معمای اوکراین همچنان حل نشده باقی مانده است

تحلیل ایران
    •••••  چهارشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۴:۴۱ کد مطلب : 721/a   

سکته آتلانتیکی ها در کنفرانس مونیخ

گروه بین الملل تحلیل ایران ـ  "بحران اوکراین" و درگیری های جاری در شرق این کشور،  اصلی ترین دغدغه سران کشورهای اروپایی و اعضای ناتو در کنفرانس امنیتی مونیخ را تشکیل می داد.

در این خصوص رایزنی های مشترک زیادی صورت گرفت و لابی های متعددی که در خصوص معضل اوکراین و حوادث جاری در آن تشکیل شد اما همه این موارد تنها و تنها به "یک دلیل" با شکست مواجه شد: اینکه نسخه پیچی بحران اوکراین به دست مولدان غربی آن افتاده بود.....

طی ماههای سخت سپری شده از آغاز بحران اوکراین، هر روزه شاهد انتشار اخبار ویژه ای در خصوص این منازعه پیچیده هستیم. شاید مروری کلی بر آنچه در ظاهر رخ داده است چندان خالی از تامل نباشد:

روزها معادله در اوکراين نسبت به هر زمان ديگري پيچيده تر شده است: بحران اصلي با سقوط دولت يانوکويچ در کيف شکل گرفت، شبه جزيره کريمه پس از يک همه پرسي به خاک روسيه الحاق شد، آمريکا براي نخستين بار پس از پايان جنگ سرد روسيه را نسبت به درگيري نظامي تهديد کرد، درگيري ها در لوهانسک و ديگر مناطق شرقي اوکراين ميان نيروهاي استقلال طلب و نيروهاي دولتي اوکراين شدت گرفت، سلطان شکلات (پترو پروشنکو) به عنوان رئيس جمهور جديد اوکراين انتخاب شد، تقابل سياست هاي مسکو و ناتو در روسيه منجر به اعمال تحريم هاي پلکاني غرب عليه روسيه شد، روسيه در مقابل تحريم هاي اروپا در اقدامي غير قابل پيش بيني واردات محصولات کشاورزي خود از آمريکا، اتحاديه اروپا، کانادا، نروژ و استراليا را به مدت يک‌سال متوقف کرد، اوکراين پيگيري روند متوقف شده عضويت خود در ناتو را از سر گرفت، ناتو اعلام کرد که پايگاههاي خود رادر شرق اروپا گسترش مي دهد، روسيه نسبت به بر هم زدن جغرافياي امنيتي اروپا در صورت گسترش ناتو به شرق هشدار داد ، بحران های موجود میان ناتو و مسکو شدیدتر شد، تحریمهای تازه ای علیه مسکو وضع گردید، درگیری ها در شرق اوکراین بیش از پیش گسترش یافت و در نهایت شاهد ایجاد وضعیت موجود هستیم!

صورتبندی فاجعه ای که غرب در اوکراین به وجود آورده است چندان سخت به نظر نمی رسد! بحران فعلي  اوکراين  معلول سياستهاي مداخله گرايانه غرب در راستاي ايجاد انقلاب نارنجي دوم در کيف بود. غرب پس از شکست ملکه نارنجي (تيموشنکو) در مقابل يانوکويچ در انتخابات رياست جمهوري سال 2010 ميلادي، عملا با شکست انقلاب نارنجي و به هدر رفتن ميلياردها دلار سرمايه خود مواجه شد.

با اين حال تلاش دوباره غرب براي ايجاد بحران در اوکراين و راه اندازي انقلاب نرمي ديگر، با تراژدي دردناک جنگ داخلي در اوکراين گره خورد. در چنين موقعيتي، سران کشورهاي غربي از جمله آنگلا مرکل، کاترين اشتون و حتي برخي سناتورهاي مداخله گر و منفور آمريکايي مانند جان مک کين هر يک در صدد برآمدند تا به هر نحو ممکن شرايط اضطراري در اوکراين را به موقعيتي براي افزايش قدرت مانور خود تبديل کنند.

در نتيجه اين رويکرد، اگرچه يانوکويچ به دليل عملکرد غير قابل دفاع خود در کشتار شهروندان اوکرايني بر کنار شد، اما اوکراين به صحنه نبرد داخلي و کانون منازعه جديد شرق و غرب تبديل شد. جدايي کريمه از اوکراين و تشديد نبرد در شرق اوکراين جملگي معلول سياستهاي غير عاقلانه و مداخله گرايانه غرب در اوکراين بوده است.

در حال حاضر، غرب از يک سو سعي دارد اين ميدان منازعه را حفظ کند و از سوي ديگر، مانع از عضويت اوکراين در ناتو و اتحاديه اروپا شود. از اين رو اوکراين قرباني بزرگ آمريکا، ناتو و اتحاديه اروپا محسوب مي شود.

در جریان برگزاری کنفرانس امنیتی اخیر در مونیخ، " تسلیح ارتش اوکراین از سوی ناتو" حکم سوال و معمای اصلی را داشت. مواضع اتخاذ شده از سوی مقامات اروپایی، آمریکایی و روسی نیز در این خصوص قابل توجه بود. در اینجا به مرور برخی از این مواضع می پردازیم:

 "لوران فابیوس" وزیر امور خارجه فرانسه: آنچه که ما  نیاز داریم صلح در مکان (اوکرین) و نه صلح بر روی کاغذ است.

"آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان : " مسئله این است که من نمی توانم هیچ شرایطی را تصور کنم که در آن تجهیز تسلیحاتی بهتر ارتش اوکراین به این مسئله منجر شود که رئیس جمهوری روسیه تحت تاثیر قرار گیرد. من باید سرسختانه بگویم که این مسئله ای است (ارسال سلاح برای اوکراین) که درباره آن من نمی خواهم صحبت کنم."

"سرگئی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه : جهان در یک نقطه عطف و دگرگونی قرار دارد،.... این مسئله مطرح است که آیا  شما (غربی ها) می خواهید یک ساختار امنیتی با، بدون یا علیه روسیه را تشکیل دهید.

"جو بایدن" معاون رئیس جمهوری آمریکا : این نتیجه تصمیمات پوتین است که دنیا امروز به گونه‌ای دیگر به نظر می رسد .ما اعتقاد نداریم که یک راهکار نظامی در اوکراین می تواند وجود داشته باشد.

"فرانک والتر اشتاین مایر" وزیر امور خارجه آلمان : ما از یک راه حل سیاسی بسیار دور شده ایم. 

جان کری وزیر امور خارجه آمریکا : اینجا هیچگونه جدایی و اختلاف نظری وجود ندارد (....) من نمی خواهم که کسی تنها به تنش ها فکر کند.

ینس استولتنبرگ دبیر کل ناتو: جنگ سرد، واقعه‌ای تاریخی است و باید همانگونه باقی بماند.

جمع بندی مواضع سران کشورهای درگیر در مناظعه اوکراین نشان می دهد که بحران جاری در این کشور نسبت به سال گذشته میلادی به مراتب پیچیده تر و سخت تر شده است. فرسایش در حل معضلات جاری در اوکراین سبب شده است تا پیش شرطهای تبدیل یک "منازعه محدود" به " منازعه ای دامنه دار و وسیع" بیش از هر زمان دیگری فراهم شود. 

ترسيم مختصات منازعه جديد در شرق اروپا با توجه به داده هاي موجود و تلفيق ثوابت و متغيرات استراتژيک و تاکتيکي موجود در اين منطقه چندان دشوار نيست.مختصات اين منازعه در حد فاصلي ميان « ذهن ثابت تئوريک» و « کنشهاي سيال عيني» قابل ترسيم است.

در اين معادله و نمودار ،اوکراين حکم مرکز ثقل و به عبارت صريح تر، نقطه آسيب پذير چنين منازعه اي را خواهد داشت. « کاتاليزورها» و « بازدارنده ها» نيز در اين معادله مشخص هستند. طيف تندروي جمهوريخواهان و دموکراتهاي آمريکا از يک سو و اعضاي راديکال تر ناتو نسبت به روسيه ( مانند انگليس و لهستان ) حکم کاتاليزور و طيف معامله گر ناتو ( مانند آلمان و فرانسه) به همراه سياستمداران غربي حامي تئوري «مهار بدون جنگ روسيه» يا « همزيستي اجباري با مسکو» حکم بازدارندگان چنين معادله اي را دارند.

با اين حال فارغ از بعد ماهوي، ديگر ابعاد اين منازعه مي تواند هر لحظه تحت تاثير يک کنش ناگهاني تغيير کند. موضوعي که نگراني آتلانتيکي ها و در مواردي روسها را نسبت به تحولات اوکراين دوچندان مي سازد.

آسمان و زمين اوکراين طي بیش از سکال اخیر به ميدان بازي خطرناکي تبديل شده است که نتيجه آن هر چه باشد، به سود شهروندان اوکرايني نخواهد بود! حتي برخي از طرفداران پيوستن اوکراين به ناتو و اتحاديه اروپا، خطرات ناشي از اين بازي خطرناک را در کشورشان درک کرده اند.

فراتر از آن، بسياري از تحليلگران مسائل اوکراين نسبت به اينکه کشورشان نقطه آغاز تغيير چهره ژئو استراتژيک يا حتي ژئو پليتيک شرق اروپا باشد به شدت نگران هستند.در چنين شرايطي اوکرايني ها بیش از هر زمان دیگری نسبت به آینده خود احساس نگرانی می کنند.

 واشنگتن و اتحاديه اروپا در هدايت اوکراين به سوي اين وضعیت سخت و دشوار نقش پررنگي داشته اند. البته بسياري از مقامات غربي تصور واکنش صريح و سريع روسيه را در قبال راه اندازي انقلاب جدید علیه دولت یانوکویچ را نمی کردند.

نکته دیگر اینکه حتی حامیان غربی اوکراین نیز در حمایت از دولت پروشنکو، رویکرد مزورانه ای را دنبال می کنند. اتحاديه اروپا و ناتو از يک سو اوکراين را به سوي خود کشيده و از سوي ديگر، بر سر فاصله گيري از کيف با يکديگر مسابقه گذاشته اند! ميان حضور مقامات اتحاديه اروپا در خيايانهاي کيف و در جمع معترضين به سياستهاي يانوکويچ تا پس زدن اوکراين براي عضويت در ناتو و اتحاديه اروپا فاصله و شکافي بزرگ خودنمايي مي کند!

چندي پيش لوران فابيوس وزير امور خارجه فرانسه آب پاکي را بر روي دستان مقامات اوکرايني ريخت و صراحتا از عدم آمادگي اتحاديه اروپا براي پذيرش اوکراين در اين مجموعه خبر داد.

«بوگوسلاو سوبوتکا»نخست وزير جمهوري چک نيز صراحتا خطاب به ديگر مقامات اروپايي عنوان کرده است که اگر طرف اوکرايني طرح صلح فعلي پروشنکو حل بحران اين کشور را موفقيت آميز مي‌داند، اين دليلی براي پذيرش همزمان نظريه وي براي عضويت در ناتو و اتحاديه اروپا نيست زيرا اتحاديه اروپا و ناتو نمي توانند خود را درگير بحران نظامي احتمالي با روسیه کنند.

واقعيت امر اين است که غرب هم اکنون نسبت به اوکراين ديد دوگانه اي دارد! بر اين اساس اوکراين حتي يک عضو بالقوه اروپا يا ناتو نيز شمرده نمي شود و صرفا حکم يک قرباني آماده در اولين خاکريز نبرد « روسيه و غرب» را خواهد داشت.

در جریان برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ، به سوالات اصلی در خصوص بحران اوکراین پاسخ داده نشد،سوالاتی از جمله اینکه :

1- مصدر وقوع بحران اوکراین در اصل چه بوده و چرا هیچ گاه دستگاههای امنیتی و سیاسی غرب بر روی نقطه آغاز بحرانهای داخلی در اوکراین تمرکز نکرده اند؟

2- چه راهکارهایی عینی جهت خروج اوکراین از وضعیت بحرانی متصور خواهد بود؟ آیااین راهکارهای عینی ، همان امضای توافقنامه های محدود در میدان نبرد یا تعهدات صوری طرفهای درگیر داخلی خواهد بود؟آیا این راهکارها قبلا به شکست نیانجامیده است ؟

3- دلیل طولانی شدن بحران اوکراین چه بوده است؟ به عبارت بهتر، غرب چه هدفی از صرف هزینه های هنگفت استراتژیک و سیاسی در کی یف داشته و دارد ؟

4 - آیا به لحاظ امنیتی و مخصوصا با توجه به انگاره ها و مولفه های جاری در حوزه امنیت بین الملل، هم اکنون "بحران اوکراین" متغیری وابسته به " بحرانی بزرگ تر میان روسیه و ناتو " است یا بالعکس؟

نکته دیگری که در خصوص بحران اوکراین و در جریان کنفرانس مونیخ مطرح شد، به موضوع جنجالی تسلیح نظامی اوکراین توسط ناتو باز می گردد. اقدامی که زمینه را جهت تشدید دامنه منازعات موجود در اوکراین به خارج از خاک این کشور فراهم می آورد.

در این خصوص ، به مرور مواضع اخیر یکی از استراتژیستها و تئوری پردازان مطرح آمریکایی یعنی " جان میرشایمر" اکتفا می کنیم .جان میرشایمر، تئوریسن برجسته روابط بین الملل، اخیرا به ناتو و ایالات متحده آمریکا در خصوص ارسال سلاح به اوکراین و تجهیز کی یف به سلاح های کشنده هشدار داده است.

این هشدار  در حالی صورت می گیرد که اکثر جمهوریخواهان و حتی عده ای دموکراتهای آمریکا ارسال سلاح برای ارتش اوکراین را اجتناب ناپذیر قلمداد کرده اند. در این خصوص میرشایمر به تذکرات شفاهی و سطحی اکتفا نکرده و در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز می نویسد:

"ارسال سلاح به اوکراین، آن هم از سوی ایالات متحده آمریکا و اعضای ناتو خطایی بزرگ محسوب می شود. اندیشکده های آمریکایی و افرادی مانند اشتون کارتر( نامزد وزارت دفاع آمریکا) در این خصصو اشتباه می کنند. ارسال سلاح سبب نجات ارتش اوکراین نشده بلکه به تشدید درگیری منجر خواهد شد. چنین اقدامی به طور خاص خطرناک است چرا که روسیه هزاران سلاح اتمی بوده و به دنبال دفاع از منفعت حیاتی استراتژیک خود است."

این هشدار میرشایمیر، از سو دیگر  نشانه ای  از واقعیتی به نام " قدرت مانور اندک امنیتی واشنگتن" در محیط پیرامونی مسکو است. در این صورت، کشورهای اروپایی و برخی از اعضای ناتو نیز نسبت به هرگونه تصمیم گیری شتابزده از سوی آمریکا احساس وحشت و ناامنی می کنند.

" ولفگانگ ايشينگر" رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ نیز در این خصوص معتقد است :

" ناتو تا زماني که مي‌داند کمک نظامي به اوکراين تنها بهانه‌اي به روسيه خواهد داد تا تنش‌ها را افزايش دهد و ناتو را به عنوان سرمنشا استراتژي‌هاي شيطاني معرفي کند، نبايد اين کمک‌ها را به اوکراين ارائه دهد.او در ادامه نوشته‌اش هشدار داد: با اين حال سر باز زدن روسيه از کمک به اجراي توافقنامه مينسک، هيچ راهي ‌جز ارائه تجهيزات دفاعي به کي‌يف براي کشورهاي غربي نمي‌گذارد و مسکو بايد کاملا مسئوليت آن را بپذيرد..."

البته رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ نیز به مانند دیگر سران و مقامات سیاسی و امنیتی کشورهای غربی سخنی از نقش مخرب واشنگتن، ناتو و اتحادیه اروپا در ایجاد بحران اولیه در کی یف و دیگر شهرهای اوکراین به میان نیاورده است.

اوکراین طی ماههای اخیر، در یک تراژدی تمام عیار گرفتار آمده است. سازمان ملل اعلام کرده است  که مجموع تلفات درگيري‌ها در شرق اوکراين تاکنون به 5 هزار و 358 کشته رسيده و در عين حال از تاکتيک‌هاي استفاده شده در اين درگيري‌ها نظير گلوله‌ باران کورکورانه مناطق غيرنظامي و کشتار غيرنظاميان انتقاد کرد. سازمان ملل همچنين اعلام کرد که تنها در سه هفته گذشته درگيري‌هاي شرق اوکراين موجبکشته شدن دستکم 224 غيرنظامي شده‌اند.

زيد رعد الحسين، کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل ادر این خصوص عنوان کرده است :

" در درگيري‌هاي اوکراين ايستگاه‌هاي اتوبوس و ديگر سيستم‌هاي حمل و نقل عمومي ، بازارها، مدارس، مهدکودک‌ها ، بيمارستان‌ها و مناطق مسکوني بخشي از ميدان جنگ شده‌اند که اين نقض فاحش قوانين انسان‌دوستانه بين‌المللي است."

در فضای بحران زده موجود در شرق اوکراین، هر اتفاقی فارغ از نظارت سازمانهای حقوقی رخ می دهد: از کشتار غیر نظامیان تا استفاده از بمبها و سلاحههای ممنوعه . سازمان امنيت و همکاري اروپا اعلام کرد در بمباران 27 ژانويه  شهر لوهانسک اوکراين از بمب خوشه اي استفاده شده است و 20 نيروي ارتش اين کشور بر اثر تشديد تنش ها کشته و زخمي شده اند.

سازمان غير دولتي ديده بان حقوق بشر در اکتبر گذشته نيز گزارشي مبني بر استفاده از بمب خوشه اي در بمباران محله هاي مسکوني دونتسک شرق اوکراين منتشر کرده بود. استفاده از اين بمب ها مي تواند از مصاديق جنايت جنگي در نظر گرفته شود. وزارت امور خارجه اوکراين پيشتر اين گزارش را بي اساس خوانده بود.

چانه زنی قدرتهای بزرگ و مخصوصا مولدین غربی بحران اوکراین در حالی اوج گرفته است که خشم عمومي در اوکراين عليه ناتو و اتحادیه اروپا  رو به افزايش است. حتي بسياري از معترضيني که در ميدان استقلال کيف تظاهرات کرده و نام آن را به ميدان يورو تغيير داده بودند، امروز به راستي دريافته اند که مقامات غربي آنها را در چه بحران سختي قرار داده و در عمل رها کرده اند!

با همه اين تفاسير، نسخه پيچي دو کشور اصلي تاثيرگذار در بحران اوکراين، يعني آلمان و فرانسه بسي مضحکانه به نظر مي رسد. آنگلا مرکل و فرانسوا اولاند به گونه اي در اين خصوص رفتار مي کنند که گويا " کليد نجات اوکراين" در دست اروپاي واحد است! البته از يک سو اين ديدگاه صحيح به نظر مي رسد! يعني کليد نجات اوکراين خروج غرب از معادلات داخلي اين کشور و بروز استقلال واقعي از قدرتهاي بزرگ در  کيف مي باشد.