تبليغات تند و منفي رسانه اي و بي توجهي به افکار عمومی به موفقیت چندانی نرسید.

به نظر می رسد در حال حاضر شرايط مناسبی برای اجرای یک ابتکار عمل مناسب در این زمینه در کشورمان فراهم شده است. برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری که به چرخشی اساسی در گفتمان سیاست خارجی ایران از گفتمانی عمدتا تهاجمی به گفتمانی عمدتا تعاملی منجر شد و رویکرد سران و دولت های کشورهای درگیر در پرونده هسته ای ایران و دیگر پرونده های جنجالی را ملايم تر نمود،  زمینه را برای طراحی یک پیکار تبلیغاتی در حوزه دیپلماسی عمومی به منظور برندسازی بین المللی موفق برای جمهوری اسلامی فراهم آورده است.

نارضايتي آشکار و جدی دولت فعلي آمریکا از سیاست های خصمانه رژيم صهيونيستي در ارتباط با ایران و مساله فلسطين و ...، نقش آفريني سازنده ايران در بحران هاي منطقه ای به خصوص در عراق، سوریه، لبنان و ... که تایید و همراهی آشکار و ضمنی بسیاری از کشورها ، رسانه های گروهي و افکار عمومی را به همراه داشته، پتانسيل هاي بي همتاي ايران در حوزه هاي فرهنگي، هنري و اقتصادی و همين طور شرايط اقتصادي و اجتماعي حساس و شکننده کشور، ضرورت ارتقای برندینگ جمهوري اسلامي را دوچندان ساخته است.

با توجه به ظرفيت ها و جذابيت هاي گسترده ايران عزيز در حوزه هاي فرهنگي، مذهبي، هنري، گردشگري و ... مي توان پس از هماهنگي نهادهاي مهم تصميم گير و توجيه تمامي سازمان هاي ذي نفع و ذي ربط، با يک تصميم گيري سنجيده در اين زمينه در سطح کلان، ابتکار عملي سازنده را برای برندسازی مناسب و در خور نام ایران عزیز اجرا نمود. بايد توجه داشت که فرصت های موجود در اين زمينه محدود و چه بسا غیرقابل تکرار هستند و همان طور که حضرت علی(ع) مي فرمايند: »الفُرصَة تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَيّر« (فرصت مانند ابر از افق زندگي مي‌گذرد، مواقعي كه فرصت‌هاي خيري پيش مي‌آيد غنيمت بشماريد و از آن‌ها استفاده كنيد)

 

  • نوشته : احسان موحدیان، دانشجوي دکتري رشته روابط بين الملل دانشگاه علامه طباطبايي