تحلیل ایران

پیروزی انصارالله، نقطه آشکار ساز ضعف منطقه ای ریاض است

    •••••  دوشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۴:۰۰ کد مطلب : 700/a   

گفت و گو با محمد علیزاده، کارشناس روابط بین الملل در خصوص تحولات یمن:

گروه بین الملل تحلیل ایران، اشاره: برگزاری مراسم جشن پیروزی انقلابیون یمنی در صنعا و توافقات سیاسی صورت گرفته در این کشور، نشان از پیروزی اراده ملت یمن در مقابل زورگویی آل سعود ، کشورهای حوزه همکاری خلیج فارس و حامیان غربی این کشورها دارد.

عبدالملک الحوثي طي سخناني در جشن پيروزي اراده مردم ،  بيانيه قانون اساسي را گامي «تاريخي و مسئولانه» دانست و اعلام کرد که بيانيه قانون اساسي مسير اداره مرحله انتقالي را به سمت مشارکت سوق داده است. از سوی دیگر، جنبش انصارلله یمن نسبت به مداخله بیگانگان در امور داخلی صنعا به شدت هشدار داده است.

همن گونه که مشخص است، یمن دوران پرشکوه و در عین حال حساسی را سپری می کند. در این خصوص گفت و گویی با محمد علیزاده ، دانشجوی دکترای روابط بین الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه صورت داده ایم که از نظرتان می گذرد :

تحولات جاری در صنعا را چگونه ارزیابی می کنید؟ به نظر می رسد در عین پیروزی شکوهمند ملت یمن علیه توطئه های آل سعود ، توطئه های عربستان و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس علیه صنعا وارد فاز تازه ای شود.

همان گونه که عنوان کردید، شورای همکاری خلیج فارس و در راس آنها عربستان سعودی از این پس کارشکنی های خود در حوزه داخلی یمن را دوچندان خواهند کرد. در این میان، دو کشور قطر و عربستان سعودی پررنگ ترین نقش را در هدایت این رفتار خطرناک خواهند داشت.  عربستان و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس  تحولات اخیر در یمن را نشانه خارج شدن این کشور از سیطره خود می دانند.

ریاض و دوحه و دیگر بازیگران شورای همکاری خلیج فارس در این خصوص از گروههای تکفیری استفاده ابزاری خاصی خواهند کرد. آنها  تلاش می کنند القاعده و سلفی ها را تشویق کنند به بهانه مقابله با سیطره شبه نظامیان ،سلاح به دست گرفته و علیه حوثی ها وارد مبارزه شوند. از این رو ممکن است عربستان و قطر در پی سوریزه کردن یمن و ایجاد بحرانهای مزمن امنتی در آن برآیند.

عربستان سعودی تا چندی پیش  اصلی ترین بازیگر در میان کشورهای عربی منطقه محسوب می شد. به عبارت بهتر، ریاض حکم محوری را داشت که رفتار و حتی راهبردپردازی های صورت گرفته در دیگر کشورهای عربی با هماهنگی و رضایت آن صورت می گرفت. با این حال به نظر می رسد شکستهای متعدد عربستان در سوریه، عراق،بحرین، لبنان و یمن منجر به افت شدید قدرت ریاض در خاورمیانه شده است. نظر شما در این خصوص چیست؟

به نکته مهمی اشاره کردید. واقعیت امر این است که نشانه های عینی  افول قدرت منطقه ای عربستان سعودی پس از نبرد سال 2006 میلادی میان حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی و شکست سنگین صهیونیستها به وقوع پیوست. در اینجا ریاض ثمره اتحاد امنیتی خود و موساد را به بدترین نحو ممکن مشاهده کرد. در سال 2007 میلادی و در جریان درگیری هایی که در داخل لبنان میان اعضای جریان 14 مارس و 8 مارس به وجود آمد نیز ریاض به بخشی از بحران تبدیل شد .

پس از شکست طرفداران غرب و تل آویو در بیروت، کنفرانس دوحه میان گروههای لبنانی برگزار شد. به عبارت بهتر، در اینجا عربستان سعودی نتوانست نقش یک موازنه گر را ایفا کند و شکست حیثیتی سختی در بیروت خورد. پس از آن نیز ریاض در جریان هبر یک از نبردهای حماس با رژیم صهیونیستی قدرت مانور منطقه ای خود را از دست داد. تا اینکه وقوع بیداری اسلامی همه محاسبات آل سعود در منطقه را بر هم زد. پناه دادن به دیکتاتورهایی مانند بن علی و علی عبدالله صالح ( دیکتاتور سابق یمن ) و سرکوب انقلابیون مسلمان در کشورهای مختلف منطقه منجر به ایجاد نفرتی عمیق از آل سعود گردید.

به نام علی عبدالله صالح اشاره کردید. جابه جایی قدرت میان دیکتاتور سابق یمن و معاون وی چه تاثیری در معادلات سیاسی صنعا گذشات؟ آیا این اقدام صوری  منجر به اقناع انقلابیون مسلمان یمنی گردید یا خیر؟

. پس از علی عبدالله صالح، معاون وی یعنی  عبدربه منصور هادی بر مسند قدرت نشست. این جابه جایی قدرت ، از سوی عربستان و شورای همکاری خلیج فارس هدایت و مدیریت شد. با این حال ملت یمن از همان زمان با جا به جایی صورت گرفته در قدرت مخالف بودند. آنها معتقد بودند جاب ه جایی یک دیکتاتور با معاونش مصداق یک انقلاب یا اصلاح واقعی محسوب نمی شود. در اینجاست که متوجه نقش منفی و بازدارنده ریاض و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس در امور داخلی یمن خواهیم شد.

اگر شورای همکاری خلیج فارس قصد داشت در تحولات یمن نقشی موثرو مثبت به سود ملت یمن ایفا کند، با تصمیم گیری مضحکانه خود در خصوص جا به جایی ظاهری قدرت در صنعا موجبات خشم ملت انقلابی یمن را فراهم نمی کرد. در حال حاضر نیز هرگونه ورود عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج فارس به این معادله منفی خواهد بود زیرا ملت یمن خاطره بسیار بدی از مداخله این کشورها در امور داخلی خود دارد.

شواهد و مستندات موجود نشان می دهد که تجهیز القاعده و گروههای تکفیری از این پس به یک راهبرد عربستان در یمن تبدیل خواهد شد. این راهبرد چگونه به صورت مشخص مدیریت و هدایت خواهد شد؟

در این خصوص آل سعود و آل ثانی در قطر به رسانه های مخصوص خود یعنی الجزیره و العربیه استناد نموده  و حساب ویژه ای بر روی بازی تبلغاتی و رسانه ای این دو باز خواهند کرد. طی همین هفته های اخیر شاهد نقش آفرینی شیطانی رسانه های وابسته به آل سعود و قطر در تقابل مستقیم با حرکت انقلابی ملت مظلوم یمن هستیم . هم اکنون در دو شبکه الجزیره و العربیه از اعضای القاعده و گروههای تکفیری و خطرناک، به عنوان " مخالفان دولت یمن" و " مخالفان جنبش انصارالله" یاد می شود! بدیهی است که شبکه های وابسته به آل سعود و دیگر خاندانهای دیکتاتور عربی  از نشر اکاذیب به این منظور ابایی ندارند .

هم اکنون مقامات سعودی در صددند از ملتی که خواستار خروج واقعی از سلطه آنها هستند ، به عنوان ملتی خطرناک و شورشی و در مقابل ، از تروریستهای القاعده که سابقه جنایات آنها در منطقه مشخص و محرز است به عنوان گروههای خواهان آزادی! یاد کند. این رویکرد وقیحانه آل سعود برخاسته و برگرفته از ماهیت این رژیم محسوب می شود. در این میان، جا به جایی قدرت میان پادشاهان آل سعود و تقسیم جدید قدرت میان شاهزادگان سعودی نیز تاثیری بر رویکرد کلان عربستان در قبال تحولات یمن نخواهد گذاشت.

هم اکنون اصلی ترین راهبرد عربستان ، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس، وارد کردن یمن به فاز بحران امنیتی است. تعلق خاطر گروههای تروریستی-تکفیری به آل سعود این روند را تسریع خواهد کرد. از این رو انقلابیون یمنی باید در مقابل اقدامات عربستان و متحدان آن در قبال صنعا و دیگر شهرهای یمن هشیار باشند.

مقامات امنیتی عربستان و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، وارد کردن صنعا به چرخه خشونت و ویرانی است. در چنین شرایطی اتحاد انقلابیون یمنی و ملت این کشور ، باید نسبت به هر زمان دیگری بیشتر تقویت شود. همان گونه که ملت یمن توانست طی ماههای اخیر با کنار زدن مهره های آل سعود از صنعا دست به حماسه ای بزرگ و وسیع بزند، در ادامه نیز قادر خواهد بود با اتحادی گسترده توطئه های آل سعود و دیگر دشمنان امنیت یمن را خنثی سازد.