به گزارش تحلیل ایران تنها یک ماه از آغاز سال ۲۰۲۶ گذشته است اما دونالد ترامپ در همین بازه کوتاه ۲ بار ناچار شده از جاه طلبیهای بزرگ و پر سر و صدای خود عقب بنشیند. رئیس جمهوری که با شعار بازگشت قدرتمند به کاخ سفید آمده بود و وعده
داده بود هیچ مانعی را به رسمیت نشناسد حالا خیلی زود با دیوار واقعیتهای سیاسی داخلی و مقاومت خارجی مواجه شده است.
گزارشی که شبکه سی ان ان منتشر کرده نشان می دهد ترامپ برخلاف تصویری که از خود به عنوان یک رهبر مهارناپذیر ساخته بود در عمل ناچار شده لحن و رفتار خود را هم در داخل آمریکا و هم در عرصه بین المللی تعدیل کند. این عقب نشینیها نه از
سر انتخاب بلکه نتیجه فشار افکار عمومی مقاومت نهادهای محلی واکنش متحدان خارجی و نگرانی از هزینههای سیاسی و اقتصادی بوده است.
نخستین عقب نشینی مهم ترامپ در داخل آمریکا و در ایالت مینه سوتا رخ داد. جایی که کشته شدن دو معترض به دست نیروهای فدرال خشم گسترده افکار عمومی را برانگیخت. دولت ترامپ در ابتدا تلاش کرد با روایت سازی رسانهای این کشتار را توجیه کند
و قربانیان را تهدید امنیتی معرفی کند. اما انتشار ویدیوها و واکنش شدید مردم و مقامات محلی این سناریو را شکست داد.
در ادامه کاخ سفید مجبور شد لحن خود را تغییر دهد و رئیس جمهوری نماینده ویژه خود در امور مرزی را به مینه سوتا اعزام کرد. ترامپ همچنین با فرماندار و شهردار این ایالت گفت وگو کرد و از ضرورت کاهش تنش سخن گفت. این چرخش موضع در حالی رخ
داد که پیش از آن ترامپ صراحتا دموکراتهای مینه سوتا را به انتقام تهدید کرده بود و از برخورد قهری دفاع میکرد.
این عقب نشینی نشان داد حتی در فضای قطبی شده سیاست آمریکا هم استفاده بی محابا از زور می تواند هزینه نشان دهد. اعتراضات خیابانی فشار فعالان حقوق مدنی و ورود دادگاهها باعث شد پروژه نمایش اقتدار ترامپ در مینه سوتا با شکست روبه رو
شود. حتی برخی جمهوری خواهان نیز نسبت به لحن و رفتار دولت هشدار دادند و از خدشه دار شدن اعتبار نهادهای امنیتی سخن گفتند.
اما عقب نشینی ترامپ فقط به داخل آمریکا محدود نماند. در عرصه بین المللی نیز رئیس جمهوری آمریکا با شکستی پر سر و صدا مواجه شد. تلاش ترامپ برای تحمیل خواسته خود بر گرینلند و طرح ایده الحاق این منطقه به آمریکا موجی از اعتراض و مقاومت
در اروپا ایجاد کرد. متحدان ناتو که سالها با ملاحظه با واشنگتن رفتار کرده بودند این بار موضعی یکپارچه گرفتند و صراحتا با خواسته ترامپ مخالفت کردند.
واکنش تند رهبران اروپایی نگرانی بازارهای مالی و ترس از بی ثباتی ژئوپلیتیکی باعث شد کاخ سفید خیلی زود از این ماجراجویی عقب نشینی کند. عقب نشینیای که ضربهای جدی به تصویر رهبری جهانی آمریکا وارد کرد و نشان داد دوران دیکته کردن اراده
واشنگتن بدون هزینه به پایان رسیده است.
همزمان در آمریکای لاتین نیز ترامپ با واقعیتی متفاوت از تصور خود روبه رو شد. اظهارات مقامهای ونزوئلا درباره رد مداخله جویی آمریکا و تردید شرکتهای نفتی آمریکایی نسبت به طرحهای پرهزینه کاخ سفید نشان داد پروژه سلطه از راه فشار اقتصادی
و سیاسی دیگر کارایی سابق را ندارد. حتی متحدان سنتی آمریکا نیز با احتیاط بیشتری به سیاستهای ترامپ نگاه میکنند.
مجموع این تحولات تصویر روشنی را ترسیم میکند. ترامپ اگرچه در گفتار همچنان بر قدرت مطلق و بی نیازی از قواعد تاکید دارد اما در عمل ناچار به عقب نشینی شده است. او که در داووس از دیکتاتوری سخن گفت و حتی انتخابات را زیر سوال برد اکنون
میبیند که نه افکار عمومی آمریکا و نه متحدان خارجی حاضر به همراهی کامل با این مسیر نیستند.
این عقب نشینیها به ویژه در آستانه انتخابات میان دورهای اهمیت بیشتری پیدا می کند. سیاست مهاجرتی که یکی از برگهای اصلی ترامپ بود حالا به نقطه آسیب تبدیل شده است. بخش بزرگی از جامعه آمریکا با خشونت سازمان یافته و برخورد نظامی با
شهروندان و مهاجران همراهی نمیکند و این مسئله می تواند هزینه سیاسی سنگینی برای دولت داشته باشد.